تبلیغات
بهار نو - مطالب اجتماعی

بهار نو
 
عشق یعنی ظاهر باطن نما / باطنی آکنده از نور خدا


ساخت فلش مدیا پلیر
ابزار وب Online User
گفت طوفانی به سختی با نسیم
از چه هستی در وزیدن ها حلیم

گفتش ار طوفان به هم ریزد خسان
یا تکاپو افکند در ناکسان

من به لطف فکر و صبر و مهر خویش
نوش سازم ناکسان را زهر نیش

داس خشمت می کند خس را ولی
سرو را هم ساده آیا می کنی؟

دست من باشد نوازشگر مدام
گفته ای از قهر و می گویم سلام

تیشه ای بر ریشه های هر نهال
من به مهرم می دهم بر او مدال

می کنی با خشم برگ لاله را
من نوازش می کنم آلاله را

چاره ساز تو هماره قهر و کین
من نسیمم راه من مهر است و دین

صادقان را کاش همراهی کنی
در مسیر دوستی راهی کنی

خشمگین بودن، همه گمراهی است
جلوه ای از یک سراب واهی است

در جهان خواهی سعادت، شو نسیم
تکیه کن بر پندِ مردان قدیم

از محبت خارها گل گشته اند
مهربان باش و به سختی ها بخند

♦️ محمد امامی/ نهم خرداد ۱۳۹۴




طبقه بندی: شعر و ادب و طنز،  اجتماعی،  فرهنگی، 
برچسب ها: شعر، گفت و گو، طوفان، نسیم، صبر، مهربانی، خشونت،  

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 11 تیر 1394 توسط محمد امامی
خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه‌های علمیه کم نیست

امام خمینی :
روحانیون وابسته و مقدس نما و تحجرگرا هم کم نبودند و نیستند. در حوزه‌های علمیه هستند افرادی که علیه انقلاب و اسلام ناب محمدی فعالیت دارند. امروز عده‌ای با ژست تقدس مآبی چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام می‌زنند که گویی وظیفه‌ای غیر از این ندارند. خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه‌های علمیه کم نیست.

طلاب عزیز لحظه‌ای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند، اینها مروّج اسلام امریکایی‌اند و دشمن رسول الله. آیا در مقابل این افعیها نباید اتحاد طلاب عزیز حفظ شود؟

♦️ منبع: صحیفه امام خمینی » جلد ۲۱ » صفحه ۲۷۸

♦️ http://farsi.rouhollah.ir/library/sahifeh?volume=21&page=278



طبقه بندی: تاریخی،  سیاسی،  اجتماعی، 
برچسب ها: امام خمینی، تحجرگرایی، مقدس نمایان، اسلام آمریکایی،  

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 11 تیر 1394 توسط محمد امامی
#محمد_امامی:  استاندار محترم کهگیلویه و بویراحمد اخیرا در اظهار نظری، با انتقاد از کم کاری دستگاه های اجرایی در #اطلا_رسانی و بیان خدمات دولت در استان متبوع گفته است: #روابط_عمومی های سازمان ها در این راستا خدمات دولت را مستندسازی کنند.
با توجه به این انتقاد که در اغلب استان ها مطرح است و گهگاه از سوی سایر استانداران محترم نیز بیان شده و می شود، باید اذعان کنیم که دغدغه ی این آقای استاندار و سایر آقایان استاندار را برای بیان خدمات دولت درک می کنیم، اما چند پرسش هم از استانداران محترم داریم که امید است این خدمتگزاران پرتلاش در پرسش ها قدری تامل بفرمایند:

آیا به همان اندازه که نگران و منتقد اطلاع رسانی و بیان خدمات دولت به مردم هستید، دغدغه کسب اطلاع از دردها، انتقادها، گلایه ها، اعتراض ها، و ابهام های مردم را دارید؟

 آیا به همان اندازه که دغدغه اطلاع رسانی از خدمات استانداری و دولت را دارید به همان میزان دغدغه تجهیز ساز و کارهای #اطلاع_یابی و #اطلاع_رسانی و تامین منابع انسانی و پشتیبانی ساز و کارهای مربوط در روابط عمومی ها و سایر #فرایندهای_کاری را دارید؟

 آیا از باز بودن #دریچه_های_ارتباطی دستگاه های اجرایی و استانداری به روی مردم اطمینان دارید؟
 و....
استاندار محترم فراموش نفرمایید که همان قدر که زبان ها برای بیان عملکردها و خدمات باید به کار بیفتد ، به مراتب بیشتر باید گوش هایی برای شنیدن به موقع #صدای _مردم وجود داشته باشد.

به استانداران محترم توصیه می کنیم برای #پاسخگویی منطقی به نیاز جدی مطرح شده، روابط عمومی ها را در طراحی و اجرای فرایندهای اطلاع یابی و اطلاع رسانی پشتیبانی نموده و یار و یاور باشند و با نظارت، پشتیبانی و حمایت از روابط عمومی ها را در دستور کار دستگاههای اجرایی استان ها قرار دهند.
کارگزاران شایسته، متخصص و متعهد روابط عمومی در صورت بهره مندی از پشتیبانی های مدیریتی و معنوی، جایگاه مناسبی برای رفع دغدغه های #مردم دارانه و #مردم مدارانه استانداران محترم خواهند بود.
امید که چنین باد




طبقه بندی: ارتباطات اجتماعی،  سیاسی،  اجتماعی، 
برچسب ها: ارتباطات، روابط عمومی، اطلاع رسانی، اطلاع یابی، مردم داری، ارتباطات مردمی،  

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 11 تیر 1394 توسط محمد امامی
محمد امامی:  «تعامل» را با هم داد و ستد کردن، ارتباط متقابل دو یا چند نفر و «تفاهم» را یکدیگر را فهمیدن و معرفت حاصل کردن، یکدیگر را درک کردن و نیز سخن یا مطلب و مقصود یکدیگر را فهمیدن معنا کرده اند.
در رویارویی با رویدادهایی که پیش روی ما قرار می گیرد، برای محقق شدن یک برنامه تنها تصمیم و اقدام یک فرد کافی نیست، چه بسا باید ضمن گفت و گو و بررسی ابعاد یک موضوع، و «تعامل» پیرامون آن، تلاش بسیاری کرد تا به «تفاهم» رسید.
بنابر این ورود به یک موضوع اجتماعی که برای هر بخش از آن در مدیریت جامعه شهری مسئولیت و اختیاراتی در نظر گرفته شده و هر مسئول نیز باید پاسخگوی تصمیم ها، اقدامات و رویدادهایی که در محدوده ی وظایف و تکالیفش رخ می دهد باشد، اقدام خودسرانه و فردی و نادیده گرفتن «تعامل» برای دستیابی به «تفاهم» اقدامی غیر عقلانی و غیر دوراندیشانه است.
فراموش نباید کرد وقتی برای یک موضوع مورد بحث، «تعامل» صورت می گیرد، داشتن نگاه «برد و باخت» به موضوع اشتباهی راهبردی است در حالی که «تعامل» و «تفاهم» زمانی صورت می گیرد که طرفین ماجرا یکدیگر را فهمیده و درک نمایند و مقصود و منظور یکدیگر را متوجه شوند و در یک فضای سرشار از احترام و صمیمیت متقابل به نقطه ای مشترک دست بیابند و این نقطه ی مشترک ، به معنای بُرد هر دو طرف خواهد بود.
در چنین شرایطی هر یک از طرفین باید قدر «تفاهم» به دست آمده را بدانند و شیرینی این «تعامل» و «تفاهم» را با برخی اقدامات احساسی در کام یکدیگر تلخ نکنند.
باور کنیم که در دنیایی که به تعداد افراد سلیقه وجود دارد، برای هر اقدام اجتماعی، جز تحمل سلایق گوناگون و «تعامل» بر مبنای قانون و مقررات و مدارا با یکدیگر و کنترل افراط و تفریط و پرهیز از هرگونه تحرک غیرقانونی ، چاره و راه دیگری نداریم. راهی که از ابتدا با «تعامل« آغاز می شود و در نهایت به «تفاهم» می رسد.




طبقه بندی: سیاسی،  فرهنگی،  اجتماعی،  ارتباطات اجتماعی، 
برچسب ها: تعامل، تفاهم، ارتباط، افراط، تفریط،  

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 30 آذر 1393 توسط محمد امامی

محمد امامی :  رفته بودم ساعتی دور از روال عادی زندگی و کار و مشغولیت های عادی ، سری به چند شهروند بزنم ، شهروندانی که ولی نعمتان مسئولان هستند و هر کس به تناسب مسئولیتی که دارد در برابر این شهروندان، مسئول
شهروندانی را دیدم که از زمین تا آسمان، حال و هوایشان با من و امثال من و با خیلی از مسسولان تفاوتی بسیار داشت... تفاوت در سبک زندگی، تفاوت در جای زندگی، تفاوت در سطح زندگی، تفاوت در نیازها، تفاوت در خواسته ها، تفاوت از میزان توقعات، تفاوت در گرفتاری ها، تفاوت در مشغله های ذهنی ، تفاوت در مشغولیت های روزانه، و .....
خنده بر لبانم خشکید ... دیگه خنده ام نمی گیره !
این کلام تنها کلامی بود که پس از دیدن وضعیت این چند شهروند توانستم ابراز کنم ... و ناخواسته موجب نگرانی تنی چند از دوستان شدم !
صفحه خصوصی ام در یکی از این شبکه های اجتماعی، پر شد از پیام های مهر و محبتی که جویای این معما بودند... پیام های محبت آمیزی که آرزو می کردم کاش می توانستم این باران محبت را یکجا بر سر شهروندان مورد اشاره ببارم .... ولی چه می شد کرد عنان احساس از کف بریده و عقل جز اندکی از این بار نمی توانست بردارد...
آری ! خنده بر لبانم خشکید هنگامی که در بیغوله ای به نام خانه ! وارد شدم و شهروندانی را دیدم که با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشته اند و عرق شرم بر پیشانی ام نشست هنگامی که دیدم در زیر آسمان همین شهری که یکی سالی یک بار خودرو و مبلمان و خانه تعویض می کند، شهروندی در بیغوله ای خانه مانند نگران تامین وعده ی آتی غذای خویش است!
خنده بر لبانم خشکید وقتی با همین چشمانم دیدم زن سیده ی بیوه ای که با مادر پیر و برادر دیوانه اش که همسرش از وی فرار کرده و فرزند بیمار برادرش هر یک در گوشه ی از این بیغوله کوچک آرمیده اند که به سختی با تعدادی سرامیک و سیمان قرضی از نفوذ سرمای بی رحم جلوگیری کرده بودند ... خانه ی محقری که نه در آن یخچالی یافت می شود و نه در این سرما آبگرمکنی وجود دارد که مهربانی آب را بر تن و جسم اهالی این خانه بریزد!
توان ایستادن و ماندن نداشتم راهی دیدن شهروند دیگری در این شهر شدم ... در میانه ی همین شهری که برخی از ما اضافه مانده های غذایمان را راهی زباله های شهری می کنیم ، و گاهی از فرط گرمای شوفاژ و بخاری گازی و سایر گرم کننده های پیشرفته، در و پنجره اتاقمان را باز می کنیم تا انرژی را به همین راحتی به هدر بدهیم، در همسایگی مسجدی که پنج وعده از آن طنین «حی علی خیرالعمل» شنیده می شود، خانه ای هم وجود دارد که به جای شیشه ، پنجره های آن را با پلاستیک پوشانده اند تا سرمای گزنده به اهالی خانه بیش از این آسیب نزند!
خانه ای که در آن زنی بی سرپرست، از کمترین امکانات زندگی محروم است، حتی یک اجاق گاز !
شبه خانه ای که یک زن بی سرپرست، در آن دختری ۲۸ ساله را صرفا به خاطر نداشتن جهیزیه از ازدواج محروم کرده، و در این مکانی که با سختی به اندک مبلغی اجاره به چنگ آورده ، نگهداری می کند...
نه تنها دیگر خنده ام نمی گرفت که حتی نای راه رفتن نداشتم .... آیا خدا به همین سادگی از ما خواهد گذشت که در شهری زندگی کنیم که برخی شهروندانش اینچنین پنجه در پنجه ی مشکلات ریز و درشت مبارزه می کنند و دغدغه ی آنان، تامین وعده آتی غذا و یافتن سرپناهی کوچک و گرم برای زندگی حداقلی است؟
آیا خدا نگاه فضل و رحمتش را از ما بر نخواهد داشت که در شهری زندگی می کنیم که چنین خانواده هایی افزون بر رنج بی سرپرستی، رنج خواب بودن وجدان من و امثال من را بر روح و تن رنجور خویش حس می کنند؟
آیا خدا به ما رحم خواهد کرد در حالی که ما خوش باورانه سرگرم بحث پیرامون اختلاس های چندهزارمیلیاردی عوامل وابسته به دولت های نهم و دهم هستیم، از هموطن و همشهری خود غفلت می کنیم؟
آیا در کنار خواست های به حق و مطالبات سیاسی و اجتماعی خویش ، برای شناخت و رفع مشکلات هموطنان و همشهریانی که اینچنین دچار هجوم بی امان و بی رحمانه فقر ، بیماری، فلاکت و .... در محرومیت از کمترین امکانات زندگی هستند، جایی باز کرده ایم؟
آری ! خنده بر لبانم خشکیده و تا به یاد بیغوله های این شهروندان مظلوم و بی پناه می افتم ، خنده ام نمی گیرد !





طبقه بندی: اجتماعی،  عمومی،  اقتصادی، 
برچسب ها: فقر، نیاز اقتصادی، سرما، همدلی، کمک،  

نوشته شده در تاریخ جمعه 14 آذر 1393 توسط محمد امامی
محمد امامی: دکتر حسن روحانی رییس جمهور محترم اخیرا طی سخنانی در همایش هم‌اندیشی مدیران ارشد دولت تدبیر و امید در سالن اجلاس سران ضمن تاکید بر این که «اداره کشور بدون توجه به افکار عمومی ممکن نیست و مشکلات اقتصادی بدون حمایت، حضور و کمک مردم حل و فصل نخواهد شد»، اظهار داشته اند که: «تمام دستگاه‌های اجرایی و دولت باید از همه ظرفیت‌ش در بیان خدمات استفاده کنند روابط عمومی‌ها در فضای رسانه که فضای سرعت و ثانیه است، باید به دقت همه امور را رصد کنند، حضور داشته باشند، حرف بزنند و تبلیغ بکنند، تا تلاش‌های دولت به اندازه‌ای که انجام می‌گیرد در جامعه منعکس شود.»
به نظر می رسد تیم ارتباطات دولت، شامل ارتباطات رسانه ای و روابط عمومی، به شدت دچار ضعف راهبردی و خلأ برنامه‌ای است و این خلأ چنانچه بخواهد بدون دارا بودن راهبرد رسانه ای و روابط عمومی، با تاکید بیش از حد ضرورت بر تبلیغات به جای روابط عمومی صورت بگیرد، آن هم در سطح بیش از ۶۰ دستگاه اجرایی  در ۳۰ استان، معلوم نیست چه آثار سویی در افکار عمومی ذهنیت جامعه ایجاد خواهد کرد.
بنا بر این رییس جمهور محترم، پیش و بیش از این که نگران تبلیغات تلاش های دولت و خدمات روابط عمومی‌ها باشند، باید نگران راهبردهای رسانه‌ای و روابط عمومی دولت و خواهان بهره‌مندی از مشاوره‌های نظام‌مند تخصصی متخصصان روابط ‌عمومی و رسانه باشند.
در این صورت روابط عمومی دستگاههای اجرایی در مسیر هدفگذاری‌ها و ریل گذاری‌های صورت گرفته در چارچوب راهبردها و برنامه های دولت و البته همراه با نظارت و ارزیابی مستمر عملکردها، به پیش خواهند رفت.
فراموش نباید کرد که اطلاع رسانی و تبلیغات تنها بخش کوچکی از وظایف روابط عمومی در راستای رسالت مردم داری و مردم مداری آن‌هاست که در صورت وجود راهبرد کلان دولت در زمینه روابط عمومی و رسانه، و ارزیابی مستمر عملکردها در چارچوب نظامی جامع، به نحو موثرتری مورد توجه و عمل دست اندرکاران قرار خواهد گرفت.
بی تردید در این مسیر افزون بر عزم جدی هیئت دولت، التزام عملی مدیران ارشد کشوری و استانی بر اجرای دقیق و صحیح و به موقع راهبردهای تعیین شده ارتباطی ، رسانه ای و روابط عمومی، ضرورتی انکارناپذیر است که در صورت غفلت از آن بر «امید» مردم به کارآمدی دولت «تدبیر و امید» و نحوه حضور،‌ حمایت و کمک آنان آثار نامطلوبی خواهد گذاشت.





طبقه بندی: دولت،  سیاسی،  اجتماعی،  ارتباطات اجتماعی، 
برچسب ها: روابط عمومی، راهبرد ارتباطی، رسانه، دولت، حسن روحانی، راهبرد روابط عمومی،  
دنبالک ها: رئیس‌جمهور: گاه سکوت موجب نجات کشور می‌شود،  

نوشته شده در تاریخ جمعه 30 آبان 1393 توسط محمد امامی
محمد امامی: یزدی های هماره به انسان های اخلاقی و کسانی که به رعایت حقوق همنوعانشان وفادارند شناخته شده اند. رعایت ادب در تعامل و ارتباطات با یکدیگر . حفظ حرمت ها و سعه ی صدر در برخورد با سلایق مختلف از ویژگی خوب یزدی هاست.
اخیرا مشاهده می شود در برخی رسانه های وابسته به برخی نهادها که توسط عناصر افراطی اداره می شود، بدون رعایت اخلاق و موازین اخلاقی و نیز بدون توجه به حقوق انسانی مخاطبان، و نیز بدون رعایت قواعد فعالیت سالم خبری، به بهانه اطلاع رسانی و خبر، به برخی افراد افترا زده می شود و با برچسب های نامناسب مورد خطاب قرار می دهند.
گرچه یکایک این اهانت ها و افتراها به لحاظ حقوقی قابل پیگیری و شایسته ی برخورد است، اما در این مجال خوب است محض یادآوری ارزش های اخلاقی، یک بار دیگر به فعالان رسانه ای یادآور شوم که آبرو و حیثیت انسان ها فراتر از خون آنان قلمداد شده و ما حق نداریم به هر بهانه ای افراد مخالفمان را با برچسب های موهوم و اهانت و افترا مورد هتاکی قرار دهیم.
تاسف بار این که این اقدامات را در سایت هایی درج کنیم که عوامل و پشتیبانی آن با سازماندهی برخی نهادها صورت می گیرد.
فعالان رسانه ای به هوش باشند که به خاطر لجاجت و خصومت با مخالف خود ، در مسیری غیرقانونی حرکت نکنند چرا که در صورت استمرار چنین رفتارهای ناشایستی، نمی توانند توقع داشته باشند مورد بازخواست و برخورد قانونی قرار نگیرند.
به هر حال به نظر می رسد رفتارهای هتاکانه و موهنانه شایسته ی فضای رسانه ای استان یزد نیست و فضای رسانه ای استان باید از افترا و برچسب و هتاکی پاک شود.
امید است در گام نخست مدیران مسئول این نوع رسانه ها و سپس مسولان اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی برای پاکسازی فضای رسانه ای استان یزد از چنین آلودگی ها، تمهیدات خاصی بیاندیشند.
 ۲۵ مهرماه ۱۳۹۳





طبقه بندی: سیاسی،  ارتباطات اجتماعی،  فرهنگی،  اجتماعی، 
برچسب ها: رسانه، افترا، اهانت، اخلاق، قانون،  

نوشته شده در تاریخ جمعه 25 مهر 1393 توسط محمد امامی
سرانجام پس از تاخیری ملال آور:

کشتی حادثه دیده‌ی فرهنگ و هنر استان یزد، ناخدای خود را شناخت

بهارنو؛ محمد امامی: سرانجام پس از ماهها انتظار توام با تاسف و تعجب، و پس از تاخیری ملال آور، کشتی حادثه دیده‌ی فرهنگ و هنر استان یزد، ناخدای خود را شناخت !
با صدور حکمی از سوی آقای علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، سکان کشتی فرهنگ و هنر استان یزد، در دستان پرتوان آقای «علی غیاثی ندوشن» قرار گرفت تا «با بهره گیری از کلیه ظرفیت های موجود و نیروهای کارآمد و فرهیخته و تعامل سازنده با مسئولان و مدیران استان و ارتباط نزدیک با اصحاب فرهنگ و هنر و مردم فرهنگ دوست و هنرپرور استان یزد در جهت رشد فضائل اخلاقی و شکوفایی و اعتلای فرهنگ و هنر اسلامی و ایرانی» ناخدای کشتی ای باشد که ماه ها در اقیانوس پرتلاطم نیازهای فرهنگی و هنری استان دارالعباده ی یزد دستخوش حوادث و رویدادهای ناگواری بود.
آقای علی غیاثی ندوشن ۵۰ ساله که دارای تحصیلات کارشناسی ارشد در رشته‌ی جامعه شناسی است، و سوابق ارزنده ای همچون حضور در جبهه‌های جنگ تحمیلی، مسئولیت بسیج دانش‌آموزی استان یزد، عضویت در انجمن اسلامی دانشگاه، معاونت فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان هرمزگان، معاونت دانشجویی و فرهنگی کوی دانشگاه، مدیرکلی کوی دانشگاه تهران، مدیرکلی فرهنگ و ارشاد اسلامی و دبیر شورای فرهنگ عمومی استان یزد در دوره‌ی اصلاحات، مدیركل امور مشاركتها و شهرداری‌های نهاد كتابخانه‌های کشور و معاونت امور استان‌ها و مجلس و مشارکت‌های این نهاد،‌ ریاست شورای پژوهشی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد، مدیر مسئولی فصلنامه فرهنگی پژوهشی  فرهنگ یزد، و ... را در کارنامه‌ی خود دارد.
این مرد آرام و معتدل و پرتلاش که در دوره تصدی مدیرکلی کوی دانشگاه تهران مبدع یکی از رویدادهای مهم فرهنگی یعنی برگزاری «هفته‌ی فرهنگ استان‌ها» بود، و در دوره‌ی پیشین تصدی مدیرکلی فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد، با انبوهی از بدهی‌های این اداره‌ی کل کار خود را آغاز کرده بود، باز هم در شرایطی سکان این کشتی حادثه دیده را عهده‌دار می‌شود که اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی افزون بر انبوهی از بدهی‌ها، ماه‌ها مورد کم لطفی مسئولان کشوری و استانی قرار گرفته و  تحت تاثیر جوسازی‌ها و فشارهای جریان‌های گوناگون، مدت‌ها را به صورت سرپرستی و بدون مدیرکل سپری کرده است.
در حالی که سال ۱۳۹۳ سال «اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی» نامگذاری شده بود، و اینک از زمان آغاز به کار دولت یازدهم در روز ۱۲ مرداد سال ۱۳۹۲، یک سال و اندی می‌گذرد، نشانی از عزم ملی و مدیریت جهادی در این عرصه‌ی مهم در استان یزد مشاهده نشد، اما سرانجام  اینک پس از انتظاری طولانی و آسیب‌رسان، سکان فرهنگ و هنر استان یزد به دست اهلش سپرده شده و امید می‌رود با مزیت‌های نسبی فراوانی که در ابعاد مختلف فرهنگی و هنری در استان یزد وجود دارد، مدیرکل تازه نفس، معتدل، بسیجی و اصلاح طلب فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد بتواند ضمن غلبه بر معضلات مالی و بدهی‌های به جامانده از پیش، بتواند با اتکا به نیروهای انسانی فرهیخته‌ی یزدی و تجربه‌های ارزنده‌ی خویش و ارتباط مفید و سازنده و تعامل کارآمد و اثربخش با متخصصان متعهد و صادق، مسیر پیشرفت و تعالی فرهنگ و هنر را هموار ساخته و موانع موجود را با اقتدار از سر راه اصحاب خداجوی فرهنگ وهنر استان یزد بردارد.
به سهم خود موفقیت این مدیر مخلص و پرتوان و ارزشی را در راه اصلاحات و توسعه‌ و تعالی فرهنگی از خدای حکیم و توانا خواستارم و امیدوارم با استقرار مدیرکل جدید فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد، و اجرای طرح‌های ابتکاری و تحول‌آفرین، زخم‌های کهنه‌ و دیرینِ پیکر فرهنگ و هنر استان یزد التیام یابد.
 ان شاءالله تعالی/ ۱۷ شهریور ۱۳۹۳





طبقه بندی: فرهنگی،  سیاسی،  اجتماعی، 
برچسب ها: فرهنگ و ارشاد اسلامی، استان یزد، علی غیاثی ندوشن،  

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 17 شهریور 1393 توسط محمد امامی
هم کسانی که «امام» رو دستمایه ی جوک و خنده کردند و هم کسانی که با جعل نامه و پیام کاربران فضای مجازی رو مخاطب قرار دادند ، مرتکب اشتباهی بزرگ شده اند و آن این که مخاطب امروزی هوشمند است و انتخابگر . و  پیام های جعلی را از میان پیام ها بازمی شناسد.
همچنین جایگاه «امام» هم از نوع  دوازده امام معصومش و هم از نوع مردمی و غیرمعصومش (امام خمینی) ، مورد احترام دوستداران انقلاب اسلامی است.
رعایت ادب و احترام یک اصل در گفت و گوهایی است که هدف آن کشف حقیقت  است و اهانت و توهین به افراد از سوی هر کس صورت گیرد، نشان از پایان یافتن منطق و استدلال وی است.
لذا ضمن تقبیح دستمایه قرار دادن شخصیت ها در جوک ها ، توجه دوستان هموطنم را به این بخش از قانون  در ماده ۵۱۴ قانون تعزیرات جلب می کنم که مقرر شده: « هرکس به حضرت امام خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی رضوان‌الله علیه و مقام معظم رهبری به ‌نحوی از انحا اهانت نماید، به حبس از 6 ماه تا 2 سال محکوم خواهد شد.»





طبقه بندی: اجتماعی،  سیاسی،  فرهنگی، 
برچسب ها: امام، احترام، ادب،  

نوشته شده در تاریخ جمعه 7 شهریور 1393 توسط محمد امامی

فوتبال امشب تقابل دو تفکر بود ، تفکری آرژانتینی که سالهاست چشم امید مردمانش به ساق مارادونا و مسی ، قهرمانهای تنهایش است تا آرزوهایشان را عملی کنند، و تفکری آلمانی که چرخ پیشرفت روی شانه های همه مردمانش به جلو می رود.

و برای ما هم درس بزرگی است که برای پیشرفت در کشورمان به قهرمان های ساق طلایی یا مخ طلایی مان تکیه و بسنده کنیم یا همه وارد مسیر پیشرفت بشویم و هریک به سهم خود برای پیشرفت گامی به پیش برداریم.



طبقه بندی: فرهنگی،  اجتماعی، 
برچسب ها: پیشرفت، تفکر، قهرمان، جام جهانی،  

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 تیر 1393 توسط محمد امامی
(تعداد کل صفحات:12)      1   2   3   4   5   6   7   ...  
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn