تبلیغات
بهار نو - مطالب ابر انقلاب اسلامی

بهار نو
 
عشق یعنی ظاهر باطن نما / باطنی آکنده از نور خدا


ساخت فلش مدیا پلیر
ابزار وب Online User
(بدون شرح و اضافات و توضیح و تفسیر)
تاریخ 12/11/57


بیانات امام خمینى در بهشت زهرا 
بسم الله الرحمن الرحیم
تسلیت و تشكر از ملت مصیبت دیده
مـا در ایـن مـدت مـصـیـبـت هـا دیـده ایـم ، مـصـیـبـت هـاى بـسـیـار بـزرگ و بـعـضـى پیروزها حـاصـل شـد كـه البـته آن هم بزرگ بوده ، مصیبت هاى زن هاى جوان مرده ، مردهاى اولاد از دست داده ، طفل هاى پدر از دست داده .
من وقتى چشمم به بعضى از اینها كه اولاد خودشان را از دست داده اند مى افتد، سنگینى در دوشـم پـیـدا مى شود كه نمى توانم تاب بیاورم . من نمى توانم از عهده این خسارات كه بر ملت ما وارد شده است برآیم ، من نمى توانم تشكر از این ملت بكنم كه همه چیز خودش را در راه خدا داد، خداى تبارك و تعالى باید به آنها اجر عنایت فرماید.
مـن بـه مـادرهاى فرزند از دست داده تسلیت عرض مى كنم و در غم آنها شریك هستم . من به پـدرهـاى جوان داده ، من به آنها تسلیت عرض مى كنم . من به جوان هائى كه پدرانشان را در این مدت از دست داده اند تسلیت عرض مى كنم .
اصل رژیم سلطنتى ، خلاف قانون ، قواعد عقلى و حقوق بشر
خوب ، ما حساب بكنیم كه این مصیبت ها براى چه به این ملت وارد شد، مگر این ملت چه مى گـفـت و چـه مـى گـویـد كـه از آنـوقـتـى كـه صـداى مـلت در آمـده اسـت تـا حـالا قتل و ظلم و غارت و همه اینها ادامه دارد؟ ملت ما چه مى گفتند كه مستحق این عقوبات شدند؟ مـلت مـا یـك مـطـلبـش ایـن بـود كـه ایـن سـلطـنـت پـهـلوى از اول كـه پـایـه گـذارى شـد برخلاف قوانین بود. آنهائى كه در سن من هستند، مى دانند و دیـده انـد كـه مـجـلس مـوسـسـان كـه تاسیس شد، با سرنیزه تاسیس شد، ملت هیچ دخالت نـداشـت در مـجـلس مـوسسان ، مجلس موسسان را با زور سرنیزه تاسیس كردند و با زور، وكـلاى آن را وادار كـردنـد بـه ایـنـكـه بـه رضاشاه راى سلطنت بدهند. پس این سلطنت از اول یـك امـر بـاطـلى بـود، بـلكـه اصـل رژیـم سـلطـنـتـى از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلى است و خلاف حقوق بشر است . براى اینكه ما فرض مى كنیم كه یك ملتى تمامشان راى داند. كه یك نفرى سلطان باشد، بسیار خوب ، اینها از بـاب ایـنـكه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، راى آنها براى آنها قابل عمل
اسـت لكـن اگـر چنانچه یك ملتى راى دادند (ولو تمامشان ) به اینكه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد، این به چه حقى ملت پنجاه سال از این ، سرنوشت ملت بعد را معین مى كند؟ سـرنـوشـت هـر مـلتـى بـه دست خودش است . ما در زمان سابق ، فرض بفرمائید كه زمان اول قـاجـاریـه نـبودیم ، اگر فرض كنیم كه سلطنت قاجاریه به واسطه یك رفراندمى تـحـقـق پـیـدا كـرد و هـمـه مـلت هـم مـا فـرض كنیم كه راى مثبت دادند، اما راى مثبت دادند بر آقـامـحـمـدخان قجر و آن سلاطینى كه بعدها مى آیند. در زمانى كه ما بودیم و زمان سلطنت احمدشاه بود، هیچ یك از ما زمان آقامحمدخان را ادراك نكرده ، آن اجداد ما كه راى دادند براى سـلطنت قاجاریه ، به چه حقى راى دادند كه زمان ما احمد شاه سلطان باشد؟ سرنوشت هر مـلت دسـت خـودش اسـت . مـلت در صـد سـال پـیـش از ایـن ، صـدوپـنـجـاه سـال پـیـش از ایـن ، یـك مـلتى بوده ، یك سرنوشتى داشته است و اختیارى داشته ولى او اخـتـیـار مـاهـا را نـداشته است كه یك سلطانى را بر ما مسلط كند. ما فرض مى كنیم كه این سـلطـنت پهلوى ، اول كه تاسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختیار مـردم تـاسـیـس كـردنـد و ایـن اسـبـاب ایـن مـى شـود كـه بـر فـرض ایـنـكـه ایـن امـر بـاطـل صـحـیح باشد، فقط رضاخان سلطان باشد آن هم بر آن اشخاصى كه در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان باشد بر این جمعیتى كه الان بیشتر شان ، بلكه الا بعض قـلیـلى از آنها ادارك آنوقت را نكرده اند، چه حقى داشتند ملت در آن زمان سرنوشت ما را در ایـن زمـان مـعـین كنند؟ بنابر این سلطنت محمدرضا اولا كه چون سلطنت پدرش خلاف قانون بـود و بـا زور و بـا سـرنـیـزه تـاسـیس شده بود مجلس ، غیر قانونى است ، پس سلطنت مـحـمدرضا هم غیر قانونى است و اگر چنانچه سلطنت رضاشاه فرض بكنیم كه قانونى بوده ، چه حقى آنها داشتند كه براى ما سرنوشت معین كنند؟ هر كسى سرنوشتش با خودش اسـت ، مـگـر پـدرهـاى مـا ولى مـا هـسـتـنـد؟ مـگـر آن اشـخـاصـى كـه درصـد سـال پـیـش از ایـن ، هـشتاد سال پیش ‍ از این بودند، مى توانند سرنوشت یك ملتى را كه بـعـدهـا وجـود پـیـداكـنـنـد، آنـهـا تـعـیـیـن بـكـنـنـد؟ ایـن هـم یـك دلیل كه سلطنت محمدرضا سلطنت قانونى نیست . علاوه بر این ، این سلطنتى كه در آنوقت درست كرده بودند و مجلس موسسان هم ما فرض كنیم كه صحیح بوده است ، این ملتى كه سـرنـوشـت خـودش بـا خـودش بـایـد بـاشد، در این زمان مى گوید كه ما نمى خواهیم این سـلطان را. وقتى كه اینها راى دادند به اینكه ما سلطنت رضاشاه را، سلطنت محمدرضاشاه را، رژیـم سـلطنتى را نمى خواهیم ، سرنوشت اینها با خودشان است . این هم یك راه است از براى اینكه سلطنت او باطل است .
غیر قانونى بودن شاه ، مجلس و دولت منبعث از آن
حـالا مـى آئیـم سـراغ دولت هـائى كـه ناشى شده از سلطنت محمدرضا و مجلس هائى كه ما داریـم . در تـمـام طـول مـشـروطـیت الا بعضى از زمان ها آن هم نسبت به بعض از وكلا، مردم دخـالت نـداشـتـند در تعیین وكلا. شما الان اطلاع دارید كه در این مجلسى كه حالا هست ، چه مجلس شورا و چه مجلس سنا و شما ملت ایران هستید، شما ملتى هستید كه در تهران سكنى داریـد، من از شما مردم تهران سؤ ال مى كنم كه آیا این وكلائى كه در مجلس هستند، چه در مجلس سنا و چه
در مجلس شورا شما اطلاع داشتید كه اینها را خودتان تعیین كنید؟ اكثر این مردم مى شناسند ایـن افـرادى را كـه بـه عـنـوان مـجـلس و بـه عـنـوان وكـیـل مـجـلس سنا یا مجلس شورا در مجلس هستند؟ یا این هم با زور تعیین شده بدون اطلاع مـردم ؟ مـجـلسـى كـه بـدون اطـلاع مـردم است و بدون رضایت مردم است ، این مجلس ، مجلس غـیـرقـانـونـى اسـت . بـنـابـر ایـن ایـنـهـائى كـه در مـجـلس نـشـسـتـه انـد و مـال مـلت را گـرفته اند به عنوان اینكه حقوق هر فرض كنید كه وكیلى اینقدر است ، این حـقـوق را حق نداشتند بگیرند و ضامن هستند. آنهائى هم كه در مجلس سنا هستند، آن ها هم حق نـداشـتـنـد و ضامن هستند. و اما دولتى كه ناشى مى شود از یك شاهى كه خودش و پدرش غـیـر قـانـونـى اسـت ، خـودش عـلاوه بر او غیرقانونى است ، وكلائى كه تعیین كرده است غـیـرقـانـونـى است ، دولتى كه از همچو مجلسى و همچو سلطانى انشاء بشود، این دولت غـیـرقـانـونـى اسـت . این ملت حرفى را كه داشتند در زمان محمدرضاخان مى گفتند كه این سـلطنت را ما نمى خواهیم و سرنوشت ما با خود ماست . در حالا هم مى گویند كه ما این وكلا را غیرقانونى مى دانیم ، این مجلس سنا را غیرقانونى مى دانیم ، این دولت را غیرقانونى مـى دانـیـم . آیا كسى كه خودش از ناحیه مجلس ،از ناحیه مجلس سنا، از ناحیه شاه منصوب است و همه آنها غیر قانونى هستند، مى شود كه قانونى باشد؟ ما مى گوئیم كه شما غیر قـانونى هستید باید بروید. ما اعلام مى كنیم كه الان دولتى كه به اسم دولت قانونى خـودش را مـعـرفـى مـى كـنـد، حـتـى خـودش قـبـول نـدارد كـه قانونى است ، خودش تا چند سـال پـیـش از ایـن ، تـا آنـوقـتـى كـه دسـتـش نـیـامـده بـود ایـن وزارت ، قـبـول داشـت كـه غـیرقانونى است ، حالا چه شده است كه مى گوید من قانونى هستم ؟ این مجلس غیرقانونى است ، از خود وكلا بپرسید كه آیا شما را ملت تعیین كرده است ؟ هر كدام ادعـا كـردنـد كـه ملت تعیین كرده است ، ما دستشان را مى دهیم دست یك نفر آدم ببرد او را در حـوزه انـتـخـابـیـه اش ، در حـوزه انـتـخـابـیـه اش از مـردم سـؤ ال مـى كـنـیـم كه این آقا آیا وكیل شما هست ، شما او را تعیین كردید؟ حتما بدانید كه جواب آنـهـا نـفى است . بنابر این آیا یك ملتى كه فریاد مى كند كه ما این دولت مان ، این شاه مـان ، این مجلس مان برخلاف قوانین است و حق شرعى و حق قانونى و حق بشرى ما این است كـه سرنوشت مان دست خودمان باشد، آیا حق این ملت این است كه یك قبرستان شهید براى ما درست بكنند، در تهران ، یك قبرستان هم در جاهاى دیگر؟
اصلاحات شاه ، افساد مملكت
من باید عرض كنم كه محمد رضاى پهلوى ، این خائن خبیث براى ما رفت ، فرار كرد و همه چـیـز مـا را بـه بـاد داد. مـملكت ما را خراب كرد، قبرستان هاى ما را آباد كرد. مملكت ما را از نـاحـیـه اقـتـصـاد خـراب كـرد. تـمـام اقتصاد ما الان خراب است و از هم ریخته است كه اگر چـنـانـچـه بـخـواهـیـم مـا ایـن اقـتـصـاد را بـه حـال اول بـرگـردانـیـم ، سال هاى طولانى با همت همه مردم ، نه یك دولت این كار را مى تواند بكند و نه یك قشر از اقـشـار مـردم ایـن كـار را مـى تـوانـنـد بـكنند، تا تمام مردم دست به دست هم ندهند نمى تـوانـند این به هم ریختگى اقتصاد را از بین ببرند. شما ملاحظه كنید، به اسم اینكه ما مى خواهیم زراعت را، دهقان ها را دهقان كنیم ، تا حالا رعیت بودند و ما مى خواهیم حالا دهقانشان
كـنیم ،اصلاحات ارضى درست كردند، اصلاحات ارضى شان بعد از این مدت طولانى به ایـنـجـا مـنتهى شد كه بكلى دهقانى از بین رفت ، بكلى زراعت ما از بین رفت و الان شما در هـمـه چـیـز مـحتاجید به خارج یعنى محمدرضا این كار را كرد تا بازار درست كند از براى امریكا و ما محتاج به او باشیم در اینكه گندم از او بیاوریم ، برنج از او بیاوریم ، همه چیز را، تخم مرغ از او بیاوریم یا از اسرائیل كه دست نشانده امریكاست بیاوریم .
--------------------------------------
منبع: صحیفه‌ی نور جلد چهارم صفحه ۲۸۱
منبع: صحیفه‌ی امام جلد ششم
منبع:
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران




طبقه بندی: تاریخی، 
برچسب ها: امام خمینی (ره)، دهه‌ی فجر، سالروز ورود امام خمینی (ره)، انقلاب اسلامی،  

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 بهمن 1391 توسط محمد امامی

اشاره:
دنیای سیاست دنیای پرآشوب و پیچیده ای است که ویژگی های خود را همواره بر کسانی که به این وادی وارد می شوند تحمیل می کند، شناخت و بصیرت دو عنصر مهم در این وادی است که می تواند اهالی سیاست را یاری کند، اما آیا این دو به تنهایی کافی است ؟!
به مدد فرصتی که خدا به من عطا کرد توانستم مروری بر روند فعالیتم در «بهارنو» داشته باشم ، وبلاگی در چهارسالگی خود پای به دنیای سیاست هم نهاد ، این فرصت موجب گشایش ذهن من به برخی آفات دنیای سیاست شد، و آفاتی چون دروغ ، غیبت ، تهمت ، طرح آنچه به آن علم و یقین نداری و در یک کلام کم توجهی به ارزش های اسلامی و انسانی ، که متاسفانه بسیاری به آن آلوده می شوند و «بهارنو» نیز به آن آلوده شد. اینک به یمن بازنگری و بازشناسی آنچه گذشت ، چنانچه خدا مرا به خود وا نگذارد تلاش می کنم ابتدا ارزش های فراموش شده را در خود احیا کنم و آنگاه با شناخت و آگاهی در حد وسع خویش گام در راه نهم و بتوانم هم «بهاری» و هم «نو» باشم و مطمئنم دوستان و مخاطبان صادق از کاستی های گذشته چشم پوشی خواهند کرد.
در این راه سخت محتاج عنایت الهی و دعا و همراهی دوستان و همراهان صادق و دوستدار نظام مقدس جمهوری اسلامی هستم. التماس دعا

«ولایت فقیه» ؛ به مثابه یک «معیار»
برای شناخت هر چیزی ، آن را با یک «معیار» می سنجند ، مثلا وقتی می خواهیم میزان عیار یک قطعه طلا را بشناسیم ، آن را به سنگ محک می آزماییم و با آن معیار ، به عیار طلا پی می بریم.
امروزه برای شناخت راه درست انقلاب و تشخیص سره از ناسره چه باید کرد؟
صریح می گویم که «ولایت فقیه» همواره معیار سنجش مسیر درست انقلاب اسلامی ماست ، به هر میزان شخصیت ها ، مقامات ، مسئولان و جریانات سیاسی به مشی و دیدگاه ولایت فقیه نزدیک باشند ، عیار آنان در پیمودن راه صحیح انقلاب بالاتر است و بی تردید در شناخت این معیار ، در فصای غبارآلود امروز ، «بصیرت» و «صداقت» دو عنصر ضروری و کارساز است.
در آستانه سی و یکمین سالروز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ، یاد بنیانگذار نظام مقدس جمهوری اسلامی ، حضرت امام راحل (ره) را با پاسداشت و ارج نهادن به یکی از مهم ترین سفارش هایش که «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکت نرسد» گرامی می دارم و به روح آن عزیز و شهدای والامقام انقلاب اسلامی درود می فرستم.
امیدوارم خداوند توفیق کسب بصیرت و جبران کاستی های گذشته را به من عطا فرماید و بتوانم در پرتو رهنمودهای مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای خدمتگزاری شایسته برای نظام جمهوری اسلامی باشم. انشاءالله تعالی





طبقه بندی: فرهنگی،  اجتماعی،  سیاسی، 
برچسب ها: ولایت فقیه، معیار، انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی، بصیرت، صداقت، امام خمینی (ره)، مقام معظم رهبری،  

نوشته شده در تاریخ شنبه 17 بهمن 1388 توسط محمد امامی

دوشنبه۲۰مهر

من تعجب می‌كنم كه چطور عده‌ای این طرف و آن طرف می‌گویند از این قانون‌اساسی بوی دیكتاتوری می‌آید

بخشی از دیدگاه‌های شهید آیت‌الله بهشتی پیرامون مبانی نظری قانون‌اساسی ثمره انقلاب 1357 مردم ایران

 




طبقه بندی: فرهنگی،  سیاسی، 
برچسب ها: شهید بهشتی، قانون اساسی، انقلاب اسلامی، مبانی نظری،  

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 مهر 1388 توسط محمد امامی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn