تبلیغات
بهار نو - مطالب اجتماعی

بهار نو
 
عشق یعنی ظاهر باطن نما / باطنی آکنده از نور خدا


ساخت فلش مدیا پلیر
ابزار وب Online User

برگرفته از سخنان امیر مومنان علی (ع) در خطبه همام

این روزها در گیرودار رویدادهای اجتماعی، بیش از پیش، همه ما به خودسازی نیاز داریم و الگویی مناسب تر از معصومان علیهم السلام و راههایی که به ما نمایانده اند نداریم.
باید خوب چشمانمان را باز کنیم و رفتارها را با این معیارها بسنجیم و ببینیم رفتار و کردار هر کدام از ما تا چه حد بر سیره ی معصومان و راههایی که معرفی کرده اند انطباق دارد، برای شناخت این راهها تلاش کنیم و از خدا بخواهیم ما را در آن مسیر قرار دهد و هدایت کند.
امیر مومنان علی (ع) در خطبه 193 نهج البلاغه که به خطبه همام معروف است ویژگی های مومنان را برشمرده که درس ارزنده ای برای همه ماست.
    البته هم برای خودم و هم برای دوستانی که علاقه مند باشد برخی از این ویژگی ها را یادآوری می کنم، باشد که سیره ی معصومان علیهم اسلام بتواند ما را به خود آورد و هرگاه نشانه هایی را که بازگو فرموده اند در خود نیافتیم به فکر چاره بیفتیم.
یکی از ویژگی هایی که علی (ع) به آن اشاره می کند این است که : «... ولا عنف و لا صلف ...»: مومن درشت گفتار و کم ظرفیت نیست.
این ویژگی تنها به سخن حضرت امیر (ع) خلاصه نمی شود بلکه خداوند نیز از پیامبرش می خواهد که در برخوردهای اجتماعی غلیظ و درشت نباشد، زیرا خشونت ، نظام اجتماعی را از هم می گسلد، درشتی در گفتار و کردار دریچه ای به سوی بی ایمانی است.
از سلمان (ره) روایت شده : « آن گاه که خداوند اراده هلاک بنده ای را داشته باشد، ابتدا حیایش را می گیرد و آن گاه که حیا از او رخت بربست، تبدیل به آدم خائنی می شود، وقتی خائن شد، امانت از او سلب می شود ( یعنی روحیه امانت داری را از دست می دهد و به امانت الهی خیانت می کند) وقتی امانت از او گرفته شد، آنگاه او را آدم درشت و خشنی خواهی دید، وقتی خشن و غلیظ شد، ایمان از او برداشته می شود، پس هنگامی که ایمان از او گرفته شد، به شیطان ملعونی بدل خواهد شد.»
ایشان در بخش دیگری از خطبه همام می فرمایند: باید در قلبت دو حالت احتیاج به مردم و استغناء به مردم جمع شود، با داشتن روحیه نیازمندی، کلامت نرم و رویت گشاده می شود و اگر در دلت استغنا از مردم هم باشد، آبرو و عزتت را حفظ می‌کنی.

امام علی (ع) ویژگی های دیگری را نیز برای مومنان برمی شمارند:
  • مومن، درشت گفتار و کم ظرفیت نیست،
  • مومن، به دلیل بینش حکیمانه ای که دارد، از کارهای بیهوده دوری می گزیند، 
  • مومن، ناسزاگو و سبک و بدزبان نیست،
  • مومن، فکر می کند، تدبیر به خرج می دهد و تصمیم می گیرد و انسان سبکی نیست که قدرت تصمیم گیری در امور ندارد.
  • مومن، زیاد معاشرت می کند و مراقب است که افراد را در زحمت و تعب نیندازد.
  • مومن، نیرنگ باز و حیله گر نیست و نسبت به مومنان ، مکر و حیله نمی کند.
  • مومن ، روحیه ی نرم دارد و با خلق و با لطافت و نرمی برخورد می کند.
  • مومن، دشمن ساز نیست، غلظت و خشونت ندارد،
  • مومن، پرده در نیست و اسرار مردم را افشا نمی کند و می داند که محور تربیت ، پرده داری است نه پرده دری،
  • خوار کردن مومن ، آدمی را از ولایت خداوند خارج و در سایه ولایت شیطان قرار می دهد.
  • مومن، در هنگام یادآوری مومن، زیبا و آراسته توصیف می کند و گمانش به دیگران نیک است و بیماری سوء ظن ندارد.
  • مومن، اهل حسن ظن به دیگران است و با زبان نیکو سخن می گوید.
  • شادی مومن، به ادراکات وی صدمه نمی زند و خوشحالی بسیار عقلش را زایل نمی کند،
  • از مومن انتظار شر نمی رود و کسی از بلایش نمی ترسد،
  • مومن، اعمال دیگران را از اعمال خود خالص تر می داند و همه را از خود شایسته تر می داند،
  • مومن برای خودش اهل انتقام نیست و چون احتمال می دهد در انتقام گیری ، هوای نفسش مداخله کند، انتقام را به خداوند منتقم وامی گذارد،
  • مومن، در روابط اجتماعی اش با خلق خدا مهربان است و عبوس نیست و طراوت وجه دارد و برخوردش با روی باز است
  • مومن در عیوب دیگران جاسوسی نمی کند؛ دارای کظم غیض و متبسم است و تعقل می ورزد و آن گاه حیا می کند،
  • مومن، دچار تکبر نمی شود و رفتارش متواضعانه است،
  • مومن، در اعمالش غش و نیرنگ نیست،
  • مومن سخنش حکمت است،
  • رابطه ی مومن بر اساس اخوت و برادری است...
  • و ....

حال باید خوب به روش های برخورد اجتماعی خود بنگریم و ببینیم در چه مسیری قرار گرفته ایم. متاسفانه برخی از ماها بی مهابا برای رسیدن به هواهای نفسانی و ... دیگر شخصیت انسانی افراد مختلف برایمان ذره ای اهمیت ندارد و هر چه از دهانمان درمی آید می گوییم و بلندگوی شیطان می شویم (نمونه های متعددی از این روش را در مواضع بسیاری از افراطیون می توان یافت). خدا عاقبت همه ما را به خیر کند و لحظه ای ما را به خود وامگذارد.





طبقه بندی: فرهنگی،  اجتماعی، 
برچسب ها: مومن، بدزبانی، اخلاق، امام علی (ع)، نهج البلاغه، درشت گفتار، ویژگی مومنان،  

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 آبان 1391 توسط محمد امامی

مانیتور ارتباطات ما با مردم، حتماً باید یک رنگ باشد

 1. در زندگی و معاشرت با دیگران، نرم افزار باشیم نه سخت افزار.

2. در سایت زندگی، همیشه لینکِ «محبت» داشته باشیم و هیچگاه برای این سایت، فیلتر نگذاریم.

3. برای پسوند فایل زندگی اجتماعی و خانوادگی، از سه کاراکتر "ع"، "ش" و "ق" استفاده کنیم.

4. هیچگاه قفل سی دی قلب مردم را نشکنیم. که "تا توانی دلی به دست آور، دل شکستن هنر نمی‏باشد".

5. چنانچه در کاری شکست خوردیم آن را "shut down" نکنیم بلکه آن را "restart" کنیم.

6. برای مانیتور زندگی‏مان بک گراند (Background) سبز یا آبی را در نظر بگیریم، نه سیاه یا دودی.

7. برای سیستم قلبمان از مانیتورهای تخت و صاف (Flat) استفاده کنیم.

8. روی کلیدهای عیب کیبورد خودمان انگشت بگذاریم، نه روی کلیدهای عیب کیبورد دیگران.

9. برای فایل‏های اسرار زندگی مان پسورد (password) بگذاریم و آن را مخفی (hidden) کنیم.

10. همواره پیش از سخن گفتن، سی پی یوی فکرمان را به کار بیندازیم.

11. برای مشکلات مردم، کلیدF1 باشیم و آنان را کمک و راهنمایی (help) کنیم.

12. اگر شخصیت ما ژله ‌ای نیست و بزرگ و والاست، این نوع شخصیت، نباید حتی به ما اجازه دهد که با هر کسی چت (Chat) کنیم و هر کسی با ما چت کند.

13. برای باغ زندگی مردم windows باشیم نه dos !!!

14. یک معادله ی ریاضی- رایانه ‏ای به ما می‏گوید: "تا به فکر ساپورت دیگران نباشیم، دیگران به فکر ساپورت ما نخواهند بود".

15. اگر از کسی بدی و کم لطفی دیدیم، کم لطفی آنرا "save" نکنیم بلکه آن را "delete" نماییم و حتی آن را از ریسایکل بین (recyclebin) قلبمان کاملا محو کنیم.

16. به دیگران اجازه ندهیم در "CD Rom" زندگی ‏مان هر نوع "CD" را که بخواهند، قرار دهند.

17. خانه و دفتر کارمان، به روی مردم نیازمند،"Open" باشد.

18. برای حل اختلافات زناشویی، روی گزینه ی "گذشت و ایثار" دابل کلیک (double click) کنیم.

19. تا حرف کسی تمام نشده، اسپیکر (speaker) خود را روشن نکنیم.

20. درآمدمان را در اول ماه پارتیشن بندی کنیم تا در آخر ماه کم نیاوریم.

21. برای رفع گرفتاری‏های مردم اتوران (autorun) باشیم.

22. همان گونه که دیگران سایت "گوگل" را طراحی کرده‏اند، ما نیز سایت "گو- گل" را برای مردم طراحی کنیم تا در ارتباطات خود با یکدیگر، گل بگویند و گل بشنوند.

23. در سایت زندگی شخصی مان، یک رُوم (Room) به نام مشکل گشا (Moshkelgosha) بسازیم تا دیگران با ما چت (Chat) کنند.

24. هنگام مشاهده ی خوبی‏ها و نیکی‏های دیگران، بلافاصله کلید پرینت اسکرین ( print screen ) را بزنیم و از آن عکس بگیریم.

25. در زمان ناتوانی، درماندگی و تاریکی زندگی دیگران، کلید "Power " برای آنان باشیم.

26. نگذاریم هر کسی در رُوم (Room) زندگیمان ناجورانه چت نماید و در این صورت، او را ایگنور (Ignore) کنیم.

27. چشم‏هایمان را به روی عیب های پنهان مردم، "Close" کنیم.

28. گاه و بی گاه، کامپیوتر زندگی ما هنگ (Hang) می کند که باید آن را با "فکر"، "مشورت" و "برنامه ریزی"، ری استارت (Restart) نماییم حتی گاهی هم اگر لازم شد restore کنیم.

29. برای کپی گرفتن از دیسکت زندگی دیگران، نخست آن را ویروس یابی و سپس ویروس کشی کنیم.

30. مواظب باشیم که رایانه زندگی زناشویی مان، ویروس غرور و لجبازی به خود نگیرد. که در این صورت، ممکن است هیچ آنتی ویروسی نتواند آن را از بین ببرد.

31. اگر قصد داریم در یک گروه خانوادگی عضو بشیم پرشیـن استار رو در ادد لیست (add list) انتخابهامون قرار بدیم.

32. اگر برای شخصیت و تصمیم ‏گیری‏های خویش ارزش و احترام قائل هستیم، خودمان یکی از ‏Gameهای کامپیوتر زندگی دیگران نباشیم.

33. فایل‏های مهم زندگی خود را گاه به گاه، اسکن (Scan) کنیم تا اگر به ویروسی آلوده شده باشند، سریعاً مشخص شود.

34. در حروف چینی کتاب زندگی، از شیوه "راست چین" و راستگویی استفاده کنیم، نه از شیوه "چپ ‏چین" و دروغ‏ گویی.

35. برای برنامه زندگی اجتماعی و به ویژه زندگی خانوادگی، همیشه ورژن‏های جدید و سازگار را معرفی کنیم.

36. پیش از پرینت گرفتن از سخنان مان، پیش نمایش چاپ (print preview) آن را مشاهده کنیم.

37. در تجارت و کارهای مالی و اقتصادی، سرمایه‏ها و دارایی‏های خود را در یک درایو (Drive) نریزیم؛ بلکه آن ها را در درایوهای گوناگون پخش کنیم تا اگر به فرمت (Format) یک درایو مجبور شدیم، درایوهای دیگر را محفوظ داشته باشیم.

38. اگر روزی رایانه زندگی ما با همسرمان هنگ کرد، سه کلید "ctrl کنترل اعصاب"،"Alt انصاف" و "delet دلیل عصبانیت" را بزنیم.

39. مکان ‏نمای ارتباطات ما با آدم‏های ناباب و ناجنس به صورت "فلش" نباشد؛ بلکه به صورت "ولش" باشد.

40. هارد مغز خود را از برنامه های غیر مفید، پر نکنیم، تا فضا را برای نصب برنامه های مفید، تنگ ننماییم.

41. برای این که از دیدن مانیتور زندگی، بیشتر لذت ببریم، کارت گرافیک بالا برای آن تهیه کنیم.

42. اگر مانیتور رایانه ما دارای رنگهای متنوع و متعدد باشد، ولی مانیتور ارتباطات ما با مردم، حتماً باید یک رنگ باشد.

43. برای رایانه ‏زندگی دیگران نرم ‏افزارهایی را معرفی کنیم که حداکثر هماهنگی را با سخت ‏افزارهای موجودشان داشته باشند.

44. در خطاطی کامپیوتری، ازبرنامه "کِلْک"هم میتوانیم استفاده کنیم، اما در خطاطی زندگی، از برنامه "کَلَک" نباید استفاده کنیم.

45. بکوشیم تا خوش اخلاقی را به جای اینکه در رم (Ram) و حافظه موقت داشته باشیم، در رام (Rom) و حافظه پایدار داشته باشیم تا در هنگام آغاز (Start) ارتباط با دیگران، آن را به کار گیریم.

46. اگر می خواهیم در زندگی خویش موفق و خوشبخت باشیم، باید خودمان زیرمنوهای Programs را دقیقا ًتنظیم کنیم و نباید بگذاریم که دیگران این کار را برای ما انجام دهند؛ اگرچه میتوانیم در این زمینه، با آنان مشورت نماییم.

47. قانون کپی رایت زندگی اجتماعی به ما اجازه نمی دهد که سیدی بدی ها و عیب های دیگران را رایت کنیم.

48. در طراحی کتاب زندگی، از برنامه "فتوشاد" و "فری خند"و "کرل مزاح" نیز استفاده کنیم.

49. از پندهای حکیمانه دیگران درس بگیریم و سیستم زندگیمون را با استفاده از فایل خوبی ها و نیکی ها روز به روز آپدیت (update) کنیم.

50. چگونه زندگی کردن را از افراد موفق بیاموزیم و با سهل انگاری ها و بی توجهی ها نگذاریم هارد زندگیمون دچار بدسکتور (bad sector) شود

(نام نویسنده ی این مطلب راا نیافتم ولی مطلب زیبایی بود حیفم آمد نقل نکنم)




طبقه بندی: اجتماعی،  شعر و ادب و طنز،  ارتباطات اجتماعی، 
برچسب ها: عشق، آداب زندگی، محبت، رایانه ای، ارتباطات،  

نوشته شده در تاریخ شنبه 20 آبان 1391 توسط محمد امامی
«حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است. هیچ‌کس نمی‌تواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملت این حق خداداد را از طرقی که در اصول بعد می‌آید اعمال می‌کند.»



طبقه بندی: سیاسی،  اجتماعی،  حقوقی و قضایی،  عمومی، 
برچسب ها: قانون اساسی، اصل ۵۶، حقوق ملت، تعیین سرنوشت،  

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 آبان 1391 توسط محمد امامی

 انتشار یادداشت دکتر نگین حسینی در بیست وهفتمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات با عنوان بررسی ارتباطی و فرهنگی شوخی‌های سخیف با دکتر شریعتی ، بازتاب زیادی در رسانه ها و نظرات موافق و مخالفی داشت. از جمله محمد دشتی نوشته:

http://ablt.comze.com/pic/3c36d0c741dd.jpgروز اول هفته بود و خودم را برای رفتن به دیدار دوستی آماده می کردم . یک پیامک برایم رسید . بی حوصله  جعبه  پیام ها را باز کردم و آنرا خواندم . لبخندی زدم و به نظرم رسید پیامک را برای دوستی همکلاسی که خاطرات مشترک سالهای 56  تا 66  سخت به هم پیوندمان داده بود، بفرستم .  پیام را منتقل کردم .چند دقیقه ای نگذشته بود که جواب داد . تعجب کردم ! سابقه نداشت زیر 6 ساعت جواب پیام ها را بدهد . بی خیال نبود و قصد بی احترامی نداشت . عادتش این بود . خیلی کنجکاو شدم و وقتی که پیام را خواندم تعجبم بیشتر شد . بدون هیچ سلام و علیک و توضیح اضافی نوشته بود : این پیام را پاک کن و دیگر هم از این پیام ها برایم نفرست ! برایش نوشتم : چرا ! نوشت بماند تا بعد !

می دانستم که اصرار فایده ای ندارد  و جواب نخواهد داد . این موضوع چند روزی ذهنم را مشغول کرده بود تا اینکه دو ، سه روز بعد با رسیدن پیامش ، ذوق زده جعبه پیام را باز کردم . این چند روزه همه فکر و خیالم این بودکه چه چیزی ناراحتش کرده است و چه خطایی از من سر زده است که چنین رفتاری با من کرده است . در طول این 35 سال که 25 سال آخر آن با دیدارهای کوتاه و نامه و پیام سپری شده بود ، چنین رفتاری از طرف او سابقه نداشت . در متن پیام نوشته شده بود : ایمیلتان را چک کنید! خدا را شکر لحنش مهربانتر بود .

خیلی منتظرو کنجکاو بودم و این چند روز هم همه فکر و ذکرم  همین پیامکی بود که دلیلش برایم روشن نبود . به سراغ ایمیلم رفتم . آن راباز کردم و با کنجکاوی تمام خواندم . نوشته بود

دوست نازنین سلام !

آخرهای سال 56  ،کلاس سوم راهنمایی را یادت هست ؟ یاد معلم مهربان آن سالها حسین آقا صفایی *را در ذهن داری ؟ آن روز گرم تابستان را به یا داری که وقتی درس تمام شدو معلم کتابی را که جلدی کاهی داشت وهیچ چیزی روی جلد نوشته نشده بود ،  بیرون آورد و مشغول خواندن شد ، تو با کنجکاوی جلو رفتی و پرسیدی :آقا اجازه ! اسم این کتاب چیست . آقای صفایی لبخندی زد و گفت کویر ! تو آمدی ونشستی و من و دو سه نفر دیگر از بچه ها گفتیم : خب ! اسم نویسنده اش را هم می پرسیدی . دوباره بلند شدی و گفتی آقا ببخشید اسم نویسنده کتاب چیه ؟ آقای صفایی  همانطور که مشغول خواندن بود ، گفت : علی مزینانی !  زنگ خورد و با هیاهو و همهمه  کلاس درس و مدرسه را ترک کردیم . من و تو و بچه ها گمان می کردیم کتاب "کویر" یک داستان یا رمان است که نویسنده ای سبزواری آن را نوشته است . این کتاب را  که قطعی پالتویی داشت روزهای بعد هم در جیب کت آقای حسین صفایی دیدیم . چند روز بعد که کتابی دیگر و این بار با جلد سفید رنگ  جای کتاب "کویر" را گرفته بود ،اکبر آقا طیبی ** که خوره کتاب بود از معلم پرسید آقا ببخشید اسم این کتاب چیه ؟ آقای صفایی که انگارمنتظر چنین موقعیتی بود و از بی تفاوتی ما صبرش سر آمده بود کتاب رااز جبیش در آورد و گفت : نام این کتاب " فاطمه ، فاطمه است " و نویسنده اش هم همان آقای علی مزینانی است و شروع کرد به خواندن بخش هایی از کتاب . در آن سالها که فضا ، فضای دیگری بود ، بچه ها که معمولاً حوصله گوش دادن به مطالب غیر درسی را نداشتند ، سر تا پا گوش شده بودند و با خواندن هر فراز ، از سخنان دکتر علی مزینانی ، بیشتر شیفته مطالب کتاب و مکث و فراز و فرودهای سخنان آقای صفایی می شدند . وقت کلاس تمام شد و زمانی که خواستیم کتاب را امانت بگیریم ، معلم مهربان گفت :  یک جلدبیشتر ندارم ، اجازه بدید جلسه بعد خودم بقیه اش را برایتان می خوانم . بعد از آن تا مدتها این کتاب و کتاب های دکتر لحظات خوب کلاس را به خود اختصاص داد. یادت هست که بچه ها تصمیم گرفتند در بیرون از کلاس هم با آقا معلم هم صحبت شوند و حرف های علی مزینانی را بیشتر و بهتر از زبان و کلام فصیحش بشنوند ؟ صبح زودی را که به باغ توت جواد آقا رفتیم و بعد از خوردن یک شکم سیر توت، در آن صبحگاه شنیدیم که نام واقعی علی مزینانی ، "دکتر علی شریعتی " است را بیاد می آوری؟ خاطرت هست بعد از آن روز با خواندن کتاب های دکتر برای من و تو جمع سی نفره بچه ها چه اتفاقاتی افتاد . زمان جنگ را به یاد داری ؟ فکر کن  ببین 10 نفری از بچه ها را که  از همان جمع شهید شدند با جزئیات به خاطر می آوری ! یادت هست آن سفری را که از مشهد به تهران می آمدیم و بعد از سبزوار در سه راهی که به مزینان ( روستای محل تولد دکتر شریعتی ) می رفت ایستادیم و حرفهای دکتر را که به یادمان مانده بود تکرار کردیم و گریستیم . دکتر شریعتی این سالها خیلی موردبحث و نقد و در معرض تاختن و نواختن بود . اما من و تو خیلی چیزها از او یاد گرفتیم . در جریان انقلاب بودیم ، به جبهه رفتیم و در این  چند سال هم درجامعه مسئولیت هایی داشتیم و به حزب و گروه خاصی هم وابسته نبودیم . شریعتی که بزرگترین نشانه و خصیصه وجودی اش اندیشه ورزی بود ، برای نسل من وتو شناخته شده است . تو چگونه به خودت اجازه دادی پیامکی که حرف های دکتر را به تمسخر گرفته بود ، برای من بفرستی ؟! حتماً از سر بی توجهی و بی دقتی بوده است . ولی باز هم می نویسم : چنین پیامک هایی را در تلفن همراهت نداشته باش و برای کسی نفرست !

امروز که نشریه شماره 27" مدیریت و ارتباطات" را از آقای لعلی گرفتم و مطلب سرکار خانم نگین حسینی را  در مورد پیامک های بی محتوا و سخیف امروزی خواندم یاد حرف های دکتر کمالی پور در کتاب " مسافر دهکده جهانی " افتادم  . آنجا که می گوید : هر کاری را که می خواهید انجام دهید ، اشکالی ندارد . اما اولش فکر کنید آیا حاضرید همان کار را در جمع هم انجام دهید و از آن دفاع کنید . دکتر راست می گفت : آیا نسل ما حاضر است یکی از این پیام ها را در جمع بخواند و از بودن خودش خجالت نکشد ! پس ما را چه شده است که پیامک هایی از این دست را راحت رد و بدل می کنیم ؟! صادقانه اعتراف کنیم که ما هم آره ! باید در رفتارهایمان تجدیدنظر کنیم .

پانویس :

 * آقای حسین صفایی معلم " با صفای " آن سالهای ما در شهرستان بجستان از توابع استان خراسان رضوی بود که بعدها منشا خدمات زیادی شد و آخرین بار سابقه کار و خدماتش را در وزارت جهاد کشاورزی شنیدم و این روزها هم حتما دلسوز و خدمتگذار انقلاب است .

** شهید اکبر طیبی از همکلاسی های نازنین و کتابخوانی حرفه ای بود . همان سالهای اول  جنگ به جبهه رفت . سالها در غبار غربت گم شد و نهایتا پیکر سبک و آسمانیش در مزار شهدای بجستان آرام گرفت .

------------------------------------

منبع: اینجا





طبقه بندی: فرهنگی،  اجتماعی، 
برچسب ها: پیامک، دکتر علی شریعتی، رفتارهای اجتماعی، مدیریت ارتباطات،  

نوشته شده در تاریخ جمعه 13 مرداد 1391 توسط محمد امامی
محمدرضا تابشدکتر محمدرضا تابش
در مراسم تجلیل از مهندس اولیاء نماینده مردم یزد و صدوق در دوره هشتم:
 
راه برون رفت از وضعیت فعلی، استفاده از تخصص و تجربه همه دلبستگان نظام است

 
نماینده مردم اردکان در مجلس با تاکید بر اینکه  افرادی که اساس نظام را قبول ندارند،نقطه مقابل اصلاح طلب ها هستند، هشدار داد: امروز قشری گری و تعطیل شدن خردورزی در جامعه یک خطر و تهدید جدی است.اگر خردورزی در جامعه تعطیل شود و اندیشه گریزی رواج یابد،ضلالت و گمراهی و فساد بر جامعه مستولی خواهد شد.
 
محمدرضا تابش در مراسم تجلیل از مهندس اولیاء نماینده مردم یزد و صدوق در دوره هشتم با گرامیداشت مبعث فرخنده رسول مکرم اسلام(ص) و خواندن بیتی از سعدی که " سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی  ؛  عشق محمد بس است و آل محمد" گفت:از خداوند مسئلت دارم تا ما را به اهداف رسالت آن حضرت که تعلیم کتاب و حکمت و آموختن حقایق هستی و نحوه تدبیر زندگی است، واقف سازد و به رعایت و نشر اخلاق و ادب و تزکیه موفق دارد.
وی ضمن ارج نهادن به حاضرین در مراسم و تشکر از زحمات برگزارکنندگان این مراسم اظهار داشت:اقتضای ادب حضور در مراسم تجلیل از برادر عزیزی بود که در عرصه مدیریتی و هم نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی، خوش درخشیده است.


ادامه مطلب

طبقه بندی: مجلس،  اجتماعی،  سیاسی، 
برچسب ها: محمدرضا تابش، مراسم نکوداشت اولیا، دروغ، دروغگویی مسئولان،  

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 30 خرداد 1391 توسط محمد امامی
http://theiranproject.com/wp-content/uploads/2012/05/Ali-Larijani.jpg

تلاش اولیا از منظر قانونگذاری و نظارت و رسیدگی به مشکلات حوزه‌ی انتخابیه، به عنوان سند افتخار هشتمین دوره‌ی مجلس به یادگار خواهد ماند
دکترعلیلاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی طی پیامی به مراسم نکوداشت مهندس علی اکبر اولیا، نماینده‌ی هشتمین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی، ضمن بیان این مطلب خطاب به اولیا  اظهار داشت: رجاء واثق دارم  در هر بخشی که فعالیت داشته باشید، بطور یقین منشاء خیر برای نظام مقدس جمهوری اسلامی خواهید بود .
متن کامل پیام رییس مجلس شورای اسلامی بدین شرح است:

جناب آقای علی اکبر اولیاء
باسلام
برخود لازم می دانم از تلاش های مستمر و موثر جنابعالی در هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی صمیمانه تقدیر و تشکر نمایم.
بدون شک سعی و کوشش شما در این دوره مجلس چه از منظر قانونگذاری و چه در بخش نظارت و رسیدگی به مسائل و مشکلات حوزه انتخابیه بسیار چشمگیر و راهگشا بوده و قطعا بعنوان سند افتخاری برای هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی به یادگار خواهد ماند.
اینجانب ضمن آرزوی موفقیت برای جنابعالی در همه عرصه های زندگی، رجاء واثق دارم در هر بخشی که فعالیت داشته باشید، بطور یقین منشاء خیر برای نظام مقدس جمهوری اسلامی خواهید بود. 

علی لاریجانی




طبقه بندی: مجلس،  سیاسی،  اجتماعی، 
برچسب ها: علی لاریجانی، رییس مجلس، نکوداشت اولیا،  

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 30 خرداد 1391 توسط محمد امامی

http://jamejamonline.ir/Media/images/1388/04/10/100910912611.jpg

حجت الاسلام والمسلمین ابوترابی فرد نایب رییس مجلس:ه

مهندس علی اکبر اولیا؛ خلف صالح پیشینیان صالح خود بود

در شناسنامه‌ی یزدی‌های صدوقی این واژه‌ها را می‌نوشتند: عقل، دین و کار

یزدی‌های دیروز و امروز،  به یاری خداوند رویاروی سیل‌ها می‌ایستند و بر سیاهی‌ها و زشتی‌ها چیره می‌گردند


در شناسنامه‌ی یزدی‌های خردورز، یزدی‌های محمدی، یزدی‌های علوی، و در این دوران، یزدی‌های صدوقی، این واژه‌ها را می‌نوشتند : عقل، دین، کار و به یاری خداوند در آینده نیز همین واژه‌ها را خواهند نوشت و با همین کلمات آنان را خواهند شناخت.

ابوترابی فرد نایب رییس مجلس شورای اسلامی طی پیامی به مراسم نکوداشت مهندس علی‌اکبر اولیا، نماینده‌ی مردم یزد در دوره‌ی هشتم مجلس شورای اسلامی، ضمن بیان این مطلب خاطرنشان ساخت:  دوست عزیز و ارجمندم جناب آقای مهندس علی اکبر اولیاء خلف صالح پیشینیان صالح خویش بود و از خداوند سبحان مدد می طلبد تا در راه روشن، عزت بخش و اقتدار آفرین صدوقی بزرگ رضوان ا... تعالی علیه، این نماد وفاداری به اسلام، انقلاب، امام و رهبر معظم گام بردارد و در ایام حضور ارزشمند خود در نهاد قانونگذاری بر این مهم پای فشرد و با دغدغه و همتی ستودنی برای شناخت درست وظیفه و انجام بایسته آن تلاش می نمود.

متن کامل پیام ابوترابی فرد بدین شرح است:


بسم الله الرحمن الرحیم
قُلْ إِنَّ صَلاَتِی وَنُسُكِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ

با عرض سلام و ادب و ارادت به ساحت مردم عقل مدار، دین باور، کار محور و ساده زیست دیار گرم و خونگرم دارالعباده یزد.
در شناسنامه یزدی های خرد ورز، یزدی های محمدی، یزدی های علوی و در این دوران، یزدی های صدوقی این واژه ها را می نوشتند عقل، دین، کار و به یاری خداوند در آینده نیز همین واژه ها را خواهند نوشت و با همین کلمات آنان را خواهند شناخت. یزدی ها اگر عزم هجرت داشتند کوله باری از عقلانیت، اخلاق و تلاش را با خود به همراه می بردند؛ مردان و زنان سخت بنیانی که گردباد و طوفان آنان را از بن بر نمی کَند و هستی و هویتشان را به حراج نمی گذاشت و شناسنامه انان را باطل نمی کرد.
یزدی های دیروز و فرزندان امروز آنان به یاری خداوند رویاروی سیلاب ها و سیل ها می ایستادند و می ایستند و بر سیاهی ها و زشتی ها چیره می گشتند و می گردند و ارزش های والای انسانی و الهی را پاس داشته و پاس می دارند.
دوست عزیز و ارجمندم جناب آقای مهندس علی اکبر اولیاء خلف صالح پیشینیان صالح خویش بود و از خداوند سبحان مدد می طلبد تا در راه روشن، عزت بخش و اقتدار آفرین صدوقی بزرگ رضوان ا... تعالی علیه، این نماد وفاداری به اسلام، انقلاب، امام و رهبر معظم گام بردارد و در ایام حضور ارزشمند خود در نهاد قانونگذاری بر این مهم پای فشرد و با دغدغه و همتی ستودنی برای شناخت درست وظیفه و انجام بایسته آن تلاش می نمود.
برای این برادر گرانمایه و عموم مردم شریف بویژه نمایندگان معزز و متعهد استان  و شهرستان یزد و همکاران گرانقدرم در خانه ملت آرزوی توفیق و موفقیت روز افزون دارم.

سید محمد حسن ابوترابی
1391/3/28







طبقه بندی: مجلس،  سیاسی،  اجتماعی، 
برچسب ها: ابوترابی، نکوداشت مهندس اولیا، یزدی ها،  

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 30 خرداد 1391 توسط محمد امامی

دکتر محمدرضا عارف عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در مراسم نکوداشت مهندس اولیا نماینده‌ی مردم یزد و صدوق در دوره‌ی هشتم مجلس شورای اسلامی طی سخنانی گفت: نیروهای دلسوز کشور باید با گذشت از کم‌مهری‌ها و با محور قرار دادن میثاقی که با بنیانگذار انقلاب بسته شده و آن آرمان‌های انقلاب است و همچنین با محور قرار دادن بدون تنازل قانون اساسی که میثاق ملت و شهیدان است، دلسوزانه برای اعتلای کشور تلاش کنند.

http://axgig.com/images/86821855333204863816.jpg

وی که عصر روز یکشنبه ۲۸ خرداد در تالار فرهنگسرای شهرداری یزد در جمع مردم یزد سخن می‌گفت بیان داشت: می‌توان پاسخگوی مشکلات و گرفتاری‌ها بود، به شرط این که به استفاده از تخصص‌ها باور داشته باشیم و حذف کردن افراد و جریان‌ها را در دستور کار نداشته باشیم.
خبر کامل را در ادامه‌ی مطلب بخوانید + گزارش تصویری مراسم


ادامه مطلب

طبقه بندی: سیاسی،  اجتماعی، 
برچسب ها: مراسم نکوداشت اولیا، دکتر عارف،  

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 خرداد 1391 توسط محمد امامی
امام علی (ع): گروهی ، منکر را با دست و زبان و قلب انکار می کنند ، آنان تمامی خصلت های نیکو را در خود گرد آورده اند . گروهی دیگر ، منکر را با زبان و قلب انکار کرده ، اما دست به کاری نمی برند ، پس چنین کسی دو خصلت از خصلت های نیکو را گرفته و دیگری را تباه کرده است . بعضی منکر را تنها با قلب انکار کرده و با دست و زبان خویش اقدامی ندارند ، پس دو خصلت را که شریف تر است تباه ساخته و یک خصلت را به دست آورده اند و بعضی دیگر ، منکر را با زبان و قلب و دست رها ساخته اند که چنین کسی از آنان ، مرده ای میان زندگان است ....[1]

برپایی جامعه‌ای صالح، اخلاق‌گرا، مردمی و كارآمد، یكی از اهداف بعثت پیامبران الهی و امامان معصوم علیهم‌السلام بوده تا سعادت دنیا و آخرت را برای آحاد جامعه در برداشته باشد.

لزوم وجود چنین جامعه‌ای ، حاكمیت یافتن صالحان و لزوم حفظ و بقای آن ، وجود و فعال بودن ساز و كارهای نظارتی اثربخش است.

«امر به معروف و نهی از منكر» یكی از مترقی‌ترین نظام‌ها و ساز و كارهای كنترل و نظارت اجتماعی است كه مشاركت عمومی و نظارت همگانی را برمی‌انگیزد تا از انحراف جامعه و حاكمان پیشگیری شود.

در جامعه‌ی اسلامی، عمل به «امر به معروف و نهی از منكر» به اندازه‌ای اهمیت دارد كه بر اساس آیات و روایات به عنوان فریضه‌ی واجب دینی كه به مراتب بالاتر از فرایض دیگر است، معرفی گردیده تا جایی كه امام حسین(ع) هدف از قیام خود را امر به معروف و نهی از منكر اعلام می‌فرماید.

حال پرسش جدّی این است كه فریضه‌ای با این اهمیت كه اسلام بر آن تاكید بسیار دارد، چگونه باید اجرا گردد؟

آیا اجرای این فریضه‌ی مهم را صرفا باید به نهی از بیرون آمدن چند تار موی سر برخی از خانم‌ها یا برخورد با پوشش نامناسب آنان تنازل بخشید؟

  متن کامل را در ادامه‌ی مطلب بخوانید)


ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی،  سیاسی،  اجتماعی،  ارتباطات اجتماعی، 
برچسب ها: امر به معروف و نهی از منکر، ساز و کار نظارت اجتماعی، نظارت همگانی، اولویت های نظارت اجتماعی، امام علی‌(ع)، عهدنامه مالک اشتر،  

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 18 خرداد 1391 توسط محمد امامی
پدرم بخند !
پدرم بخند که خنده‌ی تو کارها بکند !
پدرم امروز سخت به لبخندت نیازمندم
لبخند تو مرا از کوره راه‌های فریبکده و ظلمانی دنیای نامرد کنونی به سلامت عبور خواهد داد....
پدرم بخند !
پدرم بخند که لبهای خندانت، مهر را در وجودم می کارد و خشونت همه‌ی نامردمی‌ها را از پای درمی‌آورد
افسوس که نمی‌توانم قدردان محبت‌هایت باشم
محبت‌هایی که گاهی آن را نامهربانی تفسیر می‌کردم!
آری ! اکنون بیش از پیش به لبخند مهربانت نیازمندم
لبخند مهربانت مرا از گردنه‌های دشوارگذر جامعه‌ی امروز به سلامت به سرمنزل مقصود خواهد رساند
پدرم بخند
قول می‌دهم لبخند مهربانت را از پس غرور و خامی‌ها خوب ببینم
پدرم
کاش غبارهای آلوده‌ی مشکلات روزگار و نامردمی‌های بی‌احساس و عاطفه‌ی دوران، بینایی چشم‌های مرا نگیرد تا بتوانم لبخند زیبایت را دوباره ببینم و از انرژی آن زندگی‌ام را حیاتی دوباره بخشم
پدرم بخند
مهربانانه بخند
که سخت به لبخند مهربانت محتاجم



طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: پدرم بخند، پدر، روز پدر، لبخند، مهربانی،  

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 14 خرداد 1391 توسط محمد امامی
(تعداد کل صفحات:12)      ...   3   4   5   6   7   8   9   ...  
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn