تبلیغات
بهار نو - مطالب ابر سعدی

بهار نو
 
عشق یعنی ظاهر باطن نما / باطنی آکنده از نور خدا


ساخت فلش مدیا پلیر
ابزار وب Online User
برخیز که می‌رود زمستان
بگشای در سرای بستان

 نارنج و بنفشه بر طبق نه
منقل بگذار در شبستان

 وین پرده بگوی تا به یک بار
زحمت ببرد ز پیش ایوان

برخیز که باد صبح نوروز
در باغچه می‌کند گل افشان

خاموشی بلبلان مشتاق
در موسم گل ندارد امکان

آواز دهل نهان نماند
در زیر گلیم و عشق پنهان

بوی گل بامداد نوروز
و آواز خوش هزاردستان

 بس جامه فروختست و دستار
بس خانه که سوختست و دکان

 ما را سر دوست بر کنارست
آنک سر دشمنان و سندان
 
چشمی که به دوست برکند دوست
بر هم ننهد ز تیرباران

 سعدی چو به میوه می‌رسد دست
سهلست جفای بوستانبان

(سعدی علیه‌الرحمه)




طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: نوروز، بهاریه، سعدی،  

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 اسفند 1391 توسط محمد امامی
گلستان سعدی - باب اول ، در باب سیرت پادشاهان

تصحیح شادروان محمد علی فروغی

حكایت های اول تا دهم


ادامه مطلب

برچسب ها: سعدی، سعدی شیرازی، گلستان، سیرت پادشاهان،  

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 فروردین 1389 توسط محمد امامی
•  اول دفتر به نام ایزد دانا
•  وقتی دل سودایی می​رفت به بستان​ها
•  برخیز تا یک سو نهیم این دلق ازرق فام را
•  ما را همه شب نمی​برد خواب
•  سلسله موی دوست حلقه دام بلاست
•  ای پیک پی خجسته که داری نشان دوست
•  مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست
•  دوش دور از رویت ای جان جانم از غم تاب داشت
•  هشیار کسی باید کز عشق بپرهیزد
•  تو را نادیدن ما غم نباشد
•  اینان مگر ز رحمت محض آفریده​اند
•  درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند
•  ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می​رود
•  سرمست اگر درآیی عالم به هم برآید
•  تو را سریست که با ما فرو نمی​آید
•  آن که هلاک من همی​خواهد و من سلامتش
•  هر که سودای تو دارد چه غم از هر که جهانش
•  گرم بازآمدی محبوب سیم اندام سنگین دل
•  من خود ای ساقی از این شوق که دارم مستم
•  از در درآمدی و من از خود به درشدم
•  غم زمانه خورم یا فراق یار کشم
•  در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
•  هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
•  بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
•  ما گدایان خیل سلطانیم
•  بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران
•  تو از هر در که بازآیی بدین خوبی و زیبایی
•  خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی
•  من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
•  سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
•  همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
•  چونست حال بستان ای باد نوبهاری
•  به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی
•  بسیار سفر باید تا پخته شود خامی
•  نه طریق دوستانست و نه شرط مهربانی
•  شبست و شاهد و شمع و شراب و شیرینی




طبقه بندی: شعر و ادب و طنز، 
برچسب ها: شعر، سعدی، سعدی شیرازی، مشرف الدین مصلح شیرازی، اشعار معروف،  

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389 توسط محمد امامی
گلستان سعدی - باب اول ، در باب سیرت پادشاهان

تصحیح شادروان محمد علی فروغی

حكایت های یازدهم تا بیستم


ادامه مطلب

طبقه بندی: شعر و ادب و طنز، 
برچسب ها: سعدی، گلستان، سیرت پادشاهان،  

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 فروردین 1389 توسط محمد امامی
گلستان سعدی - باب اول ، در باب سیرت پادشاهان

تصحیح شادروان محمد علی فروغی

حكایت های یازدهم تا بیستم


ادامه مطلب

طبقه بندی: شعر و ادب و طنز، 
برچسب ها: سعدی، گلستان، سیرت پادشاهان،  

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 فروردین 1389 توسط محمد امامی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn