تبلیغات
بهار نو - مطالب ابر گفت و گو

بهار نو
 
عشق یعنی ظاهر باطن نما / باطنی آکنده از نور خدا


ساخت فلش مدیا پلیر
ابزار وب Online User
یزد/ محمد امامی: یکی از ویژگی‌های ارتباطات مجازی، (از جمله ارتباطات تلگرامی)، سطحی و کم عمق بودن اغلب آن‌هاست. با توجه به این ویژگی، فضای مجازی، استعداد این را دارد که کاربرانش به جماعتی از معتادان منفعل و بی‌اندیشه و بازنده تبدیل شوند.
اما ارتباطگران دانا، می‌توانند با تعمیق ارتباطات سطحی نخستین، با تلفیق دانایی، خلاقیت و نوآوری و ابتکار، زمینه‌ای را برای شکوفا شدن ارتباطات اثربخش و کارآمد و مفید فراهم آورند.
ارتباطات عمیق و اثربخشی که ارتباط گر در آن، نه تنها اهل اعتیاد، ‌انفعال، کم‌خردی و هدر دادن اوقات گرانبها نیست، بلکه می‌تواند با هنر و سلیقه و ابتکار، از راه این ارتباط ، دانایی، بینش، توانمندی و مهارت خود را افزایش دهد و با توسعه یادگیری خود جمع‌های مجازی را نیز به اعتلا برساند.
امروزه باید از سرک کشیدن افراطی به کانال ها و گروه های متعددی که مملو از محتواهای سطحی و تکراری هستند رهایی یافت و با تعمیق بخشیدن به ارتباطات مجازی، در فکر ارتقای کارآمدی و اثربخشی این نوع ارتباطات بود. برای این منظور گروه‌ها و کانال‌ها باید به گروه‌هایی یادگیرنده تبدیل شود که تمامی اعضای آن میل و اشتیاق به آموختن و آموزاندن داشته باشند.
شکل‌گیری گفت و گوهای هدفمند، موضوع‌محور و برنامه‌مدار، یکی از راه‌های تحقق این هدف است و امیدواریم جامعه مجازی و تلگرامی ما بتواند این امکان ارتباطی نو را با بهره‌مندی از عنصر خلاقیت و نوآوری و اندکی سلیقه ، به فرصتی برای پیشرفت و اعتلای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی تبدیل کند.
برای تعمیق ارتباطات مجازی برقراری پیوند میان دنیای مجازی و حقیقی از ضرورت‌های جدی است. تبدیل ارتباطات و دوستی‌های سالم مجازی به ارتباطات و دوستی‌های حقیقی و تعمیق ارتباطات کارآمد و اثربخش حرفه‌ای و تخصصی می‌تواند دامنه وسیعی از تغییر و تحول را در زمینه‌های گوناگون برای جامعه‌مان به ارمغان بیاورد.
فراموش نکنیم که فضای مجازی برای ما می‌تواند تهدید و یا فرصت باشد، مواجهه عقلانی و منطقی و هدفمند و برنامه‌مدار و به دور از هرگونه افراط و تفریط با این پدیده ارتباطی ، می‌تواند ما را سوار بر بال‌های فناوری ارتباطات به سرزمین پیشرفت و تعالی برساند و مواجهه منفعلانه و به دور از اندیشه و هدف و برنامه با این امکان ارتباطی، می‌تواند ما را به خاسرانی تبدیل کند که نه تنها از این راه ارتباطی، هیچ نوع استفاده مفیدی نمی‌بریم، بلکه سرمایه‌های گرانبهای عمر و وقت خویش را در این راه می‌بازیم و از دست می‌دهیم.
امید که هم‌میهنان خوب و اصحاب دنیای مجازی با پرهیز از غلتیدن در سرگرمی‌های غیرمفید و اسراف وقت و انرژی و توانایی‌های خود و همچنین با مدیریت زمان و قدردانی از فرصت‌هایی که این فناوری ارتباطات پیش روی ما نهاده است، بتوانند دستاوردهای ارزشمند و مفیدی را برای خود و میهن اسلامی‌مان به ارمغان بیاورند.

ان شاء الله تعالی
۲۷ فروردین ۱۳۹۵





طبقه بندی: فرهنگی،  ارتباطات اجتماعی،  فناوری اطلاعات و ارتباطات، 
برچسب ها: ارتباطات، ارتباطات مجازی، گفت و گو، تلگرام، جامعه مجازی،  

نوشته شده در تاریخ جمعه 27 فروردین 1395 توسط محمد امامی
گفت طوفانی به سختی با نسیم
از چه هستی در وزیدن ها حلیم

گفتش ار طوفان به هم ریزد خسان
یا تکاپو افکند در ناکسان

من به لطف فکر و صبر و مهر خویش
نوش سازم ناکسان را زهر نیش

داس خشمت می کند خس را ولی
سرو را هم ساده آیا می کنی؟

دست من باشد نوازشگر مدام
گفته ای از قهر و می گویم سلام

تیشه ای بر ریشه های هر نهال
من به مهرم می دهم بر او مدال

می کنی با خشم برگ لاله را
من نوازش می کنم آلاله را

چاره ساز تو هماره قهر و کین
من نسیمم راه من مهر است و دین

صادقان را کاش همراهی کنی
در مسیر دوستی راهی کنی

خشمگین بودن، همه گمراهی است
جلوه ای از یک سراب واهی است

در جهان خواهی سعادت، شو نسیم
تکیه کن بر پندِ مردان قدیم

از محبت خارها گل گشته اند
مهربان باش و به سختی ها بخند

♦️ محمد امامی/ نهم خرداد ۱۳۹۴




طبقه بندی: شعر و ادب و طنز،  اجتماعی،  فرهنگی، 
برچسب ها: شعر، گفت و گو، طوفان، نسیم، صبر، مهربانی، خشونت،  

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 11 تیر 1394 توسط محمد امامی
محمد امامی: با چهره ی برافروخته و عصبانی و با فریاد وارد اتاق روابط عمومی شد ! فشار ناراحتی از مشکلی که برایش پیش آمده بود آنچنان او را آزرده خاطر کرده بود که فقط زبان به اعتراض گشوده بود و به کسی فرصت نمی داد با او سخن بگوید.
به احترام موی سپیدش با تمام قامت از جای برخاستم و به سراغش رفتم ، همراه با لبخند دستم را بر شانه اش گذاشتم و از او خواستم تا بر روی صندلی راحتی که در کنار صندلی خودم پیش بینی شده بود آرام بنشیند و سخنش را ادامه دهد.
در گام نخست موفق شدم به او کمک کنم تا کمی آرامشش را باز یابد ، در مرحله ی بعدی با تمام وجودم برایش گوش شدم تا هرآنچه در ته دل محزون او وجود داشت بشنوم.
با تعارف کردن شکلات و یک چای مرحله ی دیگری از ارتباط ما رقم خورد و این بار کمی از آتش خشمش فروکش کرد.
حالا دیگر سخن گفتنش با پرسش هایی که من لابه لای کلامش با عذرخواهی از او می پرسیدم و توضیحات کوتاهی که در مورد مشکل و ابهامش می دادم رو به نرمی گذارده بود.
ناگهان رد زخمی بر کنار گونه اش توجه مرا به خود جلب کرد باب مزاح محترمانه با او را باز کردم و از او سبب مجروح شدن کنار گونه اش را از او پرسیدم او نیز که حالا دیگر کاملا آرام شده بود لبخند ملیحی زد و علت جراحت را تیغ صورت تراشی عنوان کرد ! و من در حالی که به او توصیه می کردم مواظب باشد تا دیگر چنین اتفاق ناگواری برایش پیش نیاید ، خواستم به او اثبات کنم که دوستش دارم و ناراحتی او برایم مهم است.
او یک معضل مخابراتی داشت و من در لابه لای گفت و گویمان به او فهماندم که انتظارش غیر قانونی است و کاری برای او نمی توان انجام داد.
لحظات زیادی نگذشت که این بار پیرمرد که بازنشسته ی آموزش و پرورش بود با لبی خندان اتاق روابط عمومی را ترک کرد و این در حالی بود که هیچ کار خاصی برای او نکردیم. تنها فضایی آرام برای گفت و گو و رسیدن به تفاهم کافی بود تا خشم و غضب و عصبانیت پیرمرد به خنده و لبخند و دعا برای سلامتی و موفقیت من تبدیل شود.
اینجا بود که خدای را شکر کردم که ما چنین مردم خوبی داریم که اگر با آنان خوب گفت و گو شود و موانع و محدودیت ها بازگو شود به راحتی و با احترام در برابر ما کوتاه خواهند آمد و از خواسته های خود صرف نظر می کنند. 




طبقه بندی: ارتباطات اجتماعی،  خاطره ها، 
برچسب ها: خاطره، روابط عمومی، گفت و گو، ارتباط، ارتباطات، همدلی،  

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 مهر 1390 توسط محمد امامی
دیروز یکی از همکاران رو دیدم
یه کناری ایستاده بود خیلی تو فکر بود   
به نظر خیلی غمگین بود و نمی خواست دیگران این رو بفهمن   
رفتم جلو ، اسمش رو صدا زدم و بهش گفتم: فلانی چرا گرفته ای ؟ چرا اینقدر ناراحتی؟ این که ناراحتی نداره، بالاخره یا خودش می آد،  یا نامه اش می آد، یا خبر مرگش!
کمی لبخند زد و حالا می شد سر صحبت رو باهاش باز کرد
گفت نه نه خودش اومده تازه یه بچه هم برام آورده
گفتم خدا برات هر دوشون رو نگه داره
خلاصه کمی با هم حرف زدیم ، از گرفتاری های زندگیش می گفت و خیلی احساس ناراحتی داشت   
من خیلی راحت و با خنده دست زدم به پشتش و گفتم بابا بی خیال، بخند ، اینها ارزش غصه خوردن نداره   
ببین ، منو که می بینی اینجا الان کنارت دارم می خندم، همین الان حکم 13 ماه ناروایی روی دوشم هست و باید برم اون رو تحمل کنم اما دارم می خندم و واقعا از ته دلم می خندم
این که ناراحتی نداره، حالا خنده برای من راحت تره یا برای تو؟   
تعجب کرده بود، و کم کم سگرمه هاش  از هم باز شد، شروع کرد به لبخند زدن، و کمی دوباره با هم حرف زدیم
وقتی از هم جدا شدیم، برعکس ابتدای گفت و گو، او لبهایی خندان داشت
و من، آرزو کردم همیشه لبخند برلب همکاران و دوستانم باقی بماند.
....................
پس از نگارش: 13 ماه به 9 ماه تقلیل یافت!
التماس دعا




طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: لبخند، خنده، ناراحتی، غصه، گفت و گو،  

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 9 آبان 1389 توسط محمد امامی
ایسنا: اولین جلسه از سلسله‌نشست‌های تبیین دیدگاه‌ها و مواضع شخصیت‌ها، احزاب و تشكل‌های سیاسی و دینی با حضور « مرتضی نبوی و علی‌محمد حاضری» از سوی نهاد نمایندگی مقام رهبری در دانشگاه تهران برگزار شد.
مرتضی نبوی، عضو شورای مركزی جامعه اسلامی مهندسین در سخنانش درباره با انتخابات دهم و وقایع پس از آن گفت: به نظر می‌آید انتخاباتی كه پشت سر گذاشتیم از ویژگی‌هایی برخوردار بود كه آن را از سایر انتخابات‌ها متمایز می‌كند.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار كرد: در این انتخابات با توجه به رقابت سنگینی كه وجود داشت دو جریان اصلی كشور كه سابقه‌دار نیز هستند با تمام قوا به صحنه آمدند و به رقابت پرداختند......


ادامه مناظره را از اینجا بخوانید

برچسب ها: حاضری، مرتضی نبوی، انتخابات، مناظره، دوقطبی، گفت و گو، برهان، استدلال، آزادی،  

نوشته شده در تاریخ جمعه 24 مهر 1388 توسط محمد امامی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn