تبلیغات
بهار نو - مطالب ارتباطات اجتماعی

بهار نو
 
عشق یعنی ظاهر باطن نما / باطنی آکنده از نور خدا


ساخت فلش مدیا پلیر
ابزار وب Online User

یکی از دوستان در خصوص روش تحقیق یا روش سنجش رضایت از سازمان پرسیده اند که تصور می کنم منظورشون روش سنجش رضایت مشتری باشه.

باید بگم که وقتی صحبت از رضایت مندی می شود باید تعیین کنیم که رضایت مندی چه کسی از سازمان؟
رضایت مندی کارکنان؟
یا رضایت مندی مشتریان؟
یا رضایت مندی مدیران؟
اگر منظور زضایت مندی مشتریان باشد، به نظر می رسد این رضایتمندی می تواند در عرصه های زیر مطرح باشد:
*رضایت اطلاعاتی: رضایت ناشی از اطلاعاتی که توسط عرضه کننده برای انتخاب محصول به خریدار ارائه می‌شود
* رضایت عملکردی: مقیاس و درجه‌ای هست که مشخص می‌کنه در چارچوب روابط بین طرفین، انتظارات عملکرد مورد انتظار در ذهن یکی از شرکای مبادله تا چه حد برآورده شده است.
*‌رضایت از خصوصیات محصول یا خدمت: قضاوتی ذهنی در مورد رضایت هست که از نظارت بر عملکرد و ویژگیهای محصولات و خدمات یک عرضه کننده به دست می‌آید.
* رضایت شخصی: قضاوتهای روان شناسانه اعضای نقاط تماس در سازمان مشتری هست که ناشی از مطلوبیت در محیط برقراری ارتباط با یک عرضه کننده هست.
اما در مورد مدل یا روش تحقیق یا سنجش رضایت: مدل های مختلفی برای سنجش وجود داره و ما باید متناسب با فعالیت هر سازمان بررسی کنیم ببینیم کدوم روش می تونه ابهامات ما رو روشن کنه یا به پرسش ما پاسخ بده.
پیشنهاد می کنم در کنار سایر روش هایی که هست ، معیار هفت بعدی
INDSAT رو هم که یک مقیاس سنجش 29 گزینه‌ای هست و زیر مجموعه‌های این ابعاد را در بر می‌گیره مطالعه و بررسی کنید.
فکر کنم در سنجش رضایت مشتری توسط میانگین درآوردن امتیازات عواملی که هر بعد رو تشکیل می‌ده و محاسبه این نمرات میانگین بتونه سودمند واقع بشه. البته توصیه می کنم دوستانی که قصد سنجش رضایت مشتریانشون رو دارن، خودشون رو به این یک روش محصور و محدود نکنن و هر مدل و روشی که اونها رو به پاسخ قانع کننده و اطمینان بخش می رسونه از همون استفاده کنن. ضمنا روش «کیو.اف.دی» رو هم بررسی کنن.





طبقه بندی: اجتماعی،  ارتباطات اجتماعی،  اقتصادی، 
برچسب ها: روش سنجش رضایت مشتری، رضایت سنجی، رضایت مشتریان، روش ۷ بعدی INDSAT، معیار INDSAT،  

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 آذر 1390 توسط محمد امامی
http://www.smskade.ir/wp-content/uploads/2011/11/sms_moharram3.jpg

یکی از شیوه های روابط عمومی در برقراری ارتباط موثر با مخاطبان، همدلی کردن با آنان است. با توجه به این نکته مدتی در بنیاد امور مهاجرین جنگ تحمیلی، خدمتگزار این قشر از هموطنان رنجدیده بودم. آن زمان علاوه بر مسئولیت امور فرهنگی و نیز روابط عمومی بنیاد، با حفظ سمت مسئولیت اسکان مهاجرین هم بر عهده ام گذاشته شده بود.
... ماه محرم بود و به منظور سرکشی به مهاجرین راهی برنامه های عزاداری آنان بودم، هر شب را در یکی از مناطق مهاجر نشین که تکیه ای زده بودند یا مجلسی داشتند شرکت می کردم......


ادامه مطلب

طبقه بندی: خاطره ها،  ارتباطات اجتماعی، 
برچسب ها: خاطره، روابط عمومی، همدلی، محرم، مخاطب،  

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 13 آذر 1390 توسط محمد امامی
ماههای نخست حضورم در جایگاه مسئولیت روابط عمومی شرکت بود که به فکر راه اندازی یک نشریه داخلی برای بهبود ارتباطات با همکاران افتادم. در آن سال ها هنوز نه در استان ما (یزد) و نه در سایر استان های دیگر، هیچ کدام از شرکت ها نشریه ی داخلی نداشتند، و بدین ترتیب نخستین نشریه داخلی در شرف تولد بود !
در چند صفحه آ چهار ، طرح انتشار نشریه داخلی را نوشتم و با اشاره به اهداف و ضرورت انتشار و شیوه اجرا و مراحل آن، به سراغ مدیرعامل وقت رفتم. وی به رغم موافقتی که نشان داد تذکر داد که یک کار مانند انتشار نشریه در سطح شرکت یا نباید آغاز شود یا اگر آغاز شد نباید متوقف شود. با این سخن اضافه کرد که .......


ادامه مطلب

طبقه بندی: خاطره ها،  ارتباطات اجتماعی، 
برچسب ها: خاطره، روابط عمومی، انتشارات، آشغالانس، نشریه داخلی، اطلاع رسانی، ارتباطات سازمانی،  

نوشته شده در تاریخ جمعه 4 آذر 1390 توسط محمد امامی
تازه برای فعالیت روابط عمومی به مشهد رفته بودم و در همان هفته های اول حضورم یكی از نزدیكان یكی از همكارانم درگذشته بود و من هم به رسم ادب و برای عرض تسلیت در یكی از مجالس ترحیم كه به همین مناسبت برگزار شده بود شركت كردم.
شانس آوردم كه با یكی از دوستان مشهدی همراه بودم و به اتفاق وی در این مجلس شركت كردم. پس از این كه وارد مجلس ترحیم شدیم و در كناری نشستیم كه از آنجا صاحبان عزا ما را كاملا می دیدند، ناگهان دیدم دوستم از جای خود بلند شد و مرا نیز دارد به زور بلند می كند !
من كه از همه جا بی خبر هاج و واج مانده بودم و این پرسش برایم ایجاد شده بود كه این چه كاری است كه دوستم دارد می كند، به یكباره متوجه شدم صاحبان عزا دارند به ما نگاه می كنند و از حضور ما تشكر می كنند و ما نیز متقابلا دست به سینه به آنان ادای احترام كرده و برای تازه درگذشته‌ی آنان آرزوی غفران و آمرزش از سوی خدا كردیم!
بعد از این سوتی، تازه متوجه یك سنت مشهدی ها در مجلس عزا شدم ! در مشهد وقتی به مجلس ترحیم می روند علاوه بر تسلیت گفتن ابتدای ورود، پس از ورود به اندازه‌ی خواندن یك حمد و سوره می نشینند و سپس می‌ایستند و به صاحب عزا مجددا تسلیت می گویند.
یاد گرفتم كه وقتی در جمعی با فرهنگی متفاوت وارد می شویم باید نسبت به رسم و رسوم و آداب و سنن آنان آگاهی لازم را داشته باشیم تا از ما رفتاری ناشی از ناآگاهی، كه از آن تلقی اهانت و بی ادبی شود، سر نزند!




طبقه بندی: خاطره ها،  ارتباطات اجتماعی، 
برچسب ها: خاطره، روابط عمومی، سوتی، مشهد، مجلس ترحیم، آداب و رسوم، آداب و سنن،  

نوشته شده در تاریخ جمعه 4 آذر 1390 توسط محمد امامی
دکتر چاق و لاغریک روز تو دفتر کارم نشسته بودم و غرق کارم بودم که یکی از بازنشستگان به من مراجعه کرد و پس از حال و احوالپرسی از او و شنیدن حرف هایش متوجه شدم این پیش کسوت عزیز افزون بر این که دارای تحصیلات حوزوی و دانشگاهی بالایی است و سال ها طباطبت می کرده در زمینه ی چاقی و لاغری دارای تجارب مفیدی است.
همین موضوع موجب شد تا پس از رفتن وی، حاصل گفت و گویمان را به صورت مصاحبه تنظیم کردم و برای درج در نشریه ویژه بازنشستگان به واحد انتشاراتمان دادم. در زمان حضور این بازنشسته ی عزیز، با دوستانم هماهنگ کردم و چند عکس هم از ایشون تهیه کردیم.
ما برای برقراری ارتباط با بازنشستگان سازمان، نشریه ای منتشر می کردیم و با درج اخبار و اطلاعات مفیدی به نشانی یکایک آنان برایشان ارسال می کردیم. تعدادی از نشریه را هم برای استان های مختلف کشور می فرستادیم.
خلاصه این مصاحبه همراه با عکس بازنشسته ی مزبور در یک صفحه ی کامل با تیتری به این مضمون منتشر کردیم: « چاق ها را لاغر می کنم و لاغرها را چاق»
پس از چندی که نشریه توزیع شد، تماس های زیادی از خود استان و استان های مختلف کشور داشتیم که شماره ی این دکتر بازنشسته را می پرسیدند!
تماس های زیادی که با این پزشک گرفته شد و از وی درخواست نسخه و راهنمایی و مشاوره کرده بودند. ایشون رو دوباره برای سپاسگزاری به روابط عمومی کشاند و احساس خوبی برایش ایجاد شده بود و مدارکی از سایر موفقیت ها و توانمندی هاش برام آورده بود.
آن روز احساس خوبی داشتم و از این که روح امید و تلاش و حس مفید بودن و زندگی بانشاط رو در یک بازنشسته تقویت کرده بودیم خدای را شکر کردم.




طبقه بندی: خاطره ها،  ارتباطات اجتماعی، 
برچسب ها: خاطره، ارتباطات، بازنشستگان، روابط عمومی، نشریه،  

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 24 آبان 1390 توسط محمد امامی
بدانیم: صاحبان و دست اندرکاران رسانه های جمعی بزرگ جهان را بشناسیم:
CNN: ولف بلیتز (یهودی)
ABC: باربارا والترز (یهودی)
واشنگتن پست: اوجین مایر (یهودی)
مجله تایم آمریکا: هنری گرونوالد (یهودی)
واشنگتن پست: کاترین گراهام (یهودی)
نیویورک تایمز: ماکس فرانکل (یهودی)
FOX: رابرت مرداک (یهودی)
بیاندیشیم: چرا وقتی در برابر هر یک نفر یهودی در جهان ۲۰۷  مسلمان قرار دارد، وضعیت رسانه ای ما مسلمانان اینگونه ضعیف است و یهودیان رسانه های بزرگ جهان را در اختیار قرار دارند و در مهم ترین زمینه های جهان نفوذ و حضور دارند؟!؟




طبقه بندی: فرهنگی،  ارتباطات اجتماعی،  سیاسی، 
برچسب ها: رسانه، رسانه های جمعی، جهان اسلام، یهودی، مسلمانان، بدانیم، بیاندیشیم،  

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 24 آبان 1390 توسط محمد امامی

هنگامی که در مخابرات خراسان، مسئولیت مشاور مدیرعامل و رییس روابط عمومی را داشتم، با توجه به ضرورت و اهمیت فعالیت های پژوهشی در روابط عمومی و غنی ساختن دیدگاه های مشاوره ای و کارشناسی روابط عمومی، به کمک دوستان و همکارانم که عمدتا از فارغ التحصیلان علوم اجتماعی و پژوهشگری و ارتباطات بودند، هسته ای با عنوان هسته پژوهش راه اندازی کردیم و با پیگیری های لازم، چنین روالی را ایجاد کردیم که وقتی مسایل و مشکلات مردم در قالب پژوهش ارائه می شد، چکیده ی این پژوهش ها در دستور کار هیئت مدیره قرار می گرفت و در هنگام بحث از اینجانب نیز دعوت می شد تا گزارشی از نتایج پژوهش را ارائه کنم و در نهایت، پس از بحث و تبادل نظر پیرامون راهکارهای پیشنهادی پژوهش، هیئت مدیره شرکت تصمیم های لازم را اتخاذ می کرد و مصوبه های هیئت مدیره برای اجرا به بخش های ذیربط ابلاغ می شد.

به این منظور آیین نامه ای را تدوین و تدارک دیده بودم که برای بهره مندی علاقه مندان در ذیل ارائه می کنم:



ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی،  ارتباطات اجتماعی، 
برچسب ها: روابط عمومی، پژوهش، آیین نامه، هسته پژوهش، تجربه، خاطره، مشاوره،  

نوشته شده در تاریخ جمعه 13 آبان 1390 توسط محمد امامی
http://s1.picofile.com/file/6129022132/L6337033584450.jpgپس از چند سالی که در سازمانی اشتغال داشتم و پس از پایان تحصیلاتم در رشته ارتباطات اجتماعی، نخستین روز که پای به یک شرکت جدید گذاشتم، وضعیت روابط عمومی آن جا برایم غیرقابل باور بود و با توجه به این که از همان بدو ورود به عنوان رییس روابط عمومی منصوب شدم، همانجا تصمیم گرفتم تغییراتی اساسی را ایجاد کنم.
روابط عمومی، یک اتاق کوچک و محدود بیش نداشت و دو کارمند خوب که سرمایه خوب آن بود، اما ذهنیت خرابی نسبت به روابط عمومی در سازمان وجود داشت.
این را زمانی متوجه شدم که.....


ادامه مطلب

طبقه بندی: خاطره ها،  ارتباطات اجتماعی، 
برچسب ها: روابط عمومی، خاطره، همدلی، همکاری،  

نوشته شده در تاریخ جمعه 13 آبان 1390 توسط محمد امامی
http://up.clip2ni.com/i/images/uv4hqx9lafdbsvzw15pg.jpgمحمد امامی: ماه های اولی بود که توی شرکت مشغول به کار شده بودم. همون روز اول به خاطر سوابق فعالیت های فرهنگی و روابط عمومی که داشتم من رو به عنوان رییس روابط عمومی منصوب کردند. سعی داشتم برنامه های متنوعی رو به اجرا در بیارم و به نوعی به فکر پوشش برنامه ای برای همه مخاطبان بودم و یک دسته از مخاطبان، همکارانم بودند.
طرحی رو برای پرداخت هدیه ی تولد تهیه کردم و با کلی تعریف و توجیه آثار و نتایجش بر انگیزه همکاران و عملکردها سرانجام مورد موافقت قرار گرفت و با کلی پیگیری از طریق حوزه ی مالی و حوزه اداری و ... قرار شد علاوه بر مبلغی که به عنوان هدیه ی تولد در ماه تولد هر همکار به وی پرداخت می شد، در فیش حقوقی وی نیز روز تولد اون همکار در همون ماه تبریک بگیم. متن تبریک رو هم آماده کردم و در اختیار حوزه های ذیربط قرار دادیم.
یکی دو ماه از اجرایی شدن این طرح گذشته بود، آخرای وقت بود و پس از خستگی شدید عازم رفتن به منزل بودم، خیلی خسته بودم و حوصله ی هیچ کار و صحبت اضافه ای رو نداشتم، ناگهان یکی از همکاران رو دیدم که در حال گفت و گو با چند همکار دیگر هست و با آب و تاب داره تعریف می کنه : «..... ما تا به حال خودمون هم نمی دونستیم در چه ماهی متولد شدیم، هنوز هیچ کس به من تولدم رو تبریک نگفته بود ! و ..... » همینطور داشت ادامه می داد و می گفت و می گفت و در ادامه هم به شرکت و کسانی که این کار رو سامان دادند دعا می کرد.
تمام خستگی ام به در رفت و احساس خوبی به من دست داد، به نحوی که اگر قرار بود برای کار دوباره به شرکت برگردم و ساعت ها ادامه بدم باز برمی گشتم.
دریافت بازخوردهایی اینچنین گاهی به قدری برای آدم انرژی تولید می کنه که هیچ اضافه کار و پاداش مادی نمی تونه به پای اون برسه!
از اون طرف قضیه هم باید این رو باور کرد که توجه به کارکنان و حضور و مشارکت در غم و شادی و همدلی با آنان، چنان اثرگذار است که انگیزه ی کارکنان را برای فعالیت های سازمانی و پیشبرد اهداف سازمانی دوچندان خواهد کرد.




طبقه بندی: اجتماعی،  ارتباطات اجتماعی،  خاطره ها، 
برچسب ها: روابط عمومی، خاطره، هدیه تولد، انگیزه، رضایت شغلی، همدلی، مشارکت،  

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 4 آبان 1390 توسط محمد امامی
اعتماد مردم بزرگترین سرمایه ای است که هر سازمان دارد و این سرمایه بی بدیل به تدریج در گذر زمان و به سختی و با تلاش صادقانه اعضای سازمان و البته حمایت نهادهای نظارتی و فعالیتهای روابط عمومی ها به دست می آید .
روزها و ماهها و سالها می گذرد تا اعتماد مردم نسبت به یک سازمان انباشته می شود و هنر مدیران و اعضای سازمان این است که در مسیر فعالیتها با اصل قراردادن صداقت و تلاش مردم مدارانه از اعتمادی که سازمان به تدریج به دست می آورد به خوبی حراست و حفاظت کنند و برای توسعه و گسترش آن بکوشند.
در صورتی که این روند وجود داشته باشد و همراه با عملکرد صادقانه، شعارهای مناسبی هم انتخاب و بر روی آن تبلیغ شود، می تواند آثار خوب و مثبتی بر حاصل کار داشته باشد و دستیابی سازمان را به اهداف خود تسهیل کرده و تسریع بخشد.
تطابق نداشتن عملکردها و شعارهای انتخاب شده نه تنها موجب گسترش اعتماد عمومی نمی شود بلکه می‌تواند به عنوان ضدتبلیغ محسوب شده و آثار منفی آن در افواه روزبه‌روز لطمات جبران ناپذیری را به سازمان وارد سازد.
لذا یکی از بزرگترین وظایف نهادهای روابط عمومی و نظارتی در سازمان، پاسداری از اعتماد عمومی به روشهای مختلف است تا این سرمایه‌ی اجتماعی دستخوش آسیب و نابودی نشود.
این روزها با طرح موضوع اختلاس سی هزار میلیارد ریالی، افزون بر این که اعتماد مردم نسبت به نهادهای گوناگون عملیاتی و نظارتی و خدماتی و قضایی و اجرایی آسیب جدی دیده، سرمایه های اجتماعی بانک ملی وصادرات که طی سالیان و همراه با خدماتی شایان توجه و تبلیغاتی که در اثر تکرار شعار «هرجا سخن از اعتماد است نام بانک ملی ایران می‌درخشد» ! به دست آمده بود، اینک همه این سرمایه ها به هدر رفته و این شعار که روزی عامل گسترش اعتماد عمومی می‌توانست تلقی شود، اینک با فرار مدیرعامل بانک ملی و برکناری مدیرعامل بانک صادرات وجود انگشت اتهام بر روی بانک ملی و بانک صادرات و رواج لطیفه‌های پیامکی و افواهی  (هرجا سخن از اختلاس است نام بانک ملی یا بانک صادرات ایران می‌درخشد) به عاملی برای افشای این اتهام و از بین بردن سوابق مثبت بانک ملی و بانک صادرات تبدیل شده است. بحرانی که روابط‌عمومی‌ها و نیز نهادهای نظارتی می‌توانستند در پیشگیری از بروز آن نقش‌آفرین باشند و اینک باید با تدبیر و مدیریت بحران   و صداقت و پرهیز از گرایش به دروغ، امواج این بی‌اعتمادی را مهار نمایند. کاری که اگرچه دشوار است و جبران ناپذیر، ولی شدنی است.




طبقه بندی: فرهنگی،  اجتماعی،  ارتباطات اجتماعی، 
برچسب ها: اعتماد، اعتماد عمومی، اعتماد ملی، صداقت، سرمایه اجتماعی، روابط عمومی، نهادهای نظارتی، مدیریت بحران،  

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 10 مهر 1390 توسط محمد امامی
(تعداد کل صفحات:10)      ...   3   4   5   6   7   8   9   ...  
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn