تبلیغات
بهار نو - مطالب فرهنگی

بهار نو
 
عشق یعنی ظاهر باطن نما / باطنی آکنده از نور خدا


ساخت فلش مدیا پلیر
ابزار وب Online User
محمد_امامی : «فقدان راهبرد ارتباطی و رسانه ای»  ضعفی که دولت تدبیر و امید از آن رنج می برد

 شاید کمتر متخصص و فعال رسانه ای و ارتباطی باشد که به معضل «فقدان راهبرد ارتباطی و رسانه ای» دولت تدبیر و امید واقف نباشد.
مشکلی که در رویدادهای مهم بیش از پیش خود را نشان می دهد و لزوم اتخاذ تدبیر فوری برای رفع این کاستی را برجسته تر می سازد.
اما برای رفع این نقیصه و ضعف ارتباطی چه باید کرد؟
به نظر من این چند راهکار می تواند مورد تامل و ندقیق قرار گرفته و تمهیدات جدی برای جبران کمبودهای کنونی اندیشیده شود.

 راهکار های پیشنهادی برای #تغییر وضع موجود:
  • انتخاب تیم ورزیده و متخصص از میان متخصصان خوش سابقه و صاحب تجربه در حوزه ارتباطات اجتماعی
  •  تدوین راهبرد ارتباطی دولت در دو بخش روابط عمومی و رسانه
  •  تدوین برنامه های کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت در جهت تحقق راهبردها
  •  بهره مندی هدفمند و با برنامه از امکانات بالقوه فضاهای مجازی
  •  ترویج خلاقیت ها و نوآوری ها و ایجاد ذائقه های متناسب با شرایط جدید سیاسی اجتماعی کشور
  •  تعمیق اعتماد عمومی با گسترش دامنه ارتباط دولت - ملت با هدف تعمیق و اثربخشی و کارآمدی این ارتباط
  •  تلاش برای باز کردن فضای رسانه میلی کنونی و رفع دلواپسی های تزریقی به جامعه و جایگزین سازی ترویج روحیه امید
  •  ایجاد تنوع در به کارگیری رسانه و تلاش برای ایجاد شبکه رسانه ای دولت
  •  پیگیری راهبرد هر شهروند یک رسانه با تقویت آموزش های سواد رسانه ای در جامعه
  •  شناخت و بهره مندی از مزیت های موجود ارتباطی و رسانه ای
  •  تامین امنیت فعالان رسانه ای و آزادی بیان در چهارچوب های قانونی
  •  اعمال سیاست گذاری و اجرای نظام تشویقی در زمینه تولید محتواهای مفید
  •  و .......

 شما نیز می توانید با دیدگاه های اصلاحی و ارزنده خود ، این فهرست را اصلاح و تکمیل فرمایید.





طبقه بندی: دولت،  فرهنگی،  سیاسی،  ارتباطات اجتماعی، 
برچسب ها: راهبرد ارتباطی، رسانه، روابط عمومی، دولت،  

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 مرداد 1394 توسط محمد امامی
محمد امامی  Emami41@yahoo.com :  حضور و وجود ‌‍«روابط عمومی» در حیات اجتماعی ما بیانگر نیاز جامعه به نهادی برای تنظیم تعامل سازمانها با مردم و ارائه‌ی خدمات خاصی به آنان است.
 #اعتبار و #بقای «روابط عمومی» به نوع تصمیم‌ها و چگونگی اقدامات برای تامین نیازهای مردم و سازمانها بستگی دارد و چنانچه این خدمات و فعالیتها، هم به لحاظ كمٌی و هم كیفی از سوی جامعه مورد پذیرش واقع نشود، ناخشنودی عمومی ، مجالی برای حفظ اعتبار و بقای «روابط عمومی» نخواهد گذاشت.
 اما یكی از اساسی ترین پیش‌نیازها برای توفیق جامعه‌ی روابط عمومی در اجتماع ما، #یكپارچگی از درون است. برای تحقق این مهم لازم است بزرگان، استادان و مسئولان نهادهای مختلف #روابطـعمومی در كشور، از جزءنگری و شیفتگی صرف نسبت به اهداف و روش‌های سازمان، انجمن، گروه یا نهاد خود دست بردارند و اهداف ملی روابط عمومی را به عنوان راهنمای خود در تلاش‌هایشان فراراه قرار دهند.
 بدون تردید جامعه‌ی روابط عمومی كشور نمی‌تواند سربلندی و اعتبار خود را حفظ كند در حالی كه مسئولان و بزرگان #انجمن‌ها و #نهادهای روابط عمومی، هركدام به دنبال اهداف بخشی و گروهی و منافع خود بوده و منافع و اهداف ملی روابط عمومی را مد نظر نداشته باشند.
 از این رو باید بین سازمان‌ها ، انجمن‌ها و نهادهای روابط عمومی و اهدافشان با #اهداف_ملی روابط‌عمومی پیوند زده شود و آن اهداف، سرلوحه‌ی فعالیت هر نهاد قرار گیرد.
 گروه‌های مختلف روابط‌عمومی، چنانچه به منافع و اهداف عمومی و كلان و ملی روابط‌عمومی حرمت ننهند، ناتوانی در ایفای مسئولیت‌های عظیم، بیشتر شدن شكاف سازمان‌ها با مخاطبان، پراكنده شدن توانایی‌هایی كه می‌تواند با #همـافزایی، گره‌های پیچیده‌ای را باز كند و مهم‌تر از همه، نارضایتی عمومی، سازمان‌های جامعه را در بر خواهد گرفت و اگر با اندكی دوراندیشی به قضیه توجه نكنند، این مشكلات سرانجام گریبان خودشان را نیز خواهد گرفت.
 لذا چون سازمان‌ها و نهادها و انجمن‌های روابط‌عمومی می‌توانند تاثیر عمده‌ای بر حركت روابط‌عمومی كشور داشته باشند، لاجرم چگونگی فعالیت آنها باید به گونه‌ای باشد كه در اثر آن زیانی به اهداف ملی روابط‌عمومی و اعتبار جایگاه روابط‌عمومی وارد نشود و در صورت زیان، نهاد و یا انجمن مربوطه ملزم به جبران آن باشد.
 تا زمانی كه در گروهها و نهادهای مختلف روابط عمومی، #مسئولیت_اجتماعی وجود نداشته باشد، هیچ‌گونه #پاسخگویی از سوی آن نهاد در برابر جامعه ی روابط‌عمومی و اجتماع وجود ندارد و در یك كلام، «مسئولیت اجتماعی» ، پیش فرض «پاسخگویی اجتماعی» است، یعنی مسئولان نهادهای روابط‌عمومی، ابتدا باید مسئولیت اجتماعی خویش را بشناسند، سپس در جهت آن اقدام كنند.
 مسئولیت اجتماعی ، با مورد توجه قرار دادن #ضوابط_اخلاقی و تمركز روی اهداف و نتایج، عملی می‌شود. لیكن پاسخگویی اجتماعی، بدون توجه به برنامه های عملی و تمركز بر ابزار و وسایل محقق نخواهد شد.
#مردم_داران
#روابط_عمومی




طبقه بندی: فرهنگی،  اجتماعی،  ارتباطات اجتماعی، 
برچسب ها: روابط عمومی، ارتباطات، یکپارچگی درونی، مسئولیت اجتماعی،  

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 11 تیر 1394 توسط محمد امامی
گفت طوفانی به سختی با نسیم
از چه هستی در وزیدن ها حلیم

گفتش ار طوفان به هم ریزد خسان
یا تکاپو افکند در ناکسان

من به لطف فکر و صبر و مهر خویش
نوش سازم ناکسان را زهر نیش

داس خشمت می کند خس را ولی
سرو را هم ساده آیا می کنی؟

دست من باشد نوازشگر مدام
گفته ای از قهر و می گویم سلام

تیشه ای بر ریشه های هر نهال
من به مهرم می دهم بر او مدال

می کنی با خشم برگ لاله را
من نوازش می کنم آلاله را

چاره ساز تو هماره قهر و کین
من نسیمم راه من مهر است و دین

صادقان را کاش همراهی کنی
در مسیر دوستی راهی کنی

خشمگین بودن، همه گمراهی است
جلوه ای از یک سراب واهی است

در جهان خواهی سعادت، شو نسیم
تکیه کن بر پندِ مردان قدیم

از محبت خارها گل گشته اند
مهربان باش و به سختی ها بخند

♦️ محمد امامی/ نهم خرداد ۱۳۹۴




طبقه بندی: شعر و ادب و طنز،  اجتماعی،  فرهنگی، 
برچسب ها: شعر، گفت و گو، طوفان، نسیم، صبر، مهربانی، خشونت،  

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 11 تیر 1394 توسط محمد امامی
 محمد امامی: بافت قدیم یزد از یک سو با طیف وسیعی از مشکلات کالبدی، عملکردی، ترافیکی و زیست محیطی روبروست و از سوی دیگر بافت قدیمم یزد می تواند مهم ترین ظرفیت شهر یزد برای استفاده بهینه از زمین جهت اسکان جمعیت، تامین فضای خدماتی مناسب و نیز بهبود زیست محیطی محسوب شود.
بافت قدیم یزد به دلیل موقعیت مکان شهری خود در کنار رنجی که از مشکلات نحوه ساخت و ساز و هدر رفتن زمین در بخش های مرکزی و توانمند شهر می برد، از تفکر دخالت کالبدی در این بافت نیز رنج می برد.
فضاهای خالی و بافت قدیم یزد در دل شهر در حالی رها شده که گسترش کالبدی شهر یزد هر روز مشکلی تازه بر مشکلات موجود می افزاید.
نکته حایز اهمیت دیگر که ممکن است گاهی مورد غفلت قرار گیرد، این است که ما گاهی در مواجهه با بافت قدیم و تاریخی یزد بیشتر نگاه موزه و موزه داری داریم، در حالی که گذرها، مراکز محله‌ای، روابط اجتماعی میان ساکنان، یادمان‌ها و نشان‌های بافت قدیم یزد است که دارای ارزش اجتماعی و فرهنگی است.
در بسیاری از موارد جلب مشارکت فعال شهروندان بافت قدیمی برای بهسازی بافت مزبور می تواند در توفیق طرح های بهسازی و نوسازی و همچنین توانمندسازی رفاه شهری در این بافت موثر واقع شود.
برای این منظور این راهکارها پیشنهاد می شود:
۱- بهره گیری حداکثری از مشارکت مردم
۲- طراحی منطقی و هماهنگ با خواست های گروه های ذی نفع و ذی نفوذ
۳- توجه به بازخوردها و استفاده از آن ها در سامان دهی و بهبود فعالیت ها و طرح ها
۴- مشارکت دادن شهروندان در مرحله تصمیم گیری و مدیریت تا سطح تصمیم سازی
۵- مشارکت دادن شهروندان در تامین مالی هزینه اجرای طرح ها
۶- مشارکت دادن شهروندان در تامین نیروی انسانی و استفاده از نیروهای بیکار و جویای کار
۷- مشارکت دادن شهروندان مشارکت کننده در منافع طرح های دارای سود و بازده
۸- توجه به جنبه های زیبایی شناختی و معماری با بهره گیری از متخصصان
۹- تقویت و جلب مشارکت تشکل های مردم نهاد برای ترویج مشارکت شهروندان
۱۰- ایجاد جذابیت های رفاهی، بهداشتی، تجاری و ... در بافت قدیمی برای سکونت شهروندان
بی تردید اجرای پیشنهادهای یادشده و جلب مشارکت وسیع شهروندان برای بهسازی و نوسازی بافت قدیم یزد می تواند به طور طبیعی و چشمگیری ضامن تقویت و گسترش امنیت اجتماعی به عنوان یک ضرورت آنی در این بافت باشد.  امنیتی که می تواند زمینه ی خوبی برای گسترش گردشگری و رشد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی یزد فراهم سازد.





طبقه بندی: فرهنگی،  دولت،  اقتصادی،  سیاسی، 
برچسب ها: بافت قدیم، یزد، بهسازی، نوسازی، مشارکت، شهروندان، مشارکت مردمی،  

نوشته شده در تاریخ جمعه 12 دی 1393 توسط محمد امامی
محمد امامی:  «تعامل» را با هم داد و ستد کردن، ارتباط متقابل دو یا چند نفر و «تفاهم» را یکدیگر را فهمیدن و معرفت حاصل کردن، یکدیگر را درک کردن و نیز سخن یا مطلب و مقصود یکدیگر را فهمیدن معنا کرده اند.
در رویارویی با رویدادهایی که پیش روی ما قرار می گیرد، برای محقق شدن یک برنامه تنها تصمیم و اقدام یک فرد کافی نیست، چه بسا باید ضمن گفت و گو و بررسی ابعاد یک موضوع، و «تعامل» پیرامون آن، تلاش بسیاری کرد تا به «تفاهم» رسید.
بنابر این ورود به یک موضوع اجتماعی که برای هر بخش از آن در مدیریت جامعه شهری مسئولیت و اختیاراتی در نظر گرفته شده و هر مسئول نیز باید پاسخگوی تصمیم ها، اقدامات و رویدادهایی که در محدوده ی وظایف و تکالیفش رخ می دهد باشد، اقدام خودسرانه و فردی و نادیده گرفتن «تعامل» برای دستیابی به «تفاهم» اقدامی غیر عقلانی و غیر دوراندیشانه است.
فراموش نباید کرد وقتی برای یک موضوع مورد بحث، «تعامل» صورت می گیرد، داشتن نگاه «برد و باخت» به موضوع اشتباهی راهبردی است در حالی که «تعامل» و «تفاهم» زمانی صورت می گیرد که طرفین ماجرا یکدیگر را فهمیده و درک نمایند و مقصود و منظور یکدیگر را متوجه شوند و در یک فضای سرشار از احترام و صمیمیت متقابل به نقطه ای مشترک دست بیابند و این نقطه ی مشترک ، به معنای بُرد هر دو طرف خواهد بود.
در چنین شرایطی هر یک از طرفین باید قدر «تفاهم» به دست آمده را بدانند و شیرینی این «تعامل» و «تفاهم» را با برخی اقدامات احساسی در کام یکدیگر تلخ نکنند.
باور کنیم که در دنیایی که به تعداد افراد سلیقه وجود دارد، برای هر اقدام اجتماعی، جز تحمل سلایق گوناگون و «تعامل» بر مبنای قانون و مقررات و مدارا با یکدیگر و کنترل افراط و تفریط و پرهیز از هرگونه تحرک غیرقانونی ، چاره و راه دیگری نداریم. راهی که از ابتدا با «تعامل« آغاز می شود و در نهایت به «تفاهم» می رسد.




طبقه بندی: سیاسی،  فرهنگی،  اجتماعی،  ارتباطات اجتماعی، 
برچسب ها: تعامل، تفاهم، ارتباط، افراط، تفریط،  

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 30 آذر 1393 توسط محمد امامی
محمد امامی: یزدی های هماره به انسان های اخلاقی و کسانی که به رعایت حقوق همنوعانشان وفادارند شناخته شده اند. رعایت ادب در تعامل و ارتباطات با یکدیگر . حفظ حرمت ها و سعه ی صدر در برخورد با سلایق مختلف از ویژگی خوب یزدی هاست.
اخیرا مشاهده می شود در برخی رسانه های وابسته به برخی نهادها که توسط عناصر افراطی اداره می شود، بدون رعایت اخلاق و موازین اخلاقی و نیز بدون توجه به حقوق انسانی مخاطبان، و نیز بدون رعایت قواعد فعالیت سالم خبری، به بهانه اطلاع رسانی و خبر، به برخی افراد افترا زده می شود و با برچسب های نامناسب مورد خطاب قرار می دهند.
گرچه یکایک این اهانت ها و افتراها به لحاظ حقوقی قابل پیگیری و شایسته ی برخورد است، اما در این مجال خوب است محض یادآوری ارزش های اخلاقی، یک بار دیگر به فعالان رسانه ای یادآور شوم که آبرو و حیثیت انسان ها فراتر از خون آنان قلمداد شده و ما حق نداریم به هر بهانه ای افراد مخالفمان را با برچسب های موهوم و اهانت و افترا مورد هتاکی قرار دهیم.
تاسف بار این که این اقدامات را در سایت هایی درج کنیم که عوامل و پشتیبانی آن با سازماندهی برخی نهادها صورت می گیرد.
فعالان رسانه ای به هوش باشند که به خاطر لجاجت و خصومت با مخالف خود ، در مسیری غیرقانونی حرکت نکنند چرا که در صورت استمرار چنین رفتارهای ناشایستی، نمی توانند توقع داشته باشند مورد بازخواست و برخورد قانونی قرار نگیرند.
به هر حال به نظر می رسد رفتارهای هتاکانه و موهنانه شایسته ی فضای رسانه ای استان یزد نیست و فضای رسانه ای استان باید از افترا و برچسب و هتاکی پاک شود.
امید است در گام نخست مدیران مسئول این نوع رسانه ها و سپس مسولان اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی برای پاکسازی فضای رسانه ای استان یزد از چنین آلودگی ها، تمهیدات خاصی بیاندیشند.
 ۲۵ مهرماه ۱۳۹۳





طبقه بندی: سیاسی،  ارتباطات اجتماعی،  فرهنگی،  اجتماعی، 
برچسب ها: رسانه، افترا، اهانت، اخلاق، قانون،  

نوشته شده در تاریخ جمعه 25 مهر 1393 توسط محمد امامی
سرانجام پس از تاخیری ملال آور:

کشتی حادثه دیده‌ی فرهنگ و هنر استان یزد، ناخدای خود را شناخت

بهارنو؛ محمد امامی: سرانجام پس از ماهها انتظار توام با تاسف و تعجب، و پس از تاخیری ملال آور، کشتی حادثه دیده‌ی فرهنگ و هنر استان یزد، ناخدای خود را شناخت !
با صدور حکمی از سوی آقای علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، سکان کشتی فرهنگ و هنر استان یزد، در دستان پرتوان آقای «علی غیاثی ندوشن» قرار گرفت تا «با بهره گیری از کلیه ظرفیت های موجود و نیروهای کارآمد و فرهیخته و تعامل سازنده با مسئولان و مدیران استان و ارتباط نزدیک با اصحاب فرهنگ و هنر و مردم فرهنگ دوست و هنرپرور استان یزد در جهت رشد فضائل اخلاقی و شکوفایی و اعتلای فرهنگ و هنر اسلامی و ایرانی» ناخدای کشتی ای باشد که ماه ها در اقیانوس پرتلاطم نیازهای فرهنگی و هنری استان دارالعباده ی یزد دستخوش حوادث و رویدادهای ناگواری بود.
آقای علی غیاثی ندوشن ۵۰ ساله که دارای تحصیلات کارشناسی ارشد در رشته‌ی جامعه شناسی است، و سوابق ارزنده ای همچون حضور در جبهه‌های جنگ تحمیلی، مسئولیت بسیج دانش‌آموزی استان یزد، عضویت در انجمن اسلامی دانشگاه، معاونت فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان هرمزگان، معاونت دانشجویی و فرهنگی کوی دانشگاه، مدیرکلی کوی دانشگاه تهران، مدیرکلی فرهنگ و ارشاد اسلامی و دبیر شورای فرهنگ عمومی استان یزد در دوره‌ی اصلاحات، مدیركل امور مشاركتها و شهرداری‌های نهاد كتابخانه‌های کشور و معاونت امور استان‌ها و مجلس و مشارکت‌های این نهاد،‌ ریاست شورای پژوهشی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد، مدیر مسئولی فصلنامه فرهنگی پژوهشی  فرهنگ یزد، و ... را در کارنامه‌ی خود دارد.
این مرد آرام و معتدل و پرتلاش که در دوره تصدی مدیرکلی کوی دانشگاه تهران مبدع یکی از رویدادهای مهم فرهنگی یعنی برگزاری «هفته‌ی فرهنگ استان‌ها» بود، و در دوره‌ی پیشین تصدی مدیرکلی فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد، با انبوهی از بدهی‌های این اداره‌ی کل کار خود را آغاز کرده بود، باز هم در شرایطی سکان این کشتی حادثه دیده را عهده‌دار می‌شود که اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی افزون بر انبوهی از بدهی‌ها، ماه‌ها مورد کم لطفی مسئولان کشوری و استانی قرار گرفته و  تحت تاثیر جوسازی‌ها و فشارهای جریان‌های گوناگون، مدت‌ها را به صورت سرپرستی و بدون مدیرکل سپری کرده است.
در حالی که سال ۱۳۹۳ سال «اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی» نامگذاری شده بود، و اینک از زمان آغاز به کار دولت یازدهم در روز ۱۲ مرداد سال ۱۳۹۲، یک سال و اندی می‌گذرد، نشانی از عزم ملی و مدیریت جهادی در این عرصه‌ی مهم در استان یزد مشاهده نشد، اما سرانجام  اینک پس از انتظاری طولانی و آسیب‌رسان، سکان فرهنگ و هنر استان یزد به دست اهلش سپرده شده و امید می‌رود با مزیت‌های نسبی فراوانی که در ابعاد مختلف فرهنگی و هنری در استان یزد وجود دارد، مدیرکل تازه نفس، معتدل، بسیجی و اصلاح طلب فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد بتواند ضمن غلبه بر معضلات مالی و بدهی‌های به جامانده از پیش، بتواند با اتکا به نیروهای انسانی فرهیخته‌ی یزدی و تجربه‌های ارزنده‌ی خویش و ارتباط مفید و سازنده و تعامل کارآمد و اثربخش با متخصصان متعهد و صادق، مسیر پیشرفت و تعالی فرهنگ و هنر را هموار ساخته و موانع موجود را با اقتدار از سر راه اصحاب خداجوی فرهنگ وهنر استان یزد بردارد.
به سهم خود موفقیت این مدیر مخلص و پرتوان و ارزشی را در راه اصلاحات و توسعه‌ و تعالی فرهنگی از خدای حکیم و توانا خواستارم و امیدوارم با استقرار مدیرکل جدید فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد، و اجرای طرح‌های ابتکاری و تحول‌آفرین، زخم‌های کهنه‌ و دیرینِ پیکر فرهنگ و هنر استان یزد التیام یابد.
 ان شاءالله تعالی/ ۱۷ شهریور ۱۳۹۳





طبقه بندی: فرهنگی،  سیاسی،  اجتماعی، 
برچسب ها: فرهنگ و ارشاد اسلامی، استان یزد، علی غیاثی ندوشن،  

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 17 شهریور 1393 توسط محمد امامی
هم کسانی که «امام» رو دستمایه ی جوک و خنده کردند و هم کسانی که با جعل نامه و پیام کاربران فضای مجازی رو مخاطب قرار دادند ، مرتکب اشتباهی بزرگ شده اند و آن این که مخاطب امروزی هوشمند است و انتخابگر . و  پیام های جعلی را از میان پیام ها بازمی شناسد.
همچنین جایگاه «امام» هم از نوع  دوازده امام معصومش و هم از نوع مردمی و غیرمعصومش (امام خمینی) ، مورد احترام دوستداران انقلاب اسلامی است.
رعایت ادب و احترام یک اصل در گفت و گوهایی است که هدف آن کشف حقیقت  است و اهانت و توهین به افراد از سوی هر کس صورت گیرد، نشان از پایان یافتن منطق و استدلال وی است.
لذا ضمن تقبیح دستمایه قرار دادن شخصیت ها در جوک ها ، توجه دوستان هموطنم را به این بخش از قانون  در ماده ۵۱۴ قانون تعزیرات جلب می کنم که مقرر شده: « هرکس به حضرت امام خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی رضوان‌الله علیه و مقام معظم رهبری به ‌نحوی از انحا اهانت نماید، به حبس از 6 ماه تا 2 سال محکوم خواهد شد.»





طبقه بندی: اجتماعی،  سیاسی،  فرهنگی، 
برچسب ها: امام، احترام، ادب،  

نوشته شده در تاریخ جمعه 7 شهریور 1393 توسط محمد امامی

فوتبال امشب تقابل دو تفکر بود ، تفکری آرژانتینی که سالهاست چشم امید مردمانش به ساق مارادونا و مسی ، قهرمانهای تنهایش است تا آرزوهایشان را عملی کنند، و تفکری آلمانی که چرخ پیشرفت روی شانه های همه مردمانش به جلو می رود.

و برای ما هم درس بزرگی است که برای پیشرفت در کشورمان به قهرمان های ساق طلایی یا مخ طلایی مان تکیه و بسنده کنیم یا همه وارد مسیر پیشرفت بشویم و هریک به سهم خود برای پیشرفت گامی به پیش برداریم.



طبقه بندی: فرهنگی،  اجتماعی، 
برچسب ها: پیشرفت، تفکر، قهرمان، جام جهانی،  

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 تیر 1393 توسط محمد امامی
درس مردم به صدا و سیما

لبخند بر لب هایمان خشکید

بغض گلویمان ترکید

چشم هایمان بارانی شد

چراغ روشنی افروز تاریکی های جهل مان خاموش شد

و عارف فرزانه به ملکوت اعلی پر کشید

میزبان ضیافت الهی، میهمانش را به قرب خویش فراخواند

و حالا دیگر مردم فوج فوج برای وداع آخرین به میدان امیرچخماق یزد سرازیر شده بودند

به اندازه ای که سر و ته جمعیت را نمی توانستی ببینی

امواج سیل جمعیت اندوهگین و غمبار آمده بودند تا در هیبتی باشکوه، عالم و عارف مردم دار و فرزانه ای را بدرقه کنند که دل در گرو آنان داشت، برایشان دل می سوزاند، ارتباطی دوسویه داشت، خود را تافته ای جدابافته از مردم نمی دید، و با حضوری هماره در میان آنان، دردشان را می شناخت، و فارغ از هیاهوها و جنجال های غیر واقعی، مردی از جنس مردم بود، مرد حق مداری که در تقوا و مردم داری، زبانزد عام و خاص بود و هیچگاه فریب ظواهر دنیوی را نخورد و به واسطه ی این که محبت خدا را در دل جای داده بود، محبتش در قلوب اقشار مختلف مردم قرار گرفت و اینک که به سوی ملکوت اعلی پر گشود، جمعیت زیادی از مردم قدرشناس را داغدار و عزادار خویش کرد.

جمعیت باشکوه و مومن و روزه دار،  زن و مرد، پیر و جوان، بازاری و کاسب، روحانی و دانشگاهی، کارگر و کارمند، و بسیاری از افراد که کودک خویش را در آغوش گرفته بودند، از میدان امیرچخماق یزد پیکر پاک این سلاله ی رسول الله را بر دوش گرفت و تا امام زاده جعفر او را بدرقه کرد، بدرقه ای کم نظیر که جمعیت تشییع کننده را حتی بیش از راهپیمایی روز قدس تخمین زده اند.

این حرکت عظیم امواج انسانی، نشان داد که حرکت های مردمی خودجوش به معنای واقعی چیست، و مردم فهیم،  برای قدردانی از علمای اصیل و مردم دار و اخلاق مدار،  در انتظار تبلیغ و اطلاع رسانی صدا و سیما و اشاره ی دیگران نخواهند نشست.

آیت الله حاج سیدجواد حیدری با بدرقه ای کم نظیر در جوار رحمت حق آرام گرفت و نامی نیک از خود بر جای نهاد و اینک ما مانده ایم و باقیات صالحات او و راه دشوارگذر پیش رو، راهی که او با تجهیز به تقوای الهی به خوبی طی کرد و همچون نوری پرفروغ به ما راه را نشان داد، راهی که بدون گذشت از زخارف دنیوی و احترام به حقوق انسانی و شرعی مردم به سلامت پیموده نخواهد شد.

روحش شاد و در جوار قرب الهی مشحون از رحمت واسعه ی پروردگار باد.





طبقه بندی: فرهنگی،  سیاسی،  اجتماعی، 
برچسب ها: عالم مردم دار، حاج سید جواد حیدری، صدا و سیما، حرکت خودجوش مردمی،  

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 15 تیر 1393 توسط محمد امامی
(تعداد کل صفحات:13)      1   2   3   4   5   6   7   ...  
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn