تبلیغات
بهار نو - مطالب ابر مدیریت ارتباطات

بهار نو
 
عشق یعنی ظاهر باطن نما / باطنی آکنده از نور خدا


ساخت فلش مدیا پلیر
ابزار وب Online User

 انتشار یادداشت دکتر نگین حسینی در بیست وهفتمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات با عنوان بررسی ارتباطی و فرهنگی شوخی‌های سخیف با دکتر شریعتی ، بازتاب زیادی در رسانه ها و نظرات موافق و مخالفی داشت. از جمله محمد دشتی نوشته:

http://ablt.comze.com/pic/3c36d0c741dd.jpgروز اول هفته بود و خودم را برای رفتن به دیدار دوستی آماده می کردم . یک پیامک برایم رسید . بی حوصله  جعبه  پیام ها را باز کردم و آنرا خواندم . لبخندی زدم و به نظرم رسید پیامک را برای دوستی همکلاسی که خاطرات مشترک سالهای 56  تا 66  سخت به هم پیوندمان داده بود، بفرستم .  پیام را منتقل کردم .چند دقیقه ای نگذشته بود که جواب داد . تعجب کردم ! سابقه نداشت زیر 6 ساعت جواب پیام ها را بدهد . بی خیال نبود و قصد بی احترامی نداشت . عادتش این بود . خیلی کنجکاو شدم و وقتی که پیام را خواندم تعجبم بیشتر شد . بدون هیچ سلام و علیک و توضیح اضافی نوشته بود : این پیام را پاک کن و دیگر هم از این پیام ها برایم نفرست ! برایش نوشتم : چرا ! نوشت بماند تا بعد !

می دانستم که اصرار فایده ای ندارد  و جواب نخواهد داد . این موضوع چند روزی ذهنم را مشغول کرده بود تا اینکه دو ، سه روز بعد با رسیدن پیامش ، ذوق زده جعبه پیام را باز کردم . این چند روزه همه فکر و خیالم این بودکه چه چیزی ناراحتش کرده است و چه خطایی از من سر زده است که چنین رفتاری با من کرده است . در طول این 35 سال که 25 سال آخر آن با دیدارهای کوتاه و نامه و پیام سپری شده بود ، چنین رفتاری از طرف او سابقه نداشت . در متن پیام نوشته شده بود : ایمیلتان را چک کنید! خدا را شکر لحنش مهربانتر بود .

خیلی منتظرو کنجکاو بودم و این چند روز هم همه فکر و ذکرم  همین پیامکی بود که دلیلش برایم روشن نبود . به سراغ ایمیلم رفتم . آن راباز کردم و با کنجکاوی تمام خواندم . نوشته بود

دوست نازنین سلام !

آخرهای سال 56  ،کلاس سوم راهنمایی را یادت هست ؟ یاد معلم مهربان آن سالها حسین آقا صفایی *را در ذهن داری ؟ آن روز گرم تابستان را به یا داری که وقتی درس تمام شدو معلم کتابی را که جلدی کاهی داشت وهیچ چیزی روی جلد نوشته نشده بود ،  بیرون آورد و مشغول خواندن شد ، تو با کنجکاوی جلو رفتی و پرسیدی :آقا اجازه ! اسم این کتاب چیست . آقای صفایی لبخندی زد و گفت کویر ! تو آمدی ونشستی و من و دو سه نفر دیگر از بچه ها گفتیم : خب ! اسم نویسنده اش را هم می پرسیدی . دوباره بلند شدی و گفتی آقا ببخشید اسم نویسنده کتاب چیه ؟ آقای صفایی  همانطور که مشغول خواندن بود ، گفت : علی مزینانی !  زنگ خورد و با هیاهو و همهمه  کلاس درس و مدرسه را ترک کردیم . من و تو و بچه ها گمان می کردیم کتاب "کویر" یک داستان یا رمان است که نویسنده ای سبزواری آن را نوشته است . این کتاب را  که قطعی پالتویی داشت روزهای بعد هم در جیب کت آقای حسین صفایی دیدیم . چند روز بعد که کتابی دیگر و این بار با جلد سفید رنگ  جای کتاب "کویر" را گرفته بود ،اکبر آقا طیبی ** که خوره کتاب بود از معلم پرسید آقا ببخشید اسم این کتاب چیه ؟ آقای صفایی که انگارمنتظر چنین موقعیتی بود و از بی تفاوتی ما صبرش سر آمده بود کتاب رااز جبیش در آورد و گفت : نام این کتاب " فاطمه ، فاطمه است " و نویسنده اش هم همان آقای علی مزینانی است و شروع کرد به خواندن بخش هایی از کتاب . در آن سالها که فضا ، فضای دیگری بود ، بچه ها که معمولاً حوصله گوش دادن به مطالب غیر درسی را نداشتند ، سر تا پا گوش شده بودند و با خواندن هر فراز ، از سخنان دکتر علی مزینانی ، بیشتر شیفته مطالب کتاب و مکث و فراز و فرودهای سخنان آقای صفایی می شدند . وقت کلاس تمام شد و زمانی که خواستیم کتاب را امانت بگیریم ، معلم مهربان گفت :  یک جلدبیشتر ندارم ، اجازه بدید جلسه بعد خودم بقیه اش را برایتان می خوانم . بعد از آن تا مدتها این کتاب و کتاب های دکتر لحظات خوب کلاس را به خود اختصاص داد. یادت هست که بچه ها تصمیم گرفتند در بیرون از کلاس هم با آقا معلم هم صحبت شوند و حرف های علی مزینانی را بیشتر و بهتر از زبان و کلام فصیحش بشنوند ؟ صبح زودی را که به باغ توت جواد آقا رفتیم و بعد از خوردن یک شکم سیر توت، در آن صبحگاه شنیدیم که نام واقعی علی مزینانی ، "دکتر علی شریعتی " است را بیاد می آوری؟ خاطرت هست بعد از آن روز با خواندن کتاب های دکتر برای من و تو جمع سی نفره بچه ها چه اتفاقاتی افتاد . زمان جنگ را به یاد داری ؟ فکر کن  ببین 10 نفری از بچه ها را که  از همان جمع شهید شدند با جزئیات به خاطر می آوری ! یادت هست آن سفری را که از مشهد به تهران می آمدیم و بعد از سبزوار در سه راهی که به مزینان ( روستای محل تولد دکتر شریعتی ) می رفت ایستادیم و حرفهای دکتر را که به یادمان مانده بود تکرار کردیم و گریستیم . دکتر شریعتی این سالها خیلی موردبحث و نقد و در معرض تاختن و نواختن بود . اما من و تو خیلی چیزها از او یاد گرفتیم . در جریان انقلاب بودیم ، به جبهه رفتیم و در این  چند سال هم درجامعه مسئولیت هایی داشتیم و به حزب و گروه خاصی هم وابسته نبودیم . شریعتی که بزرگترین نشانه و خصیصه وجودی اش اندیشه ورزی بود ، برای نسل من وتو شناخته شده است . تو چگونه به خودت اجازه دادی پیامکی که حرف های دکتر را به تمسخر گرفته بود ، برای من بفرستی ؟! حتماً از سر بی توجهی و بی دقتی بوده است . ولی باز هم می نویسم : چنین پیامک هایی را در تلفن همراهت نداشته باش و برای کسی نفرست !

امروز که نشریه شماره 27" مدیریت و ارتباطات" را از آقای لعلی گرفتم و مطلب سرکار خانم نگین حسینی را  در مورد پیامک های بی محتوا و سخیف امروزی خواندم یاد حرف های دکتر کمالی پور در کتاب " مسافر دهکده جهانی " افتادم  . آنجا که می گوید : هر کاری را که می خواهید انجام دهید ، اشکالی ندارد . اما اولش فکر کنید آیا حاضرید همان کار را در جمع هم انجام دهید و از آن دفاع کنید . دکتر راست می گفت : آیا نسل ما حاضر است یکی از این پیام ها را در جمع بخواند و از بودن خودش خجالت نکشد ! پس ما را چه شده است که پیامک هایی از این دست را راحت رد و بدل می کنیم ؟! صادقانه اعتراف کنیم که ما هم آره ! باید در رفتارهایمان تجدیدنظر کنیم .

پانویس :

 * آقای حسین صفایی معلم " با صفای " آن سالهای ما در شهرستان بجستان از توابع استان خراسان رضوی بود که بعدها منشا خدمات زیادی شد و آخرین بار سابقه کار و خدماتش را در وزارت جهاد کشاورزی شنیدم و این روزها هم حتما دلسوز و خدمتگذار انقلاب است .

** شهید اکبر طیبی از همکلاسی های نازنین و کتابخوانی حرفه ای بود . همان سالهای اول  جنگ به جبهه رفت . سالها در غبار غربت گم شد و نهایتا پیکر سبک و آسمانیش در مزار شهدای بجستان آرام گرفت .

------------------------------------

منبع: اینجا





طبقه بندی: فرهنگی،  اجتماعی، 
برچسب ها: پیامک، دکتر علی شریعتی، رفتارهای اجتماعی، مدیریت ارتباطات،  

نوشته شده در تاریخ جمعه 13 مرداد 1391 توسط محمد امامی

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 اسفند 1390 توسط محمد امامی

اولین شماره ماهنامه تخصصی مدیریت ارتباطات منتشر شد. این ماهنامه اولین شنبه هر ماه منتشر می شود . شماره اول مدیریت ارتباطات از روز ۱/۳/۸۹ در کیوسک های مطبوعاتی تهران توزیع می شود.علاقه مندان به تهیه این ماهنامه در شهرستان ها و سایر علاقمندان نیز می توانند با تکمیل فرم اشتراك كه بر روی سایت ماهنامه به آدرس www.cmmagazine.ir قرار دارد این نشریه را دریافت کنند. 

ماهنامه مدیریت ارتباطات به بررسی مدیریت ارتباطات در حوزه‌های سیاسی٬ اجتماعی٬ اقتصادی، مدیریت٬ فناوری٬ آینده پژوهی و ارتباطات پرداخته است.

صاحب امتیاز و مدیر مسئول این ماهنامه امیر عباس تقی‌پور و به سردبیری امیر لعلی می‌باشد.تیتر یک این شماره ماهنامه به تهیه گزارشی یک روزه از فعالیت های حمید بقایی ٬ معاون رییس جمهور و گفت و گو با وی اختصاص یافته است. بقایی در این گفت و گو اعلام کرده : هیچ وقت شبکه های فارسی زبان ماهواره را ندیده ام.

در این شماره ماهنامه مدیریت آثار و گفتاری از محمد ستاری فر ٬ شهیندخت خوارزمی ٬ حسن بشیر ٬ فریدون وردی نژاد ٬ یحیی آل اسحاق ٬ امید میدری ٬موسی غنی نژاد ٬ جمشید پژویان ٬حسین راغفر ٬ محمد عباس زادگان و ... منتشر شده است


ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی،  ارتباطات اجتماعی، 
برچسب ها: ماهنامه تخصصی، مدیریت ارتباطات، مدیریت، ارتباطات،  

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389 توسط محمد امامی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn