تبلیغات
بهار نو - مطالب تاریخی

بهار نو
 
عشق یعنی ظاهر باطن نما / باطنی آکنده از نور خدا


ساخت فلش مدیا پلیر
ابزار وب Online User

 یزد/ محمد امامی: در التهاب و فضاسازی افراطیون هنگام تدفین شهدای گمنام در میدان تاریخی و حسینیه امیرچخماق، افراطیون بر خلاف تصمیم شورای تامین استان یزد بر تدفین شهدا در این مکان اصرار می ورزیدند.
زمانی که اهمیت حفظ این اثر تایخی و میراث فرهنگی و پرهیز از هر گونه اقدامی که منجر به آسیب دیدن این اثر یا جلوه های زیبایی شناختی آن می شد، تاکید می کردند که ارتفاع بنای مقبره شهدای گمنام حداکثر 80 سانتیمتر از سطح زمین خواهد بود.
با گذشت زمان همانگونه که پیش بینی می شد، اینک این مکان تاریخی محل جولان حرکت های افراطی و مانورهای سیاسی افراطیون با پوشش برخی هیئت های مذهبی شده و به رغم وجود مسجدها و حسینیه هایی که فاصله ای چندان با میدان امیرچخماق ندارند، لجاجت و اصرار بر سوء استفاده از این مکان همچنان ادامه دارد.
به دنبال همین سوء استفاده ها اخیرا دوباره و چندباره شاهد نصب داربست فلزی و خیمه و چادر و از بین بردن نمای زیبای بنای گلدسته ها و غرفه های جانبی حسینیه امیرچخماق توسط این جماعت بی توجه به قانون و میراث فرهنگی هستیم.
اقدامی که تا کنون با اقدامی قاطع، و تصمیمی درخور و دلسوزانه و مقتدرانه روبرو نشده و موجب جری شدن متخلفان و دست اندازی سیری ناپذیر به اماکن تاریخی و میراث فرهنگی و افزایش لجاجت لجوجان شده و در نتیجه آسیب دیدن وجهه و اعتبار آثار فرهنگی و تاریخی و مدیران مربوط  را به دنبال داشته است.
امید است با توجه به حساسیت و اهمیت حفظ میراث فرهنگی و رعایت معیارهای نگهداری این نوع مکان ها، و با توجه به مسئولیت هایی که دستگاه های اجرایی گوناگون برای پیشگیری از بروز چنین معضلاتی دارند، و در راس آنان استانداری، شهرداری و سازمان میراث فرهنگی، شاهد رفع این نازیبایی ها با شیم و مسئولان ذیربط با شنیدن صدای اعتراض دوستداران میراث فرهنگی، بدون فوت وقت و با اقدامی قاطع از آلوده شدن این فضا به تحرکات نامتناسب با شان و جایگاه برنامه های مذهبی و انقلابی و تبدیل شدن به باشگاه سیاسی جریان افراطی و آسیب رسانی به این اثر تاریخی و اعتبار و آبروی یزد و یزدی ها جلوگیری بعمل آید و حسینیه امیرچخماق را از اسارت تخریبگران اعتبار  و  آبرو و  آثار فرهنگی یزد آزاد کنند.
ان شاء الله تعالی
4 آذر 1395
☀️ @Barankavir




طبقه بندی: تاریخی،  فرهنگی،  سیاسی،  عمومی،  اجتماعی، 
برچسب ها: امیرچخماق، میراث فرهنگی، افراطیون،  

نوشته شده در تاریخ جمعه 5 آذر 1395 توسط محمد امامی
خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه‌های علمیه کم نیست

امام خمینی :
روحانیون وابسته و مقدس نما و تحجرگرا هم کم نبودند و نیستند. در حوزه‌های علمیه هستند افرادی که علیه انقلاب و اسلام ناب محمدی فعالیت دارند. امروز عده‌ای با ژست تقدس مآبی چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام می‌زنند که گویی وظیفه‌ای غیر از این ندارند. خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه‌های علمیه کم نیست.

طلاب عزیز لحظه‌ای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند، اینها مروّج اسلام امریکایی‌اند و دشمن رسول الله. آیا در مقابل این افعیها نباید اتحاد طلاب عزیز حفظ شود؟

♦️ منبع: صحیفه امام خمینی » جلد ۲۱ » صفحه ۲۷۸

♦️ http://farsi.rouhollah.ir/library/sahifeh?volume=21&page=278



طبقه بندی: تاریخی،  سیاسی،  اجتماعی، 
برچسب ها: امام خمینی، تحجرگرایی، مقدس نمایان، اسلام آمریکایی،  

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 11 تیر 1394 توسط محمد امامی
امروز یه روز خاص هست
روز من
روز تو
روز پیوستن من و تو
روز ما
روزی که ما به میدان حضور اومدیم
روزی که خواستیم سرنوشت مون رو تعیین کنیم
و گرچه موانعی بود
اما تونستیم
امروز روز ۲۴ خرداده
روزی که ما
با همدلی و پیوستگی و همبستگی
با رای خودمون
با تدبیرمون
و تدبیر بزرگان و یاران امام
و با گذشت و بزرگواری یار دیگری از انقلاب
و با امید
یک بار دیگه
پیاممون رو به همه اعلام کردیم
شفاف
واضح
روشن
تا همه بدونن ما چی می خواهیم
استقلال
آزادی
جمهوری اسلامی
همون آرمان های اصیل انقلاب
با قرائت امام
و با صدای بلند
به همه اون هایی که رای مردم رو تزیینی می دونن
و به همه اون هایی که خودشون رو بدون هیچ نسبتی با آرای مردم، وکیل و وصی مردم می دونن
یک نه جانانه گفتیم
و حماسه آفریدیم
حماسه ای که یک بار دیگه در دوم. خرداد ۷۶ خلق کرده بودیم!
امروز سالروز حماسه ۲۴ خرداده
این روز رو به همه حماسه آفرینان تبریک و تهنیت عرض می کنم
و یک بار دیگه
از همه کسانی که تدبیر به خرج دادند
همه کسانی که ازخودگذشتگی کردند
همه کسانی که امیدبخش بودند
سپاسگزاری می کنم
و به همه کسانی که نه از روی دورنگی و خوش نشینی سیاسی، بلکه از روی لیاقت و شایستگی در جایگاه خدمتگزاری مردم در دولت تدبیر و امید قرار گرفته اند و برای تحقق این آرمان ها تلاش می کنند،  خداقوت عرض می کنم.
پایدار و پرتوان باشید
محمد امامی
۲۴ خرداد ۱۳۹۳



طبقه بندی: تاریخی،  سیاسی،  اجتماعی، 
برچسب ها: ۲۴ خرداد، انتخاب، مردم،  

نوشته شده در تاریخ شنبه 24 خرداد 1393 توسط محمد امامی
(بدون شرح و اضافات و توضیح و تفسیر)
تاریخ 12/11/57


بیانات امام خمینى در بهشت زهرا 
بسم الله الرحمن الرحیم
تسلیت و تشكر از ملت مصیبت دیده
مـا در ایـن مـدت مـصـیـبـت هـا دیـده ایـم ، مـصـیـبـت هـاى بـسـیـار بـزرگ و بـعـضـى پیروزها حـاصـل شـد كـه البـته آن هم بزرگ بوده ، مصیبت هاى زن هاى جوان مرده ، مردهاى اولاد از دست داده ، طفل هاى پدر از دست داده .
من وقتى چشمم به بعضى از اینها كه اولاد خودشان را از دست داده اند مى افتد، سنگینى در دوشـم پـیـدا مى شود كه نمى توانم تاب بیاورم . من نمى توانم از عهده این خسارات كه بر ملت ما وارد شده است برآیم ، من نمى توانم تشكر از این ملت بكنم كه همه چیز خودش را در راه خدا داد، خداى تبارك و تعالى باید به آنها اجر عنایت فرماید.
مـن بـه مـادرهاى فرزند از دست داده تسلیت عرض مى كنم و در غم آنها شریك هستم . من به پـدرهـاى جوان داده ، من به آنها تسلیت عرض مى كنم . من به جوان هائى كه پدرانشان را در این مدت از دست داده اند تسلیت عرض مى كنم .
اصل رژیم سلطنتى ، خلاف قانون ، قواعد عقلى و حقوق بشر
خوب ، ما حساب بكنیم كه این مصیبت ها براى چه به این ملت وارد شد، مگر این ملت چه مى گـفـت و چـه مـى گـویـد كـه از آنـوقـتـى كـه صـداى مـلت در آمـده اسـت تـا حـالا قتل و ظلم و غارت و همه اینها ادامه دارد؟ ملت ما چه مى گفتند كه مستحق این عقوبات شدند؟ مـلت مـا یـك مـطـلبـش ایـن بـود كـه ایـن سـلطـنـت پـهـلوى از اول كـه پـایـه گـذارى شـد برخلاف قوانین بود. آنهائى كه در سن من هستند، مى دانند و دیـده انـد كـه مـجـلس مـوسـسـان كـه تاسیس شد، با سرنیزه تاسیس شد، ملت هیچ دخالت نـداشـت در مـجـلس مـوسسان ، مجلس موسسان را با زور سرنیزه تاسیس كردند و با زور، وكـلاى آن را وادار كـردنـد بـه ایـنـكـه بـه رضاشاه راى سلطنت بدهند. پس این سلطنت از اول یـك امـر بـاطـلى بـود، بـلكـه اصـل رژیـم سـلطـنـتـى از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلى است و خلاف حقوق بشر است . براى اینكه ما فرض مى كنیم كه یك ملتى تمامشان راى داند. كه یك نفرى سلطان باشد، بسیار خوب ، اینها از بـاب ایـنـكه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، راى آنها براى آنها قابل عمل
اسـت لكـن اگـر چنانچه یك ملتى راى دادند (ولو تمامشان ) به اینكه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد، این به چه حقى ملت پنجاه سال از این ، سرنوشت ملت بعد را معین مى كند؟ سـرنـوشـت هـر مـلتـى بـه دست خودش است . ما در زمان سابق ، فرض بفرمائید كه زمان اول قـاجـاریـه نـبودیم ، اگر فرض كنیم كه سلطنت قاجاریه به واسطه یك رفراندمى تـحـقـق پـیـدا كـرد و هـمـه مـلت هـم مـا فـرض كنیم كه راى مثبت دادند، اما راى مثبت دادند بر آقـامـحـمـدخان قجر و آن سلاطینى كه بعدها مى آیند. در زمانى كه ما بودیم و زمان سلطنت احمدشاه بود، هیچ یك از ما زمان آقامحمدخان را ادراك نكرده ، آن اجداد ما كه راى دادند براى سـلطنت قاجاریه ، به چه حقى راى دادند كه زمان ما احمد شاه سلطان باشد؟ سرنوشت هر مـلت دسـت خـودش اسـت . مـلت در صـد سـال پـیـش از ایـن ، صـدوپـنـجـاه سـال پـیـش از ایـن ، یـك مـلتى بوده ، یك سرنوشتى داشته است و اختیارى داشته ولى او اخـتـیـار مـاهـا را نـداشته است كه یك سلطانى را بر ما مسلط كند. ما فرض مى كنیم كه این سـلطـنت پهلوى ، اول كه تاسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختیار مـردم تـاسـیـس كـردنـد و ایـن اسـبـاب ایـن مـى شـود كـه بـر فـرض ایـنـكـه ایـن امـر بـاطـل صـحـیح باشد، فقط رضاخان سلطان باشد آن هم بر آن اشخاصى كه در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان باشد بر این جمعیتى كه الان بیشتر شان ، بلكه الا بعض قـلیـلى از آنها ادارك آنوقت را نكرده اند، چه حقى داشتند ملت در آن زمان سرنوشت ما را در ایـن زمـان مـعـین كنند؟ بنابر این سلطنت محمدرضا اولا كه چون سلطنت پدرش خلاف قانون بـود و بـا زور و بـا سـرنـیـزه تـاسـیس شده بود مجلس ، غیر قانونى است ، پس سلطنت مـحـمدرضا هم غیر قانونى است و اگر چنانچه سلطنت رضاشاه فرض بكنیم كه قانونى بوده ، چه حقى آنها داشتند كه براى ما سرنوشت معین كنند؟ هر كسى سرنوشتش با خودش اسـت ، مـگـر پـدرهـاى مـا ولى مـا هـسـتـنـد؟ مـگـر آن اشـخـاصـى كـه درصـد سـال پـیـش از ایـن ، هـشتاد سال پیش ‍ از این بودند، مى توانند سرنوشت یك ملتى را كه بـعـدهـا وجـود پـیـداكـنـنـد، آنـهـا تـعـیـیـن بـكـنـنـد؟ ایـن هـم یـك دلیل كه سلطنت محمدرضا سلطنت قانونى نیست . علاوه بر این ، این سلطنتى كه در آنوقت درست كرده بودند و مجلس موسسان هم ما فرض كنیم كه صحیح بوده است ، این ملتى كه سـرنـوشـت خـودش بـا خـودش بـایـد بـاشد، در این زمان مى گوید كه ما نمى خواهیم این سـلطان را. وقتى كه اینها راى دادند به اینكه ما سلطنت رضاشاه را، سلطنت محمدرضاشاه را، رژیـم سـلطنتى را نمى خواهیم ، سرنوشت اینها با خودشان است . این هم یك راه است از براى اینكه سلطنت او باطل است .
غیر قانونى بودن شاه ، مجلس و دولت منبعث از آن
حـالا مـى آئیـم سـراغ دولت هـائى كـه ناشى شده از سلطنت محمدرضا و مجلس هائى كه ما داریـم . در تـمـام طـول مـشـروطـیت الا بعضى از زمان ها آن هم نسبت به بعض از وكلا، مردم دخـالت نـداشـتـند در تعیین وكلا. شما الان اطلاع دارید كه در این مجلسى كه حالا هست ، چه مجلس شورا و چه مجلس سنا و شما ملت ایران هستید، شما ملتى هستید كه در تهران سكنى داریـد، من از شما مردم تهران سؤ ال مى كنم كه آیا این وكلائى كه در مجلس هستند، چه در مجلس سنا و چه
در مجلس شورا شما اطلاع داشتید كه اینها را خودتان تعیین كنید؟ اكثر این مردم مى شناسند ایـن افـرادى را كـه بـه عـنـوان مـجـلس و بـه عـنـوان وكـیـل مـجـلس سنا یا مجلس شورا در مجلس هستند؟ یا این هم با زور تعیین شده بدون اطلاع مـردم ؟ مـجـلسـى كـه بـدون اطـلاع مـردم است و بدون رضایت مردم است ، این مجلس ، مجلس غـیـرقـانـونـى اسـت . بـنـابـر ایـن ایـنـهـائى كـه در مـجـلس نـشـسـتـه انـد و مـال مـلت را گـرفته اند به عنوان اینكه حقوق هر فرض كنید كه وكیلى اینقدر است ، این حـقـوق را حق نداشتند بگیرند و ضامن هستند. آنهائى هم كه در مجلس سنا هستند، آن ها هم حق نـداشـتـنـد و ضامن هستند. و اما دولتى كه ناشى مى شود از یك شاهى كه خودش و پدرش غـیـر قـانـونـى اسـت ، خـودش عـلاوه بر او غیرقانونى است ، وكلائى كه تعیین كرده است غـیـرقـانـونـى است ، دولتى كه از همچو مجلسى و همچو سلطانى انشاء بشود، این دولت غـیـرقـانـونـى اسـت . این ملت حرفى را كه داشتند در زمان محمدرضاخان مى گفتند كه این سـلطنت را ما نمى خواهیم و سرنوشت ما با خود ماست . در حالا هم مى گویند كه ما این وكلا را غیرقانونى مى دانیم ، این مجلس سنا را غیرقانونى مى دانیم ، این دولت را غیرقانونى مـى دانـیـم . آیا كسى كه خودش از ناحیه مجلس ،از ناحیه مجلس سنا، از ناحیه شاه منصوب است و همه آنها غیر قانونى هستند، مى شود كه قانونى باشد؟ ما مى گوئیم كه شما غیر قـانونى هستید باید بروید. ما اعلام مى كنیم كه الان دولتى كه به اسم دولت قانونى خـودش را مـعـرفـى مـى كـنـد، حـتـى خـودش قـبـول نـدارد كـه قانونى است ، خودش تا چند سـال پـیـش از ایـن ، تـا آنـوقـتـى كـه دسـتـش نـیـامـده بـود ایـن وزارت ، قـبـول داشـت كـه غـیرقانونى است ، حالا چه شده است كه مى گوید من قانونى هستم ؟ این مجلس غیرقانونى است ، از خود وكلا بپرسید كه آیا شما را ملت تعیین كرده است ؟ هر كدام ادعـا كـردنـد كـه ملت تعیین كرده است ، ما دستشان را مى دهیم دست یك نفر آدم ببرد او را در حـوزه انـتـخـابـیـه اش ، در حـوزه انـتـخـابـیـه اش از مـردم سـؤ ال مـى كـنـیـم كه این آقا آیا وكیل شما هست ، شما او را تعیین كردید؟ حتما بدانید كه جواب آنـهـا نـفى است . بنابر این آیا یك ملتى كه فریاد مى كند كه ما این دولت مان ، این شاه مـان ، این مجلس مان برخلاف قوانین است و حق شرعى و حق قانونى و حق بشرى ما این است كـه سرنوشت مان دست خودمان باشد، آیا حق این ملت این است كه یك قبرستان شهید براى ما درست بكنند، در تهران ، یك قبرستان هم در جاهاى دیگر؟
اصلاحات شاه ، افساد مملكت
من باید عرض كنم كه محمد رضاى پهلوى ، این خائن خبیث براى ما رفت ، فرار كرد و همه چـیـز مـا را بـه بـاد داد. مـملكت ما را خراب كرد، قبرستان هاى ما را آباد كرد. مملكت ما را از نـاحـیـه اقـتـصـاد خـراب كـرد. تـمـام اقتصاد ما الان خراب است و از هم ریخته است كه اگر چـنـانـچـه بـخـواهـیـم مـا ایـن اقـتـصـاد را بـه حـال اول بـرگـردانـیـم ، سال هاى طولانى با همت همه مردم ، نه یك دولت این كار را مى تواند بكند و نه یك قشر از اقـشـار مـردم ایـن كـار را مـى تـوانـنـد بـكنند، تا تمام مردم دست به دست هم ندهند نمى تـوانـند این به هم ریختگى اقتصاد را از بین ببرند. شما ملاحظه كنید، به اسم اینكه ما مى خواهیم زراعت را، دهقان ها را دهقان كنیم ، تا حالا رعیت بودند و ما مى خواهیم حالا دهقانشان
كـنیم ،اصلاحات ارضى درست كردند، اصلاحات ارضى شان بعد از این مدت طولانى به ایـنـجـا مـنتهى شد كه بكلى دهقانى از بین رفت ، بكلى زراعت ما از بین رفت و الان شما در هـمـه چـیـز مـحتاجید به خارج یعنى محمدرضا این كار را كرد تا بازار درست كند از براى امریكا و ما محتاج به او باشیم در اینكه گندم از او بیاوریم ، برنج از او بیاوریم ، همه چیز را، تخم مرغ از او بیاوریم یا از اسرائیل كه دست نشانده امریكاست بیاوریم .
--------------------------------------
منبع: صحیفه‌ی نور جلد چهارم صفحه ۲۸۱
منبع: صحیفه‌ی امام جلد ششم
منبع:
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران




طبقه بندی: تاریخی، 
برچسب ها: امام خمینی (ره)، دهه‌ی فجر، سالروز ورود امام خمینی (ره)، انقلاب اسلامی،  

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 بهمن 1391 توسط محمد امامی


نخستین همایش یزدشناسی نکوداشت استاد ایرج افشار در روز پنجشنبه 18 اسفندماه و همزمان با یکمین سالروز درگذشت استاد افشار در محل تالار فرهنگیان یزد برگزار گردید. در ابتدای این همایش که به همت تعدادی از انجمن های غیرولتی فرهنگی استان یزد از جمله انجمن چارسوق کویر، بنیاد میبدی و انجمن حافظان و دوستداران خشت خام و با مشارکت سازمانهای دولتی برگزار گردید، رضا ملاحسینی اردکانی، دبیر اجرایی این همایش ضمن عرض خیر مقدم، گزارشی کوتاه از روند برگزاری این برنامه ارائه نمود. به گفته وی برای برگزاری این همایش از چندماه قبل برنامه ریزی شده بود و از آنجا که استاد افشار در زمان حیات نیز از برگزاری برنامه هایی در بزرگداشت خود خرسند نبودند، چنین برنامه ریزی شد که در کنار بزرگداشت این چهره ماندگار، یکی از دغدغه های وی که مباحث یزدشناسی بوده است، مورد توجه قرار گیرد و برای همین از تعدادی از اساتید برجسته در حوزه های مختلف یزدشناسی دعوت شد تا به نمایندگی از سایر پژوهشگران به بیان گوشه هایی از یزدشناسی در حوزه های مختلف بپردازند.
دنباله گزارش را در ادامه مطلب بخوانید:


ادامه مطلب

طبقه بندی: تاریخی،  فرهنگی، 
برچسب ها: یزد شناسی، ایرج افشار، همایش،  

نوشته شده در تاریخ شنبه 20 اسفند 1390 توسط محمد امامی

سخنرانی سید حسن خمینی در جمع پیشکسوتان جهاد و شهادت

با بی اخلاقی نمی توان مقابل بی اخلاق ها ایستاد

بی ادبی، ریشه جامعه را می خشکاند



ادامه مطلب

طبقه بندی: تاریخی،  فرهنگی،  سیاسی، 
برچسب ها: سید حسن خمینی، اخلاق، بداخلاقی، علت غایی انقلاب، یادگار امام، جمهوری اسلامی،  

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 بهمن 1390 توسط محمد امامی
در آستانه سالروز رحلت پیروزی شكوهمند انقلاب اسلامی به بازخوانی نقش مرحوم حجت الاسلام و المسلمین سید احمد خمینی  در انقلاب به روایت سید محمد خاتمی می‌پردازیم.

این روایت که در «آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، خاطرات سید محمد خاتمی، شماره بازیابی۱۱۹۲، جلسه چهارم، تاریخ۷۴/۱۰/۲۷ ، صفحه ۱۱ تا ۱۵»، قابل دسترسی است، پیش از در ۱۲ بهمن ماه ۱۳۸۴ تحت عنوان «خاطرات منتشر نشده مبارزان» در خبرگزاری فارس منتشر شده بود.

رئیس جمهور پیشین ایران در این خاطرات به تشریح فعالیت‌های خود در دوران مبارزه و نحوه همکاری با سید احمد خمینی ،فرزند امام خمینی(ره) پرداخته است.

«…من سال پنجاه دوره سربازیم تمام شد، یعنی من سال‌های ۴۸-۴۴ دانشگاه اصفهان بودم. سال‌های۵۰-۴۸ دوره سربازیم بود و من هم آن وقت دانشگاه فوق‌لیسانس قبول شدم. امکان هم بود که حالا آدم مثلاً برود ادامه هم بدهد در خارج از کشور. وقتی سربازیم تمام شد واقعاً تصمیم گرفتم که دوباره برگردم قم؛ چون دیدم من از روحانیت فقط عبا و عمامه‌اش را دارم. می‌شد البته رفت آنجا و دکترا گرفت، این کارها را کرد و اینها. خوب من دلم نمی‌خواست که یکسره از روحانیت کنار بکشم، روحانیت هم که از روحانیت آن فقط عبا و عمامه را داشته باشم ،خوشم نمی‌آمد. این بود که من فوق لیسانس را رها کردم و علوم تربیتی قبول شده بودم. یکسره رفتم قم دوره مجدد، که عمده استفاده‌ای هم که من کردم تمام دوره درس خارج را در حدود شش سال تمام کرد. ‌دوره اسفار و فلسفه را و درس‌های دیگر را که مرحوم مطهری تشریف می‌آوردند شرکت داشتم.


ادامه مطلب

طبقه بندی: تاریخی،  سیاسی،  اجتماعی، 
برچسب ها: سید احمد خمینی، سید محمد خاتمی، تاریخ انقلاب،  

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 18 بهمن 1390 توسط محمد امامی
http://img.tebyan.net/Big/1388/04/20503373191309030105185203112301077855.jpg
\بنیاد نشر آثار و اندیشه های شهید آیت الله دکتر بهشتی در راستای پژوهش و تحقیق درباره طرح «روحانی تراز نوین» که به بررسی وظایف و اهداف و رسالت روحانیت در عصر جدید و آسیب‌شناسی وجوه مختلف آن اختصاص دارد، به سراغ سید محمد خاتمی رفت تا علاوه بر شرح و توضیح تجربیات وی از سال‌ها تلاش درراه شناساندن اندیشه عمیق و اصیل اسلامی و نیز تلاش عملی در راه نشر اخلاق اسلامی، به بازگویی تفسیر خاتمی از شهید آیتالله دکتر بهشتی نیز بپردازد و اندیشه و گفتار بهشتی را در آینه قول و سخن خاتمی به نسل امروز ارائه دهد. گفت‌وگو با خاتمی فرصت مغتنمی بود تا بتوان از خلال ادبیات و نگاه یکی از نزدیک‌ترین و شبیه‌ترین افراد به شهید دکتر بهشتی با مشی و مرام او دقیق‌تر و صریح‌تر آشنا شد و حتی سختی و صعوبت راه بهشتی و چون او زیستن و راه رفتن را بهتر دریافت. گفت‌وگوی حاضر بخشی از این پروژه تحقیقی است که در اختیار مخاطبین سایت قرار می‌گیرد.
« .... واقعه دیگری که در ارتباط با تفکر و شخصیت دکتر بهشتی مورد توجه من هست مربوط است به مراجعات مکرر رهبران گروههای تندروی عربی (كه واقعاً پدرخوانده‌های القاعده و طالبان بودند) و به سبب آشنایی من اصرار می‌كردند كه امام را ببینند. من هم از حاج احمد آقا که در پاریس بودند برای دیدار آنها با امام وقت گرفتم و رفتند آنجا. بعد كه به پاریس رفتم از مرحوم حاج احمد آقا سؤال کردم چه شد؟ ایشان گفتند: آمدند پهلوی امام و خیلی هم احترام كردند، ولی از موضع بالا، كه آقا این جمهوری یک بدعت است. جمهوری اسلامی یعنی چی؟ شما به‌عنوان خلیفه مسلمین بیایید، ما با شما بیعت می‌كنیم. تمام امكاناتمان را هم در اختیار شما می‌گذاریم. و امام عصبانی شدند و پرخاش كردند. گفتند: نخیر! جمهوری اسلامی بدعت نیست! من هم خلیفه مسلمین نیستم، به كمك شما هم احتیاج ندارم....»


ادامه مطلب

طبقه بندی: تاریخی،  سیاسی،  اجتماعی، 
برچسب ها: خاتمی، شهید بهشتی، اندیشه،  

نوشته شده در تاریخ جمعه 7 بهمن 1390 توسط محمد امامی
....  دلم برای بسیج و بسیجی تنگ است ... فقط همین....





طبقه بندی: تاریخی،  فرهنگی،  سیاسی، 
برچسب ها: بسیج، روز بسیج، بسیجی، امام،  
دنبالک ها: بسیجی که امام (ره) می خواست،  

نوشته شده در تاریخ شنبه 5 آذر 1390 توسط محمد امامی

نوشته شده در تاریخ جمعه 4 آذر 1390 توسط محمد امامی
(تعداد کل صفحات:2)      1   2  
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn