تبلیغات
بهار نو - مطالب اجتماعی

بهار نو
 
عشق یعنی ظاهر باطن نما / باطنی آکنده از نور خدا


ساخت فلش مدیا پلیر
ابزار وب Online User
علی اکبر اولیاقدردانی از نیکان روزگار و خادمان مردم و میهن اسلامی و تلاش‌های آنان نه از باب چاپلوسی و تملق است و نه از روی مداهنه، بل وظیفه‌ای است نیک‌اندیشانه،  سپاسی است مخلصانه و شکرگزاری از خالق که اگر صورت نگیرد در شکرگزاری از خالق کم گذاشته‌ایم.
چهار سال پرفراز و نشیب از تلاش‌های پیگیر، صادقانه ، مخلصانه، دلسوزانه، مدبرانه، آگاهانه، مردم‌مدارانه و اصلاح‌طلبانه‌ی جناب آقای مهندس علی اکبر اولیا در جایگاه نمایندگی مردم شریف یزد و صدوق در مجلس شورای اسلامی گذشت.
اکنون بسیار به جاست که در پایان راهی که می‌توانست با بهبود شرایط سیاسی، اجتماعی،‌باز هم با وجود نازنین این نماینده‌ی مردمی تداوم یابد، از تلاش‌های بی‌نظیر ایشان در عرصه‌های ملی قانونگذاری،‌سیاسی،‌اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و نیز استان و شهر یزد صمیمانه سپاسگزاری کنیم.
حضور موثر و متعهدانه و فعالانه‌ی مهندس اولیا در هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی، در ۴۸ طرح، ۷ درخواست تحقیق و تفحص، ۹۳ سوال، تذکرات به موقع به رییس جمهور ، وزرا و سایر مسئولان، ۸ نطق پیش از دستور، کسب یکی از ۱۰ رتبه‌ی برتر نظارت مجلس و حضور راهگشا در قانونگذاری و سایر عرصه‌های اجتماعی،‌سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ،‌از وی نماینده‌ای مردمی و صاحب‌نظر و با نفوذ ساخت که حتی اعتراف صادقانه‌ی برخی از عناصر جریان های سیاسی دیگر را نیز برانگیخت و مشی وی می‌تواند «نمونه‌ای باشد برای سایر استان‌ها» و ادوار نمایندگی.
نه صعوبت و سختی راه و نه همه‌ی ناهمراهی‌ها و نامهربانی‌های تنی چند از کوته‌اندیشان در برخی عرصه‌های اجرایی و نه سطح جایگاه‌های اجرایی و قضایی، مانع از آن نشد تا این نماینده‌ی متعهد دست از اهداف و آرمان‌ها و وظایف خطیر نمایندگی خود بردارد و در عهدی که با مردم بسته بود ذره‌ای کوتاهی کند.
گرچه تحقق این توفیق، برخاسته از خدامحوری، نجابت و اصالت خانوادگی، تجارب ارزشمند اجرایی و تخصص در زمینه‌های عمران، برنامه‌ریزی، بودجه  و ... حاصل دانش و سال‌ها مسئولیت اجرایی در جایگاه‌های کلیدی بود، اما بی‌انصافی است اگر اندیشه‌ها و باورهای اصلاح‌طلبانه، خط امامی، مردم مدارانه، اخلاق‌مدارانه و معتدل این نماینده‌ی محبوب مجلس هشتم  و همراهی‌های مردم خوب و فهیم دارالعلم و دارالمهر یزد و ارتباط متقابل اقشار مختلف مردم و نماینده‌ی منتخبشان را در این توفیق ماندگار نادیده بگیریم.
اینک که دوره‌ای از تلاش مجدانه‌ی آقای مهندس علی اکبر اولیا پایان یافته است، به نوبه‌ی خود به عنوان یک شهروند، وظیفه‌ی خود می‌دانم از این همت و تعهد و خدمتگزاری بی‌منت وتلاش‌های ماندگار، صمیمانه سپاسگزاری نمایم و آرزو می‌کنم وجود ذیقیمت این عزیز بتواند کماکان در عرصه‌های مختلف ملی و استانی، منشا خیر و برکت و پیشرفت و اعتلای میهن اسلامی‌مان باشد. انشاءالله تعالی
برای حسن ختام شعری از زنده یاد مجتبی کاشانی تقدیم می کنم:
این جهان آئینه کردار ماست
خوب یا بد هرچه هست آثار ماست
اهل عشق ، اهل علم ، اهل تخت
کار ما کردند هم آسان و سخت
اهل علم آمد به دانایی فزود
اهل عشق آیین زیبایی گشود
اهل تخت آمد حکومت دار شد
خلق از کردار او بیمار شد
با زبان صدها اسیر آزاد کرد
در نهان با مردمان بیداد کرد
اهل تخت آمد که نادانی کند
هرچه آبادیست ویرانی کند
حاکمان اندیشه در غل کرده اند
عاشقان دنیا پر از گل کرده اند
حاکمان خود عاقبت گم کرده اند
عاشقان خود وقف مردم کرده اند
شعر از:  زنده یاد  مجتبی کاشانی





طبقه بندی: مجلس،  سیاسی،  اجتماعی، 
برچسب ها: سپاس، تلاش های ماندگار، علی اکبر اولیا، نماینده سابق مردم یزد و صدوق،  

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 11 خرداد 1391 توسط محمد امامی
http://www.epciran.com/DocLib3/%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%B1%D9%82%D9%87/%D9%85%D8%B9%D9%8A%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%8A%20%D9%85%D8%AF%D9%84%20%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%84%D9%8A%20%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%8A.JPG
در شعر زیر که در مردادماه ۱۳۸۴ سروده شده، به گونه ای مختصر سعی کرده ام ۹ معیار مدل تعالی سازمانی و ۴ منطق امتیازدهی معیارهای مزبور را که به منطق رادار معروف است مطرح کنم.
ساده سازی مفاهیم و فرهنگ سازی پیرامون اولویت های سازمانی یکی از زمینه هایی است که روابط عمومی می تواند و باید در آن نقش داشته باشد.
مفاهیم ثقیل و غیرقابل فهم، یکی از موانع مهم گسترش فرهنگ کیفیت و تعالی سازمانی است که با ساده سازی و روان‌سازی مفاهیم ثقیل در سازمان، مفاهیم توسط کارکنان بهتر فهمیده می‌شود و بستر مناسبی برای اجرای آن فراهم می‌آید.
با فهم موضوع و مفاهیم کیفی ، اعضای سازمان بهتر می توانند انتظارات مشتریان و شهروندان را به زبان فنی و تخصصی سازمان ترجمه کرده و برنامه‌ریزی‌های لازم را برای پاسخگویی به این نیازها و انتظارات طراحی و اجرا نمایند
(شعر را در ادامه ی مطلب بخوانید)


ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی،  اجتماعی،  ارتباطات اجتماعی، 
برچسب ها: کیفیت، مدل تعالی سازمانی، منطق رادار، فرهنگ کیفیت، روابط عمومی، فرهنگسازی، معیارهای مدل تعالی سازمانی، EFQM،  

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 توسط محمد امامی

alt

امروز به طور اتفاقی مطلبی را با عنوان «تاکسی شکلاتی» خواندم! گزارشی بود از یک راننده تاکسی که با مردم داری و شیوه های ابداعی خود در این زمینه به دنبال گسترش خوبی ها و لبخند در جامعه است.

باید به این اعتقاد و باور و این همت آفرین گفت و باید آرزو کنین همه ی ما این توفیق را بیابیم تا به «تاکسی شکلاتی» به مثابه یک الگو نگریسته و در فعالیت های جاری خود به اندازه و سهم در اندیشه ی مردم داری و توسعه ی خوبی ها باشیم.

شما را به خواندن این مطلب توصیه می کنم:

http://seemab.ir/fa/pages/?cid=63967





طبقه بندی: عمومی،  اجتماعی،  ارتباطات اجتماعی، 
برچسب ها: ارتباط موفق، الگوی ارتباطی، تاکسی شکلاتی، لبخند،  
دنبالک ها: تاکسی شکلاتی،  

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 اسفند 1390 توسط محمد امامی
در آستانه سالروز رحلت پیروزی شكوهمند انقلاب اسلامی به بازخوانی نقش مرحوم حجت الاسلام و المسلمین سید احمد خمینی  در انقلاب به روایت سید محمد خاتمی می‌پردازیم.

این روایت که در «آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، خاطرات سید محمد خاتمی، شماره بازیابی۱۱۹۲، جلسه چهارم، تاریخ۷۴/۱۰/۲۷ ، صفحه ۱۱ تا ۱۵»، قابل دسترسی است، پیش از در ۱۲ بهمن ماه ۱۳۸۴ تحت عنوان «خاطرات منتشر نشده مبارزان» در خبرگزاری فارس منتشر شده بود.

رئیس جمهور پیشین ایران در این خاطرات به تشریح فعالیت‌های خود در دوران مبارزه و نحوه همکاری با سید احمد خمینی ،فرزند امام خمینی(ره) پرداخته است.

«…من سال پنجاه دوره سربازیم تمام شد، یعنی من سال‌های ۴۸-۴۴ دانشگاه اصفهان بودم. سال‌های۵۰-۴۸ دوره سربازیم بود و من هم آن وقت دانشگاه فوق‌لیسانس قبول شدم. امکان هم بود که حالا آدم مثلاً برود ادامه هم بدهد در خارج از کشور. وقتی سربازیم تمام شد واقعاً تصمیم گرفتم که دوباره برگردم قم؛ چون دیدم من از روحانیت فقط عبا و عمامه‌اش را دارم. می‌شد البته رفت آنجا و دکترا گرفت، این کارها را کرد و اینها. خوب من دلم نمی‌خواست که یکسره از روحانیت کنار بکشم، روحانیت هم که از روحانیت آن فقط عبا و عمامه را داشته باشم ،خوشم نمی‌آمد. این بود که من فوق لیسانس را رها کردم و علوم تربیتی قبول شده بودم. یکسره رفتم قم دوره مجدد، که عمده استفاده‌ای هم که من کردم تمام دوره درس خارج را در حدود شش سال تمام کرد. ‌دوره اسفار و فلسفه را و درس‌های دیگر را که مرحوم مطهری تشریف می‌آوردند شرکت داشتم.


ادامه مطلب

طبقه بندی: تاریخی،  سیاسی،  اجتماعی، 
برچسب ها: سید احمد خمینی، سید محمد خاتمی، تاریخ انقلاب،  

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 18 بهمن 1390 توسط محمد امامی
http://img.tebyan.net/Big/1388/04/20503373191309030105185203112301077855.jpg
\بنیاد نشر آثار و اندیشه های شهید آیت الله دکتر بهشتی در راستای پژوهش و تحقیق درباره طرح «روحانی تراز نوین» که به بررسی وظایف و اهداف و رسالت روحانیت در عصر جدید و آسیب‌شناسی وجوه مختلف آن اختصاص دارد، به سراغ سید محمد خاتمی رفت تا علاوه بر شرح و توضیح تجربیات وی از سال‌ها تلاش درراه شناساندن اندیشه عمیق و اصیل اسلامی و نیز تلاش عملی در راه نشر اخلاق اسلامی، به بازگویی تفسیر خاتمی از شهید آیتالله دکتر بهشتی نیز بپردازد و اندیشه و گفتار بهشتی را در آینه قول و سخن خاتمی به نسل امروز ارائه دهد. گفت‌وگو با خاتمی فرصت مغتنمی بود تا بتوان از خلال ادبیات و نگاه یکی از نزدیک‌ترین و شبیه‌ترین افراد به شهید دکتر بهشتی با مشی و مرام او دقیق‌تر و صریح‌تر آشنا شد و حتی سختی و صعوبت راه بهشتی و چون او زیستن و راه رفتن را بهتر دریافت. گفت‌وگوی حاضر بخشی از این پروژه تحقیقی است که در اختیار مخاطبین سایت قرار می‌گیرد.
« .... واقعه دیگری که در ارتباط با تفکر و شخصیت دکتر بهشتی مورد توجه من هست مربوط است به مراجعات مکرر رهبران گروههای تندروی عربی (كه واقعاً پدرخوانده‌های القاعده و طالبان بودند) و به سبب آشنایی من اصرار می‌كردند كه امام را ببینند. من هم از حاج احمد آقا که در پاریس بودند برای دیدار آنها با امام وقت گرفتم و رفتند آنجا. بعد كه به پاریس رفتم از مرحوم حاج احمد آقا سؤال کردم چه شد؟ ایشان گفتند: آمدند پهلوی امام و خیلی هم احترام كردند، ولی از موضع بالا، كه آقا این جمهوری یک بدعت است. جمهوری اسلامی یعنی چی؟ شما به‌عنوان خلیفه مسلمین بیایید، ما با شما بیعت می‌كنیم. تمام امكاناتمان را هم در اختیار شما می‌گذاریم. و امام عصبانی شدند و پرخاش كردند. گفتند: نخیر! جمهوری اسلامی بدعت نیست! من هم خلیفه مسلمین نیستم، به كمك شما هم احتیاج ندارم....»


ادامه مطلب

طبقه بندی: تاریخی،  سیاسی،  اجتماعی، 
برچسب ها: خاتمی، شهید بهشتی، اندیشه،  

نوشته شده در تاریخ جمعه 7 بهمن 1390 توسط محمد امامی

یکی از دوستان در خصوص روش تحقیق یا روش سنجش رضایت از سازمان پرسیده اند که تصور می کنم منظورشون روش سنجش رضایت مشتری باشه.

باید بگم که وقتی صحبت از رضایت مندی می شود باید تعیین کنیم که رضایت مندی چه کسی از سازمان؟
رضایت مندی کارکنان؟
یا رضایت مندی مشتریان؟
یا رضایت مندی مدیران؟
اگر منظور زضایت مندی مشتریان باشد، به نظر می رسد این رضایتمندی می تواند در عرصه های زیر مطرح باشد:
*رضایت اطلاعاتی: رضایت ناشی از اطلاعاتی که توسط عرضه کننده برای انتخاب محصول به خریدار ارائه می‌شود
* رضایت عملکردی: مقیاس و درجه‌ای هست که مشخص می‌کنه در چارچوب روابط بین طرفین، انتظارات عملکرد مورد انتظار در ذهن یکی از شرکای مبادله تا چه حد برآورده شده است.
*‌رضایت از خصوصیات محصول یا خدمت: قضاوتی ذهنی در مورد رضایت هست که از نظارت بر عملکرد و ویژگیهای محصولات و خدمات یک عرضه کننده به دست می‌آید.
* رضایت شخصی: قضاوتهای روان شناسانه اعضای نقاط تماس در سازمان مشتری هست که ناشی از مطلوبیت در محیط برقراری ارتباط با یک عرضه کننده هست.
اما در مورد مدل یا روش تحقیق یا سنجش رضایت: مدل های مختلفی برای سنجش وجود داره و ما باید متناسب با فعالیت هر سازمان بررسی کنیم ببینیم کدوم روش می تونه ابهامات ما رو روشن کنه یا به پرسش ما پاسخ بده.
پیشنهاد می کنم در کنار سایر روش هایی که هست ، معیار هفت بعدی
INDSAT رو هم که یک مقیاس سنجش 29 گزینه‌ای هست و زیر مجموعه‌های این ابعاد را در بر می‌گیره مطالعه و بررسی کنید.
فکر کنم در سنجش رضایت مشتری توسط میانگین درآوردن امتیازات عواملی که هر بعد رو تشکیل می‌ده و محاسبه این نمرات میانگین بتونه سودمند واقع بشه. البته توصیه می کنم دوستانی که قصد سنجش رضایت مشتریانشون رو دارن، خودشون رو به این یک روش محصور و محدود نکنن و هر مدل و روشی که اونها رو به پاسخ قانع کننده و اطمینان بخش می رسونه از همون استفاده کنن. ضمنا روش «کیو.اف.دی» رو هم بررسی کنن.





طبقه بندی: اجتماعی،  ارتباطات اجتماعی،  اقتصادی، 
برچسب ها: روش سنجش رضایت مشتری، رضایت سنجی، رضایت مشتریان، روش ۷ بعدی INDSAT، معیار INDSAT،  

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 آذر 1390 توسط محمد امامی

نوشته شده در تاریخ جمعه 4 آذر 1390 توسط محمد امامی
http://up.clip2ni.com/i/images/uv4hqx9lafdbsvzw15pg.jpgمحمد امامی: ماه های اولی بود که توی شرکت مشغول به کار شده بودم. همون روز اول به خاطر سوابق فعالیت های فرهنگی و روابط عمومی که داشتم من رو به عنوان رییس روابط عمومی منصوب کردند. سعی داشتم برنامه های متنوعی رو به اجرا در بیارم و به نوعی به فکر پوشش برنامه ای برای همه مخاطبان بودم و یک دسته از مخاطبان، همکارانم بودند.
طرحی رو برای پرداخت هدیه ی تولد تهیه کردم و با کلی تعریف و توجیه آثار و نتایجش بر انگیزه همکاران و عملکردها سرانجام مورد موافقت قرار گرفت و با کلی پیگیری از طریق حوزه ی مالی و حوزه اداری و ... قرار شد علاوه بر مبلغی که به عنوان هدیه ی تولد در ماه تولد هر همکار به وی پرداخت می شد، در فیش حقوقی وی نیز روز تولد اون همکار در همون ماه تبریک بگیم. متن تبریک رو هم آماده کردم و در اختیار حوزه های ذیربط قرار دادیم.
یکی دو ماه از اجرایی شدن این طرح گذشته بود، آخرای وقت بود و پس از خستگی شدید عازم رفتن به منزل بودم، خیلی خسته بودم و حوصله ی هیچ کار و صحبت اضافه ای رو نداشتم، ناگهان یکی از همکاران رو دیدم که در حال گفت و گو با چند همکار دیگر هست و با آب و تاب داره تعریف می کنه : «..... ما تا به حال خودمون هم نمی دونستیم در چه ماهی متولد شدیم، هنوز هیچ کس به من تولدم رو تبریک نگفته بود ! و ..... » همینطور داشت ادامه می داد و می گفت و می گفت و در ادامه هم به شرکت و کسانی که این کار رو سامان دادند دعا می کرد.
تمام خستگی ام به در رفت و احساس خوبی به من دست داد، به نحوی که اگر قرار بود برای کار دوباره به شرکت برگردم و ساعت ها ادامه بدم باز برمی گشتم.
دریافت بازخوردهایی اینچنین گاهی به قدری برای آدم انرژی تولید می کنه که هیچ اضافه کار و پاداش مادی نمی تونه به پای اون برسه!
از اون طرف قضیه هم باید این رو باور کرد که توجه به کارکنان و حضور و مشارکت در غم و شادی و همدلی با آنان، چنان اثرگذار است که انگیزه ی کارکنان را برای فعالیت های سازمانی و پیشبرد اهداف سازمانی دوچندان خواهد کرد.




طبقه بندی: اجتماعی،  ارتباطات اجتماعی،  خاطره ها، 
برچسب ها: روابط عمومی، خاطره، هدیه تولد، انگیزه، رضایت شغلی، همدلی، مشارکت،  

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 4 آبان 1390 توسط محمد امامی
اعتماد مردم بزرگترین سرمایه ای است که هر سازمان دارد و این سرمایه بی بدیل به تدریج در گذر زمان و به سختی و با تلاش صادقانه اعضای سازمان و البته حمایت نهادهای نظارتی و فعالیتهای روابط عمومی ها به دست می آید .
روزها و ماهها و سالها می گذرد تا اعتماد مردم نسبت به یک سازمان انباشته می شود و هنر مدیران و اعضای سازمان این است که در مسیر فعالیتها با اصل قراردادن صداقت و تلاش مردم مدارانه از اعتمادی که سازمان به تدریج به دست می آورد به خوبی حراست و حفاظت کنند و برای توسعه و گسترش آن بکوشند.
در صورتی که این روند وجود داشته باشد و همراه با عملکرد صادقانه، شعارهای مناسبی هم انتخاب و بر روی آن تبلیغ شود، می تواند آثار خوب و مثبتی بر حاصل کار داشته باشد و دستیابی سازمان را به اهداف خود تسهیل کرده و تسریع بخشد.
تطابق نداشتن عملکردها و شعارهای انتخاب شده نه تنها موجب گسترش اعتماد عمومی نمی شود بلکه می‌تواند به عنوان ضدتبلیغ محسوب شده و آثار منفی آن در افواه روزبه‌روز لطمات جبران ناپذیری را به سازمان وارد سازد.
لذا یکی از بزرگترین وظایف نهادهای روابط عمومی و نظارتی در سازمان، پاسداری از اعتماد عمومی به روشهای مختلف است تا این سرمایه‌ی اجتماعی دستخوش آسیب و نابودی نشود.
این روزها با طرح موضوع اختلاس سی هزار میلیارد ریالی، افزون بر این که اعتماد مردم نسبت به نهادهای گوناگون عملیاتی و نظارتی و خدماتی و قضایی و اجرایی آسیب جدی دیده، سرمایه های اجتماعی بانک ملی وصادرات که طی سالیان و همراه با خدماتی شایان توجه و تبلیغاتی که در اثر تکرار شعار «هرجا سخن از اعتماد است نام بانک ملی ایران می‌درخشد» ! به دست آمده بود، اینک همه این سرمایه ها به هدر رفته و این شعار که روزی عامل گسترش اعتماد عمومی می‌توانست تلقی شود، اینک با فرار مدیرعامل بانک ملی و برکناری مدیرعامل بانک صادرات وجود انگشت اتهام بر روی بانک ملی و بانک صادرات و رواج لطیفه‌های پیامکی و افواهی  (هرجا سخن از اختلاس است نام بانک ملی یا بانک صادرات ایران می‌درخشد) به عاملی برای افشای این اتهام و از بین بردن سوابق مثبت بانک ملی و بانک صادرات تبدیل شده است. بحرانی که روابط‌عمومی‌ها و نیز نهادهای نظارتی می‌توانستند در پیشگیری از بروز آن نقش‌آفرین باشند و اینک باید با تدبیر و مدیریت بحران   و صداقت و پرهیز از گرایش به دروغ، امواج این بی‌اعتمادی را مهار نمایند. کاری که اگرچه دشوار است و جبران ناپذیر، ولی شدنی است.




طبقه بندی: فرهنگی،  اجتماعی،  ارتباطات اجتماعی، 
برچسب ها: اعتماد، اعتماد عمومی، اعتماد ملی، صداقت، سرمایه اجتماعی، روابط عمومی، نهادهای نظارتی، مدیریت بحران،  

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 10 مهر 1390 توسط محمد امامی

محمد امامی: دوست، همکار پیش کسوت  و برادر ارجمندم آقای میرزا بابا  مطهری نژاد عضو هیئت مدیره انجمن روابط عمومی ایران در مراسم بیستمین سال تاسیس انجمن روابط عمومی ایران در بخشی از سخنان مهم و به جای خود با اشاره به اهمیت فعالیت روابط عمومی تاکید کرد که « اگر در کشور ما فعالیت روابط عمومی‌ها درک شده بود و جدی گرفته می‌شد، پدیده‌ای مثل اختلاس میلیاردی را در کشور شاهد نبودیم؛ اگر رسانه‌ها در کشور ما اجازه داشتند نقش نظارتی مردم بر مسئولان را ایفا کنند و روابط عمومی‌ها اجازه داشتند صدای مردم را به گوش مسئولان برسانند، وضعیت کنونی کشور ما اینگونه نبود ».

به رغم این که نیم قرن از حیات روابط عمومی در ایران می گذرد، با تاسف به طور مکرر شاهد این موضوع هستیم که هنوز از بسیاری از روابط عمومی ها به ویژه در بخش دولتی انتظار می رود تا توجیه گر وضع موجود بوده و آن را با ابزارها و روش های مختلف تبلیغ نمایند.

سایه سنگین مدیرمداری، توجیه گری وضع موجود و تشریفات گرایی در روابط عمومی های اغلب سازمان های اداری ما به گونه ای است که مردم مداری نه تنها به فراموشی سپرده شده بلکه عمل به وظایف اصلی روابط عمومی و پرداختن به نقش های فراموش شده روابط عمومی همچون پیشگیری و مدیریت بحران و مشاوره های کارشناسی  با واکنش های نامناسبی روبرو می گردد.

فضای سنگینی که بر فعالیت روابط عمومی سایه افکنده موجب گردیده صدای مردم آن چنان که باید در اغلب سازمان ها شنیده نشود و نه تنها سازمان پاسخ گوی مخاطبان خود نباشد بلکه هرگونه پرسشی حول کاستی های عملکردی خود را برنتابد و بر آن را برچسب توطئه و جوسازی و فتنه و ... بزند!

در چنین شرایطی بازخوانی نقش های روابط عمومی و جرئت و جسارت عمل بخشیدن به اصحاب روابط عمومی با اتکا به یاری خدا و همدلی و همداستانی و حمایت تخصصی تشکل های غیر دولتی روابط عمومی و به کارگیری تجربه های موفق در عرصه روابط عمومی می تواند روزنه های امید برای توسعه روابط عمومی را همچنان گشوده نگاه دارد و روز به روز آن را وسعت بخشد.

روابط عمومی ها با ایفای نقش های جدی خود و پرهیز از توجیه گری وضع موجود،‌ و نقش آفرینی فعالانه و خلاقانه  در سطوح سیاستگذاری و خط مشی گذاری و مدیریت راهبردی سازمان، قادر خواهند بود با پیشگیری از بروز بحران هایی نظیر اختلاس بی نظیر سی هزار میلیارد ریالی ، پاسدار بزرگترین سرمایه های اجتماعی که همانا اعتماد مردم به سازمان هاست باشند.

ایجاد ساز و کارهای کارآمد و اثربخش برای رسا ساختن صدای مردم در بخش های مختلف سازمان و جامعه، تشویق پرسشگری از یک سو و پاسخگو ساختن بخش های مختلف سازمان از سوی دیگر و فراهم آوردن زمینه  پذیرش مشاوره های کارشناسی و مردم مدارانه روابط عمومی در سازمان ،‌از جمله ضرورت هایی است که تاخیر در ایفای چنین نقش های فراموش شده ، می تواند جامعه را با بحران های ریز و درشت، بحران اعتماد و در نهایت با بحران مشروعیت (مقبولیت)  روبرو سازد.

بنابر این امروزه افزون بر روابط عمومی ها،‌مدیران ارشد سازمان ها و جامعه در تعاملی سازنده و کارآمد و اثربخش، پیش و بیش از هر چیز باید  نقش های فراموش شده روابط عمومی را بازخوانی کرده و با به میدان آوردن متخصصان مردم مدار و مردم یار و عامل به وظایف حرفه ای روابط عمومی، در سازمان ها از مردم غربت زدایی کرده و ضمن حفظ سلامت و موفقیت سازمان و جامعه، رضایتمندی مردم و همدلی و همبستگی اجتماعی را تعمیق نمایند. ۸/۷/۱۳۹۰





طبقه بندی: ارتباطات اجتماعی،  فرهنگی،  اجتماعی، 
برچسب ها: روابط عمومی، مردم مداری، نقش های روابط عمومی، نظارت، مدیریت بحران، روابط عمومی کارآمد، روابط عمومی اثربخش،  

نوشته شده در تاریخ جمعه 8 مهر 1390 توسط محمد امامی
(تعداد کل صفحات:12)      ...   4   5   6   7   8   9   10   ...  
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn