همدلی ، نیرویی توانمند برای محقق ساختن اهداف و برنامه های سازمان و کارآمدترین دلیل برای پیشبرد رشد شخصی و روابط انسانی و ارتباط با دیگران است. در یک سازمان با نیروی همدلی می توان بسیاری از گره های پیچیده را گشود ، بسیاری از غیر ممکن ها را ممکن ساخت و راههای دشوار کار و فعالیت و تحقق اهداف و برنامه ها را پیمود.اما در اینجا پرسش مهم این است که « همدلی چگونه ایجاد می شود ؟ » . برای اینکه به این پرسش پاسخ دهیم ، خوب است به تعریف و معنای همدلی توجه کنیم ، همدلی را می توانیم توانایی درک فرد مقابل به همان اندازه که او خود را درک می کند تعریف کنیم، همدلی به معنای توانایی درک طرف مقابل به همان ظرافتی است که او خود را درک می کند.بنابر این به نظر می رسد چنانچه بخواهیم در فضای سازمان « همدلی » ایجاد شود ، باید فضایی ایجاد کنیم که هم کارکنان بتوانند خود را به جای مدیران بگذارند و آنان را درک کنند و هم مدیران بتوانند تا به درون کارکنان راه یابند و مسایل و امور را از دید آنان ببینند، به کارکنان به گونه ای کامل و بدون خشک اندیشی و پیشداوری گوش فرا دهند و به موضوع هایی که برای کارکنان اهمیت دارد به همان اندازه توجه کنند که آنان توجه دارند.اما چنانچه در سازمان شاهد بی تفاوتی هستیم که نقطه مقابل همدلی است ، این حالت بیانگر نبود احساس ، نبود دلبستگی یا نبود توجه است و چنانچه در روابط کارکنان با یکدیگر ، مدیران با یکدیگر و کارکنان با یکدیگر که از اهمیت زیادی برخوردار است، بی تفاوتی به شکل رایج و متداول درآید ، بسیار ویرانگر و زیان آور می شود.مدیران و کارکنان باید به نیازهای یکدیگر پاسخ مناسب و درست بدهند ، ناراحتی یکدیگر را احساس کنند ، احساس یکدیگر را درک کنند و نسبت به آن آگاهانه و به موقع واکنش مناسب نشان دهند و این روشن ترین معنای همدلی است.بدیهی است سازمانی که از کارکنان و مدیران همدل برخوردار است، هریک از کارکنان و مدیران ، نه تنها باعث دگرگونی های سازنده در دیگران می شوند ، بلکه به خود نیز کمک می کنند تا در راستای مثبت تکامل یابند.« همدلی » مدیران و کارکنان و درک آنان از یکدیگر و شناخت و آگاهی نیازهای یکدیگر و پاسخگویی مناسب به این نیازها ، می تواند این فرصت را برای افراد فراهم آورد که دارای افق دید گسترده تر باشند و سازمان را یاری می رساند تا نسبت به دستیابی به اهداف و برنامه هایش حساسیت ژرفتر و بیشتری داشته باشد.اما برای ایجاد فضای همدلی، « صداقت » ضرورتی انکارناپذیر است. صداقت ، یعنی شخص به راستی آن چیزی باشد که هست ، بدون اینکه خودنمایی کند و یک شخص قابل اعتماد در شرایط گوناگون ، بیرون و درونش یکی است.صداقت برای هرگونه روابط پویا مورد نیاز است و نداشتن صداقت منجر به عدم توفیق در ایجاد رابطه با دیگران می شود. نکته ی مهم این است که مسیر همدلی و صداقت مسیری دوسویه است که نباید انتظار داشت صرفا کارکنان با مدیران همدلی کنند و یا صرفا مدیران با کارکنان همدلی کنند.پس برای ایجاد فضای « همدلی » در سازمان هم مدیران و هم کارکنان باید صادقانه و به دور از هرگونه خودنمایی کاذب ، خود را به جای یکدیگر گذاشته و درک و احساس صحیحی از یکدیگر داشته و نسبت به آن واکنشی به موقع و مناسب نشان دهند.
- برچسب ها: همدلی، صداقت، ارتباطات كارآمد،
اشاره:
دنیای سیاست دنیای پرآشوب و پیچیده ای است که ویژگی های خود را همواره بر کسانی که به این وادی وارد می شوند تحمیل می کند، شناخت و بصیرت دو عنصر مهم در این وادی است که می تواند اهالی سیاست را یاری کند، اما آیا این دو به تنهایی کافی است ؟!
به مدد فرصتی که خدا به من عطا کرد توانستم مروری بر روند فعالیتم در «بهارنو» داشته باشم ، وبلاگی در چهارسالگی خود پای به دنیای سیاست هم نهاد ، این فرصت موجب گشایش ذهن من به برخی آفات دنیای سیاست شد، و آفاتی چون دروغ ، غیبت ، تهمت ، طرح آنچه به آن علم و یقین نداری و در یک کلام کم توجهی به ارزش های اسلامی و انسانی ، که متاسفانه بسیاری به آن آلوده می شوند و «بهارنو» نیز به آن آلوده شد. اینک به یمن بازنگری و بازشناسی آنچه گذشت ، چنانچه خدا مرا به خود وا نگذارد تلاش می کنم ابتدا ارزش های فراموش شده را در خود احیا کنم و آنگاه با شناخت و آگاهی در حد وسع خویش گام در راه نهم و بتوانم هم «بهاری» و هم «نو» باشم و مطمئنم دوستان و مخاطبان صادق از کاستی های گذشته چشم پوشی خواهند کرد.
در این راه سخت محتاج عنایت الهی و دعا و همراهی دوستان و همراهان صادق و دوستدار نظام مقدس جمهوری اسلامی هستم. التماس دعا
«ولایت فقیه» ؛ به مثابه یک «معیار»
برای شناخت هر چیزی ، آن را با یک «معیار» می سنجند ، مثلا وقتی می خواهیم میزان عیار یک قطعه طلا را بشناسیم ، آن را به سنگ محک می آزماییم و با آن معیار ، به عیار طلا پی می بریم.
امروزه برای شناخت راه درست انقلاب و تشخیص سره از ناسره چه باید کرد؟
صریح می گویم که «ولایت فقیه» همواره معیار سنجش مسیر درست انقلاب اسلامی ماست ، به هر میزان شخصیت ها ، مقامات ، مسئولان و جریانات سیاسی به مشی و دیدگاه ولایت فقیه نزدیک باشند ، عیار آنان در پیمودن راه صحیح انقلاب بالاتر است و بی تردید در شناخت این معیار ، در فصای غبارآلود امروز ، «بصیرت» و «صداقت» دو عنصر ضروری و کارساز است.
در آستانه سی و یکمین سالروز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ، یاد بنیانگذار نظام مقدس جمهوری اسلامی ، حضرت امام راحل (ره) را با پاسداشت و ارج نهادن به یکی از مهم ترین سفارش هایش که «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکت نرسد» گرامی می دارم و به روح آن عزیز و شهدای والامقام انقلاب اسلامی درود می فرستم.
امیدوارم خداوند توفیق کسب بصیرت و جبران کاستی های گذشته را به من عطا فرماید و بتوانم در پرتو رهنمودهای مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای خدمتگزاری شایسته برای نظام جمهوری اسلامی باشم. انشاءالله تعالی
- برچسب ها: ولایت فقیه، معیار، انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی، بصیرت، صداقت، امام خمینی (ره)، مقام معظم رهبری،
