
«روزى که احساس کردید می خواهید فشار به مردم بیاورید،
دارید دیکتاتور مىشوید»
دکتر منوچهر اکبرى: بسیارى از اندیشمندان و نظریه پردازان سیاسى و تحلیلگران و مدرسان نهضتها و انقلابهاى اخیر جهان، وجود سه محور یا اصل مردم، رهبرى و عقیده را، رمز پیروزى و تداوم انقلاب ها دانستهاند. بین این محورها و مبانى از جهاتى ارتباط و پیوند وجود دارد. در عین حال که در هر دو با یکدیگر وحدتى درونى نهفته است؛ بدین معنى که باید بین مردم و رهبرى پیوند نفوذناپذیر و مستحکم برقرار باشد و از دیگر سو بین مردم و عقید انقلاب و نهضت باید وحدت بلامنازع باشد؛ از بعد سوم اگر بین عقیده نهضت و رهبر و مردم در ادامه مسیر کوچکترین ناهماهنگى به چشم بخورد، همین رخنه کوچک روزى شکافى عمیق مىشود و چه بسا که زمینه شکست و انحراف را حاصل آورد.امام خمینی(س) :«آن روزى که دیدید و دیدند که انحراف در مجلس پیدا شد، انحراف از حیث قدرتطلبى و از حیث مالطلبى، در کشور در وزیرها پیدا شد، در رییس جمهور پیدا شد، آن روز بدانند که علامت این که شکست بخوریم، خودنمایى کرده، از آن وقت باید جلویش را بگیرند، رییس جمهورى که بخواهد سلطنت کند به این مملکت، خود مردم باید جلویش را بگیرند، مجلسى که بخواهد قدرتمندى نشان بدهد و آن مسایلى و آن افرادى که سابق در مجلس بودند، آن کارها را بکنند، خود مردم باید جلویش را بگیرند»
امام نسبت به سایر عالمان دینى به ظاهر کمتر بین مردم بودهاند، حداقل از خرداد 42 تا 12 بهمن 57 حدود پانزده سال در تبعید و آن سوى مرزها و دور از امت به سر بردهاند. وقتى امروز به گذشته بر مىگردیم و کتاب قطور انقلاب را ورق مىزنیم، در عمل احساس نمىکنیم که امام چندین سال بین ما نبودند. درست است که بر یاران و فرزندان انقلابى امام در آن دوران بسیار سخت گذشته است، اما گویا امام در همان سال هاى تبعید هم در قلب امتش مىتپید.
تحلیلگران سیاسى و اندیشمندان جامعهشناس هم نتوانستهاند به رمز این پیوند درونى و معنوى بین امام و امت پى ببرند؛ امام در جریان انقلاب نه تنها هرگز از مردم فاصله نگرفت بلکه هر زمان که احساس مىکرد ممکن است در کشاکش روزگار بین مسوولین و مردم فاصله افتد، به صراحت تذکر مىداد و هدایت مىکرد. با تحلیل بسامدى روى موضوعات خاص از جمله، هدایت، وحدت و مردم محورى چه بسا کار آیندگان را سادهتر کنیم. با تذکار این نکته که مبناى کار ما فقط استشهاد به آراء و سخنان و پیام هاى امام است و بس، به بیان نکات ذیل مردم محورى در اندیشههاى امام مىپردازیم:
وقتى مردم یک خدمتگزارى را نخواستند باید کنار برود
رابطه حضرت امام با مردم یک رابطه سیاسى و یا مرحلهاى و گذرا و موردى نبود. ایشان به طور عمیق و اعتقادى به مردم بها مىداد. با نگرشى موحدانه و خداپسندانه بود که با مردم برخورد مىکرد، در عین این که معتقد بودند باید زمینههاى ارتقا و تعالى افکار مردم را حاصل آورد، اما در عین حال به آراى عمومى بسیار اهمیت مىداد و اگر سایر جوامع زمان امام و اندیشههاى بلندش را نه از پى غبار شیطنت و عناد و کینه و غرضورزى که خالص و زلال و واقعى درک مىکردند، در آن صورت به میزان اعتقاد و اهمیت امام به دموکراسى واقعى پى مىبرند و صد افسوس که چنین امکانى تاکنون حتى براى ارادتمندان آن زعیم حاصل نیامده است.
در کدام تاریخ و تطور انقلاب خواندهاید که رهبر یک انقلاب بارها مساله احترام و تواضع به مردم را به مسوولین گوشزد کند و تا آنجا به نقش مردم معتقد باشد که کل ارکان اجرایى و حکومتى اعم از دولت و مجلس و رییس جمهورى را در یک طرف متقابل بلکه در جهت تعامل و تعادل و در راستاى یکدیگر.
بارها تاکید فرمودند که در هر شرایط نگهدارى این دو سو و کفه لازم و ضرورى است و بدون پشتیبانى مردم کارى از پیش نمىرود؛ همان طور که براى روى کار آمدن اصالت را به مردم مىدهد براى نخواستن فرد یا افراد هم اصالت را به نظر مردم مىدهد. به این جمل امام توجه فرمایید: «وقتى مردم یک خدمتگزارى را نخواستند باید کنار برود.»
در جایى دیگر مىفرماید: «در هر صورت ما باید دنبال این معنا باشیم که مردم را نگه داریم و همین طورى که آقایان مىگویند بدون پشتیبانى مردم نمىشود کارى کرد.»
پیرامون حضور مردم در صحنه مىفرماید: «همه اطلاع دارید که آن چیزى که براى همه ما لازم است این است که در فکر این باشیم که مردم را در صحنه نگاه دارید و این یک سرش بسته به دولت است و رییس جمهور و مجلس، یک سرش هم مربوط به خود مردم، اگر این طرف را شما نگه دارید، از ملتمان مطمئن هستیم که به حسب غالب و اکثریت آن طرف را حفظ مىکنند ...»
اگر مردم را شریک خودتان نکنید، موفق نخواهید شد
حضرت امام براى نگهدارى و حضور مردم در صحنه راه حل ارایه مىدهند. از جمله این که باید مردم را که خود در وزارتخانهها و ادارات به خدمت مشغولند در صحنه نگهداشت و با آنان به گونهاى عمل نکرد که ناراضى باشند در آن صورت است که مردم از صحنه خارج مىشوند. همان اصلى که تحت عناوین دیگر چون جلوگیرى از ناراضى تراشى، بىتوجهى به مردم، فاصله گیرى از مردم ... نیز هشدار داده است. به عین سخنان امام توجه فرمایید:
«... اما راجع به تجارت، راجع به صنعت، راجع به اینها اگر مردم را شریک خودتان نکنید، موفق نخواهید شد.»
یا این سخن: «اینها باید حال فکر این معنا باشند که مردم را داشته و یکى از راههایش این است که وزارتخانهها و ادارات یک جورى باشد که نارضایتى ایجاد نکند.»
- امام امت بحث مردم و حضورشان در صحنه و فراز و نشیبهاى خاص انقلاب را به مراحل عمیق تر و باریکتر مىکشاند. تا آنجا که در فلسفه وجودى حضور مردم دقیق تر از یک جامعهشناس مسلط به روانشناسى اجتماعى راه حلهاى اجرایى و عملى بیان مىدارد.
امام معتقد است که انقلاب از آن مردم بوده است و امروز هم قویترین پشتوانه انقلاب همان مردمند و صاحبان اصلى انقلاب را مردم مىداند. امام دقیق و باریک بینانهتر از هر کس مىداند تا زمانى که این مردم انقلاب را مال خود ندانند، حافظ و پشتیبان آن نخواهند بود. امام مىفرماید: «امروز کارهایى که در ایران مىشود، کارهایى که مربوط به جمهورى اسلامى است، از باب این که مردم از خودشان مىدانند و جدا نمىدانند، هیج نهادى را از خودشان، از این جهت فعالند در کارها و ما باید هر چه بیشتر مردم را حفظ کنیم و مردم باید هر چه بیشتر در صحنه حاضر باشند.»
این مردم بودند که افراد، به خصوص مسوولین را به جایى رساندهاند
نکته دیگر احترام مقرون به تواضعى است که از عبارات و بیانات امام نسبت به مردم مستفاد مىشود، احترامى که وقتى با شان و مقام امام به آن مىاندیشیم و در عباراتش فرو مىرویم در مىیابیم که بین آن امام، با برخى که هنوز در بستر تعلقات و حسابگرىهاى دنیوى اسیرند و هر چند ضعیف اما باد غرور و نخوت در سر دارند؛ فاصله بسیار است. برخوردى بىریا، صمیمانه آنهم از ابرمردى که در خمگرد هر نگاهش جهانى بهت موج مىزد و فریاد بلندش بر اندام استکبار لرزه مىانداخت و در ذهن هر شیداى موحدى که جان از مهر على زلال داشت، خصایل بلند انسانى الهى على را تداعى مىکرد. مردى که وقتى خنجر غضب از نیام خشم بیرون مىکشید یک تنه با تمام ابرقدرت ها در مىافتاد، همان مرد در برابر مردم مىفرمود: به من خدمتگزار بگویید بهتر است تا رهبر.
اصولا افرادى که افق و فضاى دید محدودى دارند با دیدن یک حرکت کوچک انحرافى از سوى مردم مایوس مىشوند و چه بسا زیر لب یا در خفا از دست مردم ناله کنند، تلقىهاى محدود زاییده ظرفیت هاى محدود است. امام با مردم بسیار دوستانه و صمیمانه حرف مىزد. «مردم، مردم خوبى هستند، ما از مردم تشکر باید بکنیم، ما همه مرهون آنها هستیم.»
افراد معمولى تا وقتى کارى دارند با زبانى آرام و نرم حرف مىزنند و به قول معروف هنگامى که گیرشان رفع شد و مشکلشان حل و به وادى مراد قدم نهادند، عقبهها و مصایب و مشقات را در فراخناى آسایش و لحظههاى رفاه و نعمت از یاد مىبرند این را اصل غفلت یا غفلت زدگى یا نسیان باید گفت. امام با وجودى که چندین سال دور از مردم بودند رفتار و سلوکشان با مردم بسیار صمیمى و آگاهانهتر از کسانى بود که در بین مردم زندگى کرده بودند. بارها تاکید فرمودند که بار سختىها و مصایب انقلاب را مردم ستمدیده به دوش کشیدهاند، همیشه از دیدار مردم به خصوص قشر مستضعف احساس شوق و شادمانى مىکرد. امام خدمت به مردم را وظیفه شرعى مىدانست، و معتقد بود هر کس به هر اندازه که توان و وسع دارد باید به این مردم خوب خدمت کند.
هرگز فراموش نکرد که این مردم بودند که افراد، به خصوص مسوولین را به جایى رساندهاند، البته از جهتى باید گفت به طریقى بسیار ظریف خط مشى حکومتى و اصول سلوک و رفتار با مردم را به مجریان حکومتى فرا مىداد. اگر در یک کف ترازوى انقلاب مردم بودند که قطعا در آن سو امام بود و یاران صدیق و در خط امام، «براى این مردم ستمدیده خدمت کنید، این مردمى که شما را به اینجا رساندهاند و اگر اینها نبودند حالا یا در حبسها بودید یا در قبرستانها، براى اینها باید خدمت بکنیم، هر کس به اندازهاى که مىتواند.»
آنکه همه چیز است بهدست آوردن رضاى خداست و آن به این است که رضاى مخلوق خدا را به دست بیاورید
نکته اساسى در جلب رضایت مردم از نظر امام این نیست که به رغم برخى تلقىها و استنباط هاى غلط و بعضا مشرکانه که فقط به جلب رضایت خلق یا خلق مستضعف یا خلق قهرمان باید پرداخت، امام به عنوان فقیهى عارف برخوردار از نابترین عرفان و جهان بینى الهى شیعى و رها از کوچکترین تعلق جاه و مقام، وارسته، زاهد، و بىاندک غبار دنیا دوستى، رضایت خدا را در راستاى رضایت مخلوق خدا مىدانست و در فرمایشى دیگر با استناد به سنت حسنه پیامبر اکرم و رفتار آن حضرت با امت خویش، بسیار دقیق به دو نکته اشاره دارد: نخست اینکه جلب رضایت مردم لازم است، همان گونه که پیامبر هم بدان اهمیت مىداد و دیگر اینکه تا مردم را نداشته باشى، تا با مردم رابطه تنگاتنگ و محکم برقرار نباشد نمىتوان آنها را به حق توجه داد این اصل را هم به مسوولین گوشزد مىکند که شما سرمشق واقعى و روشن را از پیامبر اکرم مىگیرید. از لا به لاى همین نصایح پدرانه برخى اصول تربیتى و سلوک حکومتى نیز استنباط مىشود: «آنکه همه چیز است بهدست آوردن رضاى خداست و آن به این است که رضاى مخلوق خدا را به دست بیاورید.»
- در اهمیت جلب رضایت مردم مىفرمایند: «جلب نظر مردم از امورى است که لازم است. پیغمبر اکرم جلب نظر مردم را مىکرد، دنبال این بود که مردم را جلب کند، دنبال این بود که مردم را توجه بدهد به حق، شما هم به دنبال این معنا باشید.»
«کارى باید بکنید که محبت مردم را جلب کنید، این هم رضاى خدا در آن هست.»
دائما در نظرتان باشد که ما یک بنده خدایى هستیم که این مردم ما را به این محل رساندند ما براى آنها باید خدمت کنیم
حفظ وحدت و دعوت همیشگى مردم براى حضور در صحنه بىتردید و اصل مهم و کارساز، هم در هر کار انقلاب و هم در تداوم آن بوده و خواهد بود. امام سعى داشت این مهم را لباس عمل بپوشاند که عظیمترین پشتوانه و سرمایه براى پیشبرد و نیل به اهداف بلند انقلاب حفظ مردم است، به صراحت مىفرمودند، بدون مردم در انجام کارى موفقیت حاصل نمىآید. از میان صدها شاهد و نمونه به برخى اشاره مىشود:
«انقلابهایى که در دنیا مىشود، به یکى از این دو ابرقدرت متکى است ولى انقلاب مردم ما، انقلابى است متکى به خود مردم» ، جمعیت یا ملتى اگر بخواهند موفق باشند. علاوه بر این که براى خدا باید کار کنند و از دیگران چشمداشتى نداشته باشند باید با مردم باشند. بدون مردم نمىشود کار کرد و موفقیت حاصل نمىشود» ، «دائماً در نظرتان باشد که ما یک بنده خدایى هستیم که این مردم ما را به این محل رساندند ما براى آنها باید خدمت کنیم.»
اصل قدر شناسى و تشکر از ایثار و زحمات و حضور بىدریغ این مردم بزرگوار همواره مورد توجه امام بوده است. به شواهد زیر توجه و تأمل فرمایید:
«مردم را بپذیرید براى خودتان، بروید توى مردم، جدا نشوید از مردم، آنوقت این طور بود که مردم را نمىپذیرفتند، جدا بودند از مردم.»
«پیروزى را براى ما و شما اینها به دست آوردند و اینها ولینعمت ما هستند و ما باید این معنا را در قلبمان احساس کنیم که با این ولینعمتهاى خودتان رفتارى بکنیم که خدا از آن رفتار راضى باشد.» «جدیت بکنیم که با مردم رفتارتان خوب باشد.»
«اینها بندگان خدا هستند، با اینها رفتارمان خوب باشد»، «مردم دِین خودشان را به جمهورى اسلامى تاکنون ادا کردند، به تکلیف خودشان، مردم، عمل کردند، اشکال در ماست، باید ما جواب مردم را بدهیم.»
هر انقلاب در مسیر حیاب و گذر از حوادث و عقبهها، دچار مشکلاتى مىشود؛ زیرا انقلاب به سادهترین تعبیر دگرگونى و بهم زدن اصول غیر ارزشى و جایگزینى اصولِ ارزشى و موازین الهى و حرکت در جهت اقام عدل و کسب رضایت خدا و وصول به اهداف خدا پسندانه و هدایت و خدمت به مردم براى دستیابى به فلاح و معنویت است. بىتردید آنان که با پیروزى هر انقلاب جزیر آرامششان به هم مىخورد، در اثر هر طوفان خاکستر آشوب مىشوند، در کمین نشسته تا در هر فرصت به گذشته و شرایط و پست و مقام و ثروت و موقعیت از کف رفته برگردند.
باید بدانید در میدانى که قدم گذاشتهاید مواجه هستید با مشکلات بسیارى که تنها مقاومتتان نجاتتان خواهد داد
مرورى هر چند گذرا و تورقى به فراز و نشیبهاى انقلاب هم درس عبرتى است براى امت اسلام هم تذکارى است براى مسوولین. تجربههاى استکبار و ضد انقلاب با وجودى که اکثرا تکرارى است، اما در مجموع بىتاثیر نبوده و نخواهد بود. ترفندهایى چون تفرقه، شایعه پراکنى، تهدید نظامى، کودتا، تحریم سیاسى و اجرایى، به انزوا کشیدن فرزندان واقعى انقلاب، ترور سیاسى شخصیتى، تهاجم فرهنگى ... سرمشق هاى سیاه استکبار جهانى است.
باید به تحلیل و بررسى علت عدم کارایى دشمنان انقلاب و رمز توفیق و مقاومت و مقابله و شکست ناپذیرى مردم بپردازیم.
با توجه به سخنان و رهنمودها و دستور العملهایى که از مجموعه آثار و اندیشههاى امام (س) استنباط مىشود، پس از اتکا و توکل به خدا، محور اصلى و کارساز و نقش آفرین دیگر را باید حضور مردم در صحنه انقلاب دانست، حضورى که امام بزرگ از اوج قله هدایت، نشسته بر چکاد رهبرى با نظرى بلند و نگرشى جامع همواره بر آن تأکید داشت. هر وقت احساس مىکرد میدان اندکى خالى شده است و امکان و زمینه نفوذ و حضور دشمن باز شده است مردم را به صحنه مىکشاند. به این نصیحت و دعوت پدرانه و مشفقانه توجه کنید: «خمینى که آخرین روزهاى عمرش را مىگذراند، تمام امیدش به شما مردم سلحشور ایران است، به شما مردمى که به هیج وجه تحت تأثیر اختلافات جزیى و کلى واقع نشده و انشاءالله نمىشوید.»
«شما مردمى که با تمام وجود بر سر غرب و شرق جهانخوار شوریدید، شما عزیزانم به امید خدا پیروزید، شما مردم دلیر و آگاه سرمشقى هستید براى ملل زیر سلطه و باید بدانید در میدانى که قدم گذاشتهاید مواجه هستید با مشکلات بسیارى که تنها مقاومتتان نجاتتان خواهد داد.»
- امام در بسیج و آگاهى ملت سایر کشورها رهنمودى کارساز مىدهد که اصل دولت ها نیست، اصل ملتهایند و ملتهایند که با حق موافقند. به رهنمود زیر بنگرید:
«متوجه باشید که در هر جا زورمندان و دولتها با ما مخالف باشند، ملتها با ما موافقند باید اساس را مردم و فکر مردم قرار داد و باید به فکر مردم بود نه دولتها»
در تعریف کوتاه ولى جامعى که از ویژگیهاى جمهورى اسلامى به دست مىدهد باز به حضور هماره مردم اشاره دارند. «... ملت وظیفه دارد که در جمهورى اسلامى پشتیبانى از دولتها بکند که به خدمت ملت هستند. اگر دولتى را دید که خلاف مىکند، ملت باید به او تودهنى بزند.»
آنچه از فحواى کلام ایشان مىتوان استخراج کرد عمل به احکام اسلامى و خواست مردم است.
جمهورى اسلامى یعنى این که رژیم به احکام اسلامى و به خواست مردم عمل کند
اصل دیگر، اعتقاد به نیروى عظیم مردمى در پیشبرد اهداف و جلوگیرى از انحراف و تعدى و حق کشى و عصیان است که در واقع مکمل قبول داشت قانون حضور مستقیم مردم است. نکته یا کنایت ظریف رهنمود مذکور و معیار حقانیت افراد و دولت ها، عمل به احکام اسلام است و نه تنها مردمند که به عنوان سلاح و نیروى بازدارنده مىتوانند از خلافها جلوگیرى کنند.
غیر از بیان و طرح کلى مذکور امام حتى به مصادیق و موارد کوچک هم مىپردازد. امام معتقد است اگر خداى ناکرده رییس جمهورى یا وزیر یا مسوول یا حتى مجلس، قدرت طلب، مال طلب، و منحرف از مسیر حق شدند، یا در دامن رفاه در غلطیدند، مردم را باید مستقیما به صحنه فرا خواند. در تطور انقلاب به مواردى از انحراف هاى مذکور برخوردیم که زمان امام بود و امام از همان نیروى عظیم بهرهمند شد و مشکل و مانع را از سر راه انقلاب برداشت. هم در عملکرد دولت موقت و هم در عملکرد رییس جمهور معزول «بنىصدر» هم برخى مواضع و انحرافهایى که در مجلس پیش آمد و امام با تعبیر معروف لحن شما از لحن اسرائیل هم بدتر بود بر مبناى اصلِ «فاستقم کما امرت» مردم را در جریان گذاشت و آنها را به صحنه کشید و از انحراف جلوگیرى کرد. به گزیدهاى از سخنان و پیامهاى امام دقت فرمایید:
«جمهورى اسلامى یعنى این که رژیم به احکام اسلامى و به خواست مردم عمل کند.»
مردم انقلاب کردند، باید پاى زحماتش هم بنشینند
«آن روزى که دیدید و دیدند که انحراف در مجلس پیدا شد، انحراف از حیث قدرتطلبى و از حیث مالطلبى، در کشور در وزیرها پیدا شد، در رییس جمهور پیدا شد، آن روز بدانند که علامت این که شکست بخوریم، خودنمایى کرده، از آن وقت باید جلویش را بگیرند، رییس جمهورى که بخواهد سلطنت کند به این مملکت، خود مردم باید جلویش را بگیرند، مجلسى که بخواهد قدرتمندى نشان بدهد و آن مسایلى و آن افرادى که سابق در مجلس بودند، آن کارها را بکنند، خود مردم باید جلویش را بگیرند.»
امام در برابر مشکلات مردم را به صحنه دعوت مىکند و از تجارب حکومتى صدر اسلام به خصوص مصایبى که پیامبران الهى با آن روبرو بودهاند و مواردى را براى آنان یادآور مىشود که مبادا تصور کنند با پیروزى مردم به شکست طاغوت وظیفه تمام شده است:
«مردم انقلاب کردند، باید پاى زحماتش هم بنشینند مردم، پیغمبران و پیغمبر اسلام (ص) را و ابراهیم (ع) را در نظر بگیرند، ببینند که با آنها چه مخالفتها شد ولى دست از هدفشان نکشیدند، اگر ما مسلمانیم باید دنبالهروى آنها باشیم.»
نکته قابل تامل این که امام هم از همان آغاز پیروزى و هم در جریان دفاع مقدس و موارد دیگر اصول مقاومت و ایستادگى در برابر مشکلات را به مردم درس مىدادند.
«امروز کشور ایران روى پاى خودش ایستاده است. لذا زحمتها و توطئهها را هم باید تحمل کرد، مردم ما باید دائما پیغمبر اکرم (ص) را به یاد بیاورند. پیغمبر اکرم (ص) قیام کردند، پایدارى کردند. زحمتها را متحمل شدند، در مکه با آن همه زحمت مواجه شدند، و در محاصره شعبه آن همه رنج کشیدند و بعد در مدینه تمام ایام زندگیشان را با رنج و زحمت تمام کردند و حضرت حتى در بستر بیمارى به جیش اسامه دستور حرکت دادند، ما هم تا آخر زحمتها و رنجهاى توطئه ابرقدرتها را باید تحمل کنیم. ما موظف هستیم تا امر الهى را انجام دهیم.»
در ادامه همان سخنان روشنى بخش با تذکر اصالت مردم، براى اقامه احکام اسلامى آنان را نسبت به خطرهاى دشمن هشدار مىدهد:
---------------------------------------------------------
منبع: نشریه حضور، شماره 18
تحلیلگران سیاسى و اندیشمندان جامعهشناس هم نتوانستهاند به رمز این پیوند درونى و معنوى بین امام و امت پى ببرند؛ امام در جریان انقلاب نه تنها هرگز از مردم فاصله نگرفت بلکه هر زمان که احساس مىکرد ممکن است در کشاکش روزگار بین مسوولین و مردم فاصله افتد، به صراحت تذکر مىداد و هدایت مىکرد. با تحلیل بسامدى روى موضوعات خاص از جمله، هدایت، وحدت و مردم محورى چه بسا کار آیندگان را سادهتر کنیم. با تذکار این نکته که مبناى کار ما فقط استشهاد به آراء و سخنان و پیام هاى امام است و بس، به بیان نکات ذیل مردم محورى در اندیشههاى امام مىپردازیم:
وقتى مردم یک خدمتگزارى را نخواستند باید کنار برود
رابطه حضرت امام با مردم یک رابطه سیاسى و یا مرحلهاى و گذرا و موردى نبود. ایشان به طور عمیق و اعتقادى به مردم بها مىداد. با نگرشى موحدانه و خداپسندانه بود که با مردم برخورد مىکرد، در عین این که معتقد بودند باید زمینههاى ارتقا و تعالى افکار مردم را حاصل آورد، اما در عین حال به آراى عمومى بسیار اهمیت مىداد و اگر سایر جوامع زمان امام و اندیشههاى بلندش را نه از پى غبار شیطنت و عناد و کینه و غرضورزى که خالص و زلال و واقعى درک مىکردند، در آن صورت به میزان اعتقاد و اهمیت امام به دموکراسى واقعى پى مىبرند و صد افسوس که چنین امکانى تاکنون حتى براى ارادتمندان آن زعیم حاصل نیامده است.
در کدام تاریخ و تطور انقلاب خواندهاید که رهبر یک انقلاب بارها مساله احترام و تواضع به مردم را به مسوولین گوشزد کند و تا آنجا به نقش مردم معتقد باشد که کل ارکان اجرایى و حکومتى اعم از دولت و مجلس و رییس جمهورى را در یک طرف متقابل بلکه در جهت تعامل و تعادل و در راستاى یکدیگر.
بارها تاکید فرمودند که در هر شرایط نگهدارى این دو سو و کفه لازم و ضرورى است و بدون پشتیبانى مردم کارى از پیش نمىرود؛ همان طور که براى روى کار آمدن اصالت را به مردم مىدهد براى نخواستن فرد یا افراد هم اصالت را به نظر مردم مىدهد. به این جمل امام توجه فرمایید: «وقتى مردم یک خدمتگزارى را نخواستند باید کنار برود.»
در جایى دیگر مىفرماید: «در هر صورت ما باید دنبال این معنا باشیم که مردم را نگه داریم و همین طورى که آقایان مىگویند بدون پشتیبانى مردم نمىشود کارى کرد.»
پیرامون حضور مردم در صحنه مىفرماید: «همه اطلاع دارید که آن چیزى که براى همه ما لازم است این است که در فکر این باشیم که مردم را در صحنه نگاه دارید و این یک سرش بسته به دولت است و رییس جمهور و مجلس، یک سرش هم مربوط به خود مردم، اگر این طرف را شما نگه دارید، از ملتمان مطمئن هستیم که به حسب غالب و اکثریت آن طرف را حفظ مىکنند ...»
اگر مردم را شریک خودتان نکنید، موفق نخواهید شد
حضرت امام براى نگهدارى و حضور مردم در صحنه راه حل ارایه مىدهند. از جمله این که باید مردم را که خود در وزارتخانهها و ادارات به خدمت مشغولند در صحنه نگهداشت و با آنان به گونهاى عمل نکرد که ناراضى باشند در آن صورت است که مردم از صحنه خارج مىشوند. همان اصلى که تحت عناوین دیگر چون جلوگیرى از ناراضى تراشى، بىتوجهى به مردم، فاصله گیرى از مردم ... نیز هشدار داده است. به عین سخنان امام توجه فرمایید:
«... اما راجع به تجارت، راجع به صنعت، راجع به اینها اگر مردم را شریک خودتان نکنید، موفق نخواهید شد.»
یا این سخن: «اینها باید حال فکر این معنا باشند که مردم را داشته و یکى از راههایش این است که وزارتخانهها و ادارات یک جورى باشد که نارضایتى ایجاد نکند.»
- امام امت بحث مردم و حضورشان در صحنه و فراز و نشیبهاى خاص انقلاب را به مراحل عمیق تر و باریکتر مىکشاند. تا آنجا که در فلسفه وجودى حضور مردم دقیق تر از یک جامعهشناس مسلط به روانشناسى اجتماعى راه حلهاى اجرایى و عملى بیان مىدارد.
امام معتقد است که انقلاب از آن مردم بوده است و امروز هم قویترین پشتوانه انقلاب همان مردمند و صاحبان اصلى انقلاب را مردم مىداند. امام دقیق و باریک بینانهتر از هر کس مىداند تا زمانى که این مردم انقلاب را مال خود ندانند، حافظ و پشتیبان آن نخواهند بود. امام مىفرماید: «امروز کارهایى که در ایران مىشود، کارهایى که مربوط به جمهورى اسلامى است، از باب این که مردم از خودشان مىدانند و جدا نمىدانند، هیج نهادى را از خودشان، از این جهت فعالند در کارها و ما باید هر چه بیشتر مردم را حفظ کنیم و مردم باید هر چه بیشتر در صحنه حاضر باشند.»
این مردم بودند که افراد، به خصوص مسوولین را به جایى رساندهاند
نکته دیگر احترام مقرون به تواضعى است که از عبارات و بیانات امام نسبت به مردم مستفاد مىشود، احترامى که وقتى با شان و مقام امام به آن مىاندیشیم و در عباراتش فرو مىرویم در مىیابیم که بین آن امام، با برخى که هنوز در بستر تعلقات و حسابگرىهاى دنیوى اسیرند و هر چند ضعیف اما باد غرور و نخوت در سر دارند؛ فاصله بسیار است. برخوردى بىریا، صمیمانه آنهم از ابرمردى که در خمگرد هر نگاهش جهانى بهت موج مىزد و فریاد بلندش بر اندام استکبار لرزه مىانداخت و در ذهن هر شیداى موحدى که جان از مهر على زلال داشت، خصایل بلند انسانى الهى على را تداعى مىکرد. مردى که وقتى خنجر غضب از نیام خشم بیرون مىکشید یک تنه با تمام ابرقدرت ها در مىافتاد، همان مرد در برابر مردم مىفرمود: به من خدمتگزار بگویید بهتر است تا رهبر.
اصولا افرادى که افق و فضاى دید محدودى دارند با دیدن یک حرکت کوچک انحرافى از سوى مردم مایوس مىشوند و چه بسا زیر لب یا در خفا از دست مردم ناله کنند، تلقىهاى محدود زاییده ظرفیت هاى محدود است. امام با مردم بسیار دوستانه و صمیمانه حرف مىزد. «مردم، مردم خوبى هستند، ما از مردم تشکر باید بکنیم، ما همه مرهون آنها هستیم.»
افراد معمولى تا وقتى کارى دارند با زبانى آرام و نرم حرف مىزنند و به قول معروف هنگامى که گیرشان رفع شد و مشکلشان حل و به وادى مراد قدم نهادند، عقبهها و مصایب و مشقات را در فراخناى آسایش و لحظههاى رفاه و نعمت از یاد مىبرند این را اصل غفلت یا غفلت زدگى یا نسیان باید گفت. امام با وجودى که چندین سال دور از مردم بودند رفتار و سلوکشان با مردم بسیار صمیمى و آگاهانهتر از کسانى بود که در بین مردم زندگى کرده بودند. بارها تاکید فرمودند که بار سختىها و مصایب انقلاب را مردم ستمدیده به دوش کشیدهاند، همیشه از دیدار مردم به خصوص قشر مستضعف احساس شوق و شادمانى مىکرد. امام خدمت به مردم را وظیفه شرعى مىدانست، و معتقد بود هر کس به هر اندازه که توان و وسع دارد باید به این مردم خوب خدمت کند.
هرگز فراموش نکرد که این مردم بودند که افراد، به خصوص مسوولین را به جایى رساندهاند، البته از جهتى باید گفت به طریقى بسیار ظریف خط مشى حکومتى و اصول سلوک و رفتار با مردم را به مجریان حکومتى فرا مىداد. اگر در یک کف ترازوى انقلاب مردم بودند که قطعا در آن سو امام بود و یاران صدیق و در خط امام، «براى این مردم ستمدیده خدمت کنید، این مردمى که شما را به اینجا رساندهاند و اگر اینها نبودند حالا یا در حبسها بودید یا در قبرستانها، براى اینها باید خدمت بکنیم، هر کس به اندازهاى که مىتواند.»
آنکه همه چیز است بهدست آوردن رضاى خداست و آن به این است که رضاى مخلوق خدا را به دست بیاورید
نکته اساسى در جلب رضایت مردم از نظر امام این نیست که به رغم برخى تلقىها و استنباط هاى غلط و بعضا مشرکانه که فقط به جلب رضایت خلق یا خلق مستضعف یا خلق قهرمان باید پرداخت، امام به عنوان فقیهى عارف برخوردار از نابترین عرفان و جهان بینى الهى شیعى و رها از کوچکترین تعلق جاه و مقام، وارسته، زاهد، و بىاندک غبار دنیا دوستى، رضایت خدا را در راستاى رضایت مخلوق خدا مىدانست و در فرمایشى دیگر با استناد به سنت حسنه پیامبر اکرم و رفتار آن حضرت با امت خویش، بسیار دقیق به دو نکته اشاره دارد: نخست اینکه جلب رضایت مردم لازم است، همان گونه که پیامبر هم بدان اهمیت مىداد و دیگر اینکه تا مردم را نداشته باشى، تا با مردم رابطه تنگاتنگ و محکم برقرار نباشد نمىتوان آنها را به حق توجه داد این اصل را هم به مسوولین گوشزد مىکند که شما سرمشق واقعى و روشن را از پیامبر اکرم مىگیرید. از لا به لاى همین نصایح پدرانه برخى اصول تربیتى و سلوک حکومتى نیز استنباط مىشود: «آنکه همه چیز است بهدست آوردن رضاى خداست و آن به این است که رضاى مخلوق خدا را به دست بیاورید.»
- در اهمیت جلب رضایت مردم مىفرمایند: «جلب نظر مردم از امورى است که لازم است. پیغمبر اکرم جلب نظر مردم را مىکرد، دنبال این بود که مردم را جلب کند، دنبال این بود که مردم را توجه بدهد به حق، شما هم به دنبال این معنا باشید.»
«کارى باید بکنید که محبت مردم را جلب کنید، این هم رضاى خدا در آن هست.»
دائما در نظرتان باشد که ما یک بنده خدایى هستیم که این مردم ما را به این محل رساندند ما براى آنها باید خدمت کنیم
حفظ وحدت و دعوت همیشگى مردم براى حضور در صحنه بىتردید و اصل مهم و کارساز، هم در هر کار انقلاب و هم در تداوم آن بوده و خواهد بود. امام سعى داشت این مهم را لباس عمل بپوشاند که عظیمترین پشتوانه و سرمایه براى پیشبرد و نیل به اهداف بلند انقلاب حفظ مردم است، به صراحت مىفرمودند، بدون مردم در انجام کارى موفقیت حاصل نمىآید. از میان صدها شاهد و نمونه به برخى اشاره مىشود:
«انقلابهایى که در دنیا مىشود، به یکى از این دو ابرقدرت متکى است ولى انقلاب مردم ما، انقلابى است متکى به خود مردم» ، جمعیت یا ملتى اگر بخواهند موفق باشند. علاوه بر این که براى خدا باید کار کنند و از دیگران چشمداشتى نداشته باشند باید با مردم باشند. بدون مردم نمىشود کار کرد و موفقیت حاصل نمىشود» ، «دائماً در نظرتان باشد که ما یک بنده خدایى هستیم که این مردم ما را به این محل رساندند ما براى آنها باید خدمت کنیم.»
اصل قدر شناسى و تشکر از ایثار و زحمات و حضور بىدریغ این مردم بزرگوار همواره مورد توجه امام بوده است. به شواهد زیر توجه و تأمل فرمایید:
«مردم را بپذیرید براى خودتان، بروید توى مردم، جدا نشوید از مردم، آنوقت این طور بود که مردم را نمىپذیرفتند، جدا بودند از مردم.»
«پیروزى را براى ما و شما اینها به دست آوردند و اینها ولینعمت ما هستند و ما باید این معنا را در قلبمان احساس کنیم که با این ولینعمتهاى خودتان رفتارى بکنیم که خدا از آن رفتار راضى باشد.» «جدیت بکنیم که با مردم رفتارتان خوب باشد.»
«اینها بندگان خدا هستند، با اینها رفتارمان خوب باشد»، «مردم دِین خودشان را به جمهورى اسلامى تاکنون ادا کردند، به تکلیف خودشان، مردم، عمل کردند، اشکال در ماست، باید ما جواب مردم را بدهیم.»
هر انقلاب در مسیر حیاب و گذر از حوادث و عقبهها، دچار مشکلاتى مىشود؛ زیرا انقلاب به سادهترین تعبیر دگرگونى و بهم زدن اصول غیر ارزشى و جایگزینى اصولِ ارزشى و موازین الهى و حرکت در جهت اقام عدل و کسب رضایت خدا و وصول به اهداف خدا پسندانه و هدایت و خدمت به مردم براى دستیابى به فلاح و معنویت است. بىتردید آنان که با پیروزى هر انقلاب جزیر آرامششان به هم مىخورد، در اثر هر طوفان خاکستر آشوب مىشوند، در کمین نشسته تا در هر فرصت به گذشته و شرایط و پست و مقام و ثروت و موقعیت از کف رفته برگردند.
باید بدانید در میدانى که قدم گذاشتهاید مواجه هستید با مشکلات بسیارى که تنها مقاومتتان نجاتتان خواهد داد
مرورى هر چند گذرا و تورقى به فراز و نشیبهاى انقلاب هم درس عبرتى است براى امت اسلام هم تذکارى است براى مسوولین. تجربههاى استکبار و ضد انقلاب با وجودى که اکثرا تکرارى است، اما در مجموع بىتاثیر نبوده و نخواهد بود. ترفندهایى چون تفرقه، شایعه پراکنى، تهدید نظامى، کودتا، تحریم سیاسى و اجرایى، به انزوا کشیدن فرزندان واقعى انقلاب، ترور سیاسى شخصیتى، تهاجم فرهنگى ... سرمشق هاى سیاه استکبار جهانى است.
باید به تحلیل و بررسى علت عدم کارایى دشمنان انقلاب و رمز توفیق و مقاومت و مقابله و شکست ناپذیرى مردم بپردازیم.
با توجه به سخنان و رهنمودها و دستور العملهایى که از مجموعه آثار و اندیشههاى امام (س) استنباط مىشود، پس از اتکا و توکل به خدا، محور اصلى و کارساز و نقش آفرین دیگر را باید حضور مردم در صحنه انقلاب دانست، حضورى که امام بزرگ از اوج قله هدایت، نشسته بر چکاد رهبرى با نظرى بلند و نگرشى جامع همواره بر آن تأکید داشت. هر وقت احساس مىکرد میدان اندکى خالى شده است و امکان و زمینه نفوذ و حضور دشمن باز شده است مردم را به صحنه مىکشاند. به این نصیحت و دعوت پدرانه و مشفقانه توجه کنید: «خمینى که آخرین روزهاى عمرش را مىگذراند، تمام امیدش به شما مردم سلحشور ایران است، به شما مردمى که به هیج وجه تحت تأثیر اختلافات جزیى و کلى واقع نشده و انشاءالله نمىشوید.»
«شما مردمى که با تمام وجود بر سر غرب و شرق جهانخوار شوریدید، شما عزیزانم به امید خدا پیروزید، شما مردم دلیر و آگاه سرمشقى هستید براى ملل زیر سلطه و باید بدانید در میدانى که قدم گذاشتهاید مواجه هستید با مشکلات بسیارى که تنها مقاومتتان نجاتتان خواهد داد.»
- امام در بسیج و آگاهى ملت سایر کشورها رهنمودى کارساز مىدهد که اصل دولت ها نیست، اصل ملتهایند و ملتهایند که با حق موافقند. به رهنمود زیر بنگرید:
«متوجه باشید که در هر جا زورمندان و دولتها با ما مخالف باشند، ملتها با ما موافقند باید اساس را مردم و فکر مردم قرار داد و باید به فکر مردم بود نه دولتها»
در تعریف کوتاه ولى جامعى که از ویژگیهاى جمهورى اسلامى به دست مىدهد باز به حضور هماره مردم اشاره دارند. «... ملت وظیفه دارد که در جمهورى اسلامى پشتیبانى از دولتها بکند که به خدمت ملت هستند. اگر دولتى را دید که خلاف مىکند، ملت باید به او تودهنى بزند.»
آنچه از فحواى کلام ایشان مىتوان استخراج کرد عمل به احکام اسلامى و خواست مردم است.
جمهورى اسلامى یعنى این که رژیم به احکام اسلامى و به خواست مردم عمل کند
اصل دیگر، اعتقاد به نیروى عظیم مردمى در پیشبرد اهداف و جلوگیرى از انحراف و تعدى و حق کشى و عصیان است که در واقع مکمل قبول داشت قانون حضور مستقیم مردم است. نکته یا کنایت ظریف رهنمود مذکور و معیار حقانیت افراد و دولت ها، عمل به احکام اسلام است و نه تنها مردمند که به عنوان سلاح و نیروى بازدارنده مىتوانند از خلافها جلوگیرى کنند.
غیر از بیان و طرح کلى مذکور امام حتى به مصادیق و موارد کوچک هم مىپردازد. امام معتقد است اگر خداى ناکرده رییس جمهورى یا وزیر یا مسوول یا حتى مجلس، قدرت طلب، مال طلب، و منحرف از مسیر حق شدند، یا در دامن رفاه در غلطیدند، مردم را باید مستقیما به صحنه فرا خواند. در تطور انقلاب به مواردى از انحراف هاى مذکور برخوردیم که زمان امام بود و امام از همان نیروى عظیم بهرهمند شد و مشکل و مانع را از سر راه انقلاب برداشت. هم در عملکرد دولت موقت و هم در عملکرد رییس جمهور معزول «بنىصدر» هم برخى مواضع و انحرافهایى که در مجلس پیش آمد و امام با تعبیر معروف لحن شما از لحن اسرائیل هم بدتر بود بر مبناى اصلِ «فاستقم کما امرت» مردم را در جریان گذاشت و آنها را به صحنه کشید و از انحراف جلوگیرى کرد. به گزیدهاى از سخنان و پیامهاى امام دقت فرمایید:
«جمهورى اسلامى یعنى این که رژیم به احکام اسلامى و به خواست مردم عمل کند.»
مردم انقلاب کردند، باید پاى زحماتش هم بنشینند
«آن روزى که دیدید و دیدند که انحراف در مجلس پیدا شد، انحراف از حیث قدرتطلبى و از حیث مالطلبى، در کشور در وزیرها پیدا شد، در رییس جمهور پیدا شد، آن روز بدانند که علامت این که شکست بخوریم، خودنمایى کرده، از آن وقت باید جلویش را بگیرند، رییس جمهورى که بخواهد سلطنت کند به این مملکت، خود مردم باید جلویش را بگیرند، مجلسى که بخواهد قدرتمندى نشان بدهد و آن مسایلى و آن افرادى که سابق در مجلس بودند، آن کارها را بکنند، خود مردم باید جلویش را بگیرند.»
امام در برابر مشکلات مردم را به صحنه دعوت مىکند و از تجارب حکومتى صدر اسلام به خصوص مصایبى که پیامبران الهى با آن روبرو بودهاند و مواردى را براى آنان یادآور مىشود که مبادا تصور کنند با پیروزى مردم به شکست طاغوت وظیفه تمام شده است:
«مردم انقلاب کردند، باید پاى زحماتش هم بنشینند مردم، پیغمبران و پیغمبر اسلام (ص) را و ابراهیم (ع) را در نظر بگیرند، ببینند که با آنها چه مخالفتها شد ولى دست از هدفشان نکشیدند، اگر ما مسلمانیم باید دنبالهروى آنها باشیم.»
نکته قابل تامل این که امام هم از همان آغاز پیروزى و هم در جریان دفاع مقدس و موارد دیگر اصول مقاومت و ایستادگى در برابر مشکلات را به مردم درس مىدادند.
«امروز کشور ایران روى پاى خودش ایستاده است. لذا زحمتها و توطئهها را هم باید تحمل کرد، مردم ما باید دائما پیغمبر اکرم (ص) را به یاد بیاورند. پیغمبر اکرم (ص) قیام کردند، پایدارى کردند. زحمتها را متحمل شدند، در مکه با آن همه زحمت مواجه شدند، و در محاصره شعبه آن همه رنج کشیدند و بعد در مدینه تمام ایام زندگیشان را با رنج و زحمت تمام کردند و حضرت حتى در بستر بیمارى به جیش اسامه دستور حرکت دادند، ما هم تا آخر زحمتها و رنجهاى توطئه ابرقدرتها را باید تحمل کنیم. ما موظف هستیم تا امر الهى را انجام دهیم.»
در ادامه همان سخنان روشنى بخش با تذکر اصالت مردم، براى اقامه احکام اسلامى آنان را نسبت به خطرهاى دشمن هشدار مىدهد:
---------------------------------------------------------
منبع: نشریه حضور، شماره 18
- برچسب ها: امام خمینی، مردم، فشار، پیوند امام و امت، آزادی، سازندگی، جمهوری اسلامی، خواست مردم، محبت،