تبلیغات
بهار نو - تاملی بر جایگاه مردم در اندیشه امام‏ خمینی (سلام الله علیه)

بهار نو
 
عشق یعنی ظاهر باطن نما / باطنی آکنده از نور خدا


ساخت فلش مدیا پلیر
ابزار وب Online User
 

«روزى که احساس کردید می خواهید فشار به مردم بیاورید،

 دارید دیکتاتور مى‏شوید»


امام خمینی(س) :«آن روزى که دیدید و دیدند که انحراف در مجلس پیدا شد، انحراف از حیث قدرت‏طلبى و از حیث مال‏طلبى، در کشور در وزیرها پیدا شد، در رییس جمهور پیدا شد، آن روز بدانند که علامت این که شکست بخوریم، خودنمایى کرده، از آن وقت باید جلویش را بگیرند، رییس جمهورى که بخواهد سلطنت کند به این مملکت، خود مردم باید جلویش را بگیرند، مجلسى که بخواهد قدرتمندى نشان بدهد و آن مسایلى و آن افرادى که سابق در مجلس بودند، آن کارها را بکنند، خود مردم باید جلویش را بگیرند»
دکتر منوچهر اکبرى: بسیارى از اندیشمندان و نظریه پردازان سیاسى و تحلیلگران و مدرسان نهضت‏ها و انقلاب‏هاى اخیر جهان، وجود سه محور یا اصل مردم، رهبرى و عقیده را، رمز پیروزى و تداوم انقلاب ها دانسته‏اند. بین این محورها و مبانى از جهاتى ارتباط و پیوند وجود دارد. در عین حال که در هر دو با یکدیگر وحدتى درونى نهفته است؛ بدین معنى که باید بین مردم و رهبرى پیوند نفوذناپذیر و مستحکم برقرار باشد و از دیگر سو بین مردم و عقید انقلاب و نهضت باید وحدت بلامنازع باشد؛ از بعد سوم اگر بین عقیده نهضت و رهبر و مردم در ادامه مسیر کوچکترین ناهماهنگى به چشم بخورد، همین رخنه کوچک روزى شکافى عمیق مى‏شود و چه بسا که زمینه شکست و انحراف را حاصل آورد.
امام نسبت به سایر عالمان دینى به ظاهر کمتر بین مردم بوده‏اند، حداقل از خرداد 42 تا 12 بهمن 57 حدود پانزده سال در تبعید و آن سوى مرزها و دور از امت به سر برده‏اند. وقتى امروز به گذشته بر مى‏گردیم و کتاب قطور انقلاب را ورق مى‏زنیم، در عمل احساس نمى‏کنیم که امام چندین سال بین ما نبودند. درست است که بر یاران و فرزندان انقلابى امام در آن دوران بسیار سخت گذشته است، اما گویا امام در همان سال هاى تبعید هم در قلب امتش مى‏تپید.
تحلیلگران سیاسى و اندیشمندان جامعه‏شناس هم نتوانسته‏اند به رمز این پیوند درونى و معنوى بین امام و امت پى ببرند؛ امام در جریان انقلاب نه تنها هرگز از مردم فاصله نگرفت بلکه هر زمان که احساس مى‏کرد ممکن است در کشاکش روزگار بین‏ مسوولین و مردم فاصله افتد، به صراحت تذکر مى‏داد و هدایت مى‏کرد. با تحلیل بسامدى روى موضوعات خاص از جمله، هدایت، وحدت و مردم محورى چه بسا کار آیندگان را ساده‏تر کنیم. با تذکار این نکته که مبناى کار ما فقط استشهاد به آراء و سخنان و پیام هاى امام است و بس، به بیان نکات ذیل مردم محورى در اندیشه‏هاى امام مى‏پردازیم:
 وقتى مردم یک خدمتگزارى را نخواستند باید کنار برود
رابطه حضرت امام با مردم یک رابطه سیاسى و یا مرحله‏اى و گذرا و موردى نبود. ایشان به طور عمیق و اعتقادى به مردم بها مى‏داد. با نگرشى موحدانه و خداپسندانه بود که با مردم برخورد مى‏کرد، در عین این که معتقد بودند باید زمینه‏هاى ارتقا و تعالى افکار مردم را حاصل آورد، اما در عین حال به آراى عمومى بسیار اهمیت مى‏داد و اگر سایر جوامع زمان امام و اندیشه‏هاى بلندش را نه از پى غبار شیطنت و عناد و کینه و غرض‏ورزى که خالص و زلال و واقعى درک مى‏کردند، در آن صورت به میزان اعتقاد و اهمیت امام به دموکراسى واقعى پى مى‏برند و صد افسوس که چنین امکانى تاکنون حتى براى ارادتمندان آن زعیم حاصل نیامده است.
در کدام تاریخ و تطور انقلاب خوانده‏اید که رهبر یک انقلاب بارها مساله احترام و تواضع به مردم را به مسوولین گوشزد کند و تا آنجا به نقش مردم معتقد باشد که کل ارکان اجرایى و حکومتى اعم از دولت و مجلس و رییس جمهورى را در یک طرف متقابل بلکه در جهت تعامل و تعادل و در راستاى یکدیگر.
بارها تاکید فرمودند که در هر شرایط نگهدارى‏ این دو سو و کفه لازم و ضرورى است و بدون پشتیبانى مردم کارى از پیش نمى‏رود؛ همان طور که براى روى کار آمدن اصالت را به مردم مى‏دهد براى نخواستن فرد یا افراد هم اصالت را به نظر مردم مى‏دهد. به این جمل امام توجه فرمایید: «وقتى مردم یک خدمتگزارى را نخواستند باید کنار برود.»
در جایى دیگر مى‏فرماید: «در هر صورت ما باید دنبال این معنا باشیم که مردم را نگه داریم و همین طورى که آقایان مى‏گویند بدون پشتیبانى مردم نمى‏شود کارى کرد.»
پیرامون حضور مردم در صحنه مى‏فرماید: «همه اطلاع دارید که آن چیزى که براى همه ما لازم است این است که در فکر این باشیم که مردم را در صحنه نگاه دارید و این یک سرش بسته به دولت است و رییس جمهور و مجلس، یک سرش هم مربوط به خود مردم، اگر این طرف را شما نگه دارید، از ملتمان مطمئن هستیم که به حسب غالب و اکثریت آن طرف را حفظ مى‏کنند ...»
 ‏اگر مردم را شریک خودتان نکنید، موفق نخواهید شد
حضرت امام براى نگهدارى و حضور مردم در صحنه راه حل ارایه مى‏دهند. از جمله این که باید مردم را که خود در وزارتخانه‏ها و ادارات به خدمت مشغولند در صحنه نگهداشت و با آنان به گونه‏اى عمل نکرد که ناراضى باشند در آن صورت است که مردم از صحنه خارج مى‏شوند. همان اصلى که تحت عناوین دیگر چون جلوگیرى از ناراضى تراشى، بى‏توجهى به مردم، فاصله گیرى از مردم ... نیز هشدار داده است. به عین سخنان امام توجه فرمایید:
«... اما راجع به تجارت، راجع به صنعت، راجع به اینها اگر مردم را شریک خودتان نکنید، موفق نخواهید شد.»
یا این سخن: «اینها باید حال فکر این معنا باشند که مردم را داشته و یکى از راه‏هایش این است که وزارتخانه‏ها و ادارات یک جورى باشد که نارضایتى ایجاد نکند.»
- امام امت بحث مردم و حضورشان در صحنه و فراز و نشیب‏هاى خاص انقلاب را به مراحل عمیق تر و باریکتر مى‏کشاند. تا آنجا که در فلسفه وجودى حضور مردم دقیق تر از یک جامعه‏شناس مسلط به روان‏شناسى اجتماعى راه حل‏هاى اجرایى و عملى بیان مى‏دارد.
امام معتقد است که انقلاب از آن مردم بوده است و امروز هم قویترین پشتوانه انقلاب همان مردمند و صاحبان اصلى انقلاب را مردم مى‏داند. امام دقیق و باریک بینانه‏تر از هر کس مى‏داند تا زمانى که این مردم انقلاب را مال خود ندانند، حافظ و پشتیبان آن نخواهند بود. امام مى‏فرماید: «امروز کارهایى که در ایران مى‏شود، کارهایى که مربوط به جمهورى اسلامى است، از باب این که مردم از خودشان مى‏دانند و جدا نمى‏دانند، هیج نهادى را از خودشان، از این جهت فعالند در کارها و ما باید هر چه بیشتر مردم را حفظ کنیم و مردم باید هر چه بیشتر در صحنه حاضر باشند.»
این مردم بودند که افراد، به خصوص مسوولین را به جایى رسانده‏اند
نکته دیگر احترام مقرون به تواضعى است که از عبارات و بیانات امام نسبت به مردم مستفاد مى‏شود، احترامى که وقتى با شان و مقام امام به آن مى‏اندیشیم و در عباراتش فرو مى‏رویم در مى‏یابیم که بین آن امام، با برخى که هنوز در بستر تعلقات و حسابگرى‏هاى دنیوى اسیرند و هر چند ضعیف اما باد غرور و نخوت در سر دارند؛ فاصله بسیار است. برخوردى بى‏ریا، صمیمانه آنهم از ابرمردى که در خمگرد هر نگاهش جهانى بهت موج مى‏زد و فریاد بلندش بر اندام استکبار لرزه مى‏انداخت و در ذهن هر شیداى موحدى که جان از مهر على زلال داشت، خصایل بلند انسانى الهى على را تداعى مى‏کرد. مردى که وقتى خنجر غضب از نیام خشم بیرون مى‏کشید یک تنه با تمام ابرقدرت ها در مى‏افتاد، همان مرد در برابر مردم مى‏فرمود: به من خدمتگزار بگویید بهتر است تا رهبر.
اصولا افرادى که افق و فضاى دید محدودى دارند با دیدن یک حرکت کوچک انحرافى از سوى مردم مایوس مى‏شوند و چه بسا زیر لب یا در خفا از دست مردم ناله کنند، تلقى‏هاى محدود زاییده ظرفیت هاى محدود است. امام با مردم بسیار دوستانه و صمیمانه حرف مى‏زد. «مردم، مردم خوبى هستند، ما از مردم تشکر باید بکنیم، ما همه مرهون آنها هستیم.»
افراد معمولى تا وقتى کارى دارند با زبانى آرام و نرم حرف مى‏زنند و به قول معروف هنگامى که گیرشان رفع شد و مشکلشان حل و به وادى مراد قدم نهادند، عقبه‏ها و مصایب و مشقات را در فراخناى آسایش و لحظه‏هاى رفاه و نعمت از یاد مى‏برند این را اصل غفلت یا غفلت زدگى یا نسیان باید گفت. امام با وجودى که چندین سال دور از مردم بودند رفتار و سلوکشان با مردم بسیار صمیمى و آگاهانه‏تر از کسانى بود که در بین مردم زندگى کرده بودند. بارها تاکید فرمودند که بار سختى‏ها و مصایب انقلاب را مردم ستمدیده به دوش کشیده‏اند، همیشه از دیدار مردم به خصوص قشر مستضعف احساس شوق و شادمانى مى‏کرد. امام خدمت به مردم را وظیفه شرعى مى‏دانست، و معتقد بود هر کس به هر اندازه که توان و وسع دارد باید به این مردم خوب خدمت کند.
هرگز فراموش نکرد که این مردم بودند که افراد، به خصوص مسوولین را به جایى رسانده‏اند، البته از جهتى باید گفت به طریقى بسیار ظریف خط مشى حکومتى و اصول سلوک و رفتار با مردم را به مجریان حکومتى فرا مى‏داد. اگر در یک کف ترازوى انقلاب مردم بودند که قطعا در آن سو امام بود و یاران صدیق و در خط امام، «براى این مردم ستمدیده خدمت کنید، این مردمى که شما را به اینجا رسانده‏اند و اگر اینها نبودند حالا یا در حبس‏ها بودید یا در قبرستان‏ها، براى اینها باید خدمت بکنیم، هر کس به اندازه‏اى که مى‏تواند.»
 آنکه همه چیز است‏ به‏دست آوردن رضاى خداست و آن به این است که رضاى مخلوق خدا را به دست بیاورید
نکته اساسى در جلب رضایت مردم از نظر امام این نیست که به رغم برخى تلقى‏ها و استنباط هاى غلط و بعضا مشرکانه که فقط به جلب رضایت خلق یا خلق مستضعف یا خلق قهرمان باید پرداخت، امام به عنوان فقیهى عارف برخوردار از نابترین عرفان و جهان بینى الهى شیعى و رها از کوچکترین تعلق جاه و مقام، وارسته، زاهد، و بى‏اندک غبار دنیا دوستى، رضایت خدا را در راستاى رضایت مخلوق خدا مى‏دانست و در فرمایشى دیگر با استناد به سنت حسنه پیامبر اکرم و رفتار آن حضرت با امت خویش، بسیار دقیق به دو نکته اشاره دارد: نخست اینکه جلب رضایت مردم لازم است، همان گونه که پیامبر هم بدان اهمیت مى‏داد و دیگر اینکه تا مردم را نداشته باشى، تا با مردم رابطه تنگاتنگ و محکم برقرار نباشد نمى‏توان آنها را به حق توجه داد این اصل را هم به مسوولین گوشزد مى‏کند که شما سرمشق واقعى و روشن را از پیامبر اکرم مى‏گیرید. از لا به لاى همین نصایح پدرانه برخى اصول تربیتى و سلوک حکومتى نیز استنباط مى‏شود: «آنکه همه چیز است‏ به‏دست آوردن رضاى خداست و آن به این است که رضاى مخلوق خدا را به دست بیاورید.»
- در اهمیت جلب رضایت مردم مى‏فرمایند: «جلب نظر مردم از امورى است که لازم است. پیغمبر اکرم جلب نظر مردم را مى‏کرد، دنبال این بود که مردم را جلب کند، دنبال این بود که مردم را توجه بدهد به حق، شما هم به دنبال این معنا باشید.»
 «کارى باید بکنید که محبت مردم را جلب کنید، این هم رضاى خدا در آن هست.»
دائما در نظرتان باشد که ما یک بنده خدایى هستیم که این مردم ما را به این محل رساندند ما براى آنها باید خدمت کنیم
حفظ وحدت و دعوت همیشگى مردم براى حضور در صحنه بى‏تردید و اصل مهم و کارساز، هم در هر کار انقلاب و هم در تداوم آن بوده و خواهد بود. امام سعى داشت این مهم را لباس عمل بپوشاند که عظیم‏ترین پشتوانه و سرمایه براى پیشبرد و نیل به اهداف بلند انقلاب حفظ مردم است، به صراحت‏ مى‏فرمودند، بدون مردم در انجام کارى موفقیت حاصل نمى‏آید. از میان صدها شاهد و نمونه به برخى اشاره مى‏شود:
 «انقلاب‏هایى که در دنیا مى‏شود، به یکى از این دو ابرقدرت متکى است ولى انقلاب مردم ما، انقلابى است متکى به خود مردم» ، جمعیت یا ملتى اگر بخواهند موفق باشند. علاوه بر این که براى خدا باید کار کنند و از دیگران چشمداشتى نداشته باشند باید با مردم باشند. بدون مردم نمى‏شود کار کرد و موفقیت حاصل نمى‏شود» ، «دائماً در نظرتان باشد که ما یک بنده خدایى هستیم که این مردم ما را به این محل رساندند ما براى آنها باید خدمت کنیم.»
اصل قدر شناسى و تشکر از ایثار و زحمات و حضور بى‏دریغ این مردم بزرگوار همواره مورد توجه امام بوده است. به شواهد زیر توجه و تأمل فرمایید:
 «مردم را بپذیرید براى خودتان، بروید توى مردم، جدا نشوید از مردم، آنوقت این طور بود که مردم را نمى‏پذیرفتند، جدا بودند از مردم.»
 «پیروزى را براى ما و شما اینها به دست آوردند و اینها ولینعمت ما هستند و ما باید این معنا را در قلبمان احساس کنیم که با این ولینعمتهاى خودتان رفتارى بکنیم که خدا از آن رفتار راضى باشد.» «جدیت بکنیم که با مردم رفتارتان خوب باشد.»
«اینها بندگان خدا هستند، با اینها رفتارمان خوب باشد»، «مردم دِین خودشان را به جمهورى اسلامى تاکنون ادا کردند، به تکلیف خودشان، مردم، عمل کردند، اشکال در ماست، باید ما جواب مردم را بدهیم.»
هر انقلاب در مسیر حیاب و گذر از حوادث و عقبه‏ها، دچار مشکلاتى مى‏شود؛ زیرا انقلاب به ساده‏ترین تعبیر دگرگونى و بهم زدن اصول غیر ارزشى و جایگزینى اصولِ ارزشى و موازین الهى و حرکت در جهت اقام عدل و کسب رضایت خدا و وصول به اهداف خدا پسندانه و هدایت و خدمت به مردم براى دستیابى به فلاح و معنویت است. بى‏تردید آنان که با پیروزى هر انقلاب جزیر آرامششان به هم مى‏خورد، در اثر هر طوفان خاکستر آشوب مى‏شوند، در کمین نشسته تا در هر فرصت به گذشته و شرایط و پست و مقام و ثروت و موقعیت از کف رفته برگردند.
باید بدانید در میدانى که قدم گذاشته‏اید مواجه هستید با مشکلات بسیارى که تنها مقاومتتان نجاتتان خواهد داد
مرورى هر چند گذرا و تورقى به فراز و نشیب‏هاى انقلاب هم درس عبرتى است براى امت اسلام هم تذکارى است براى مسوولین. تجربه‏هاى استکبار و ضد انقلاب با وجودى که اکثرا تکرارى است، اما در مجموع بى‏تاثیر نبوده و نخواهد بود. ترفندهایى چون تفرقه، شایعه پراکنى، تهدید نظامى، کودتا، تحریم سیاسى و اجرایى، به انزوا کشیدن فرزندان واقعى انقلاب، ترور سیاسى شخصیتى، تهاجم فرهنگى ... سرمشق هاى سیاه استکبار جهانى است.
باید به تحلیل و بررسى علت عدم کارایى دشمنان انقلاب و رمز توفیق و مقاومت و مقابله و شکست ناپذیرى مردم بپردازیم.
با توجه به سخنان و رهنمودها و دستور العملهایى که از مجموعه آثار و اندیشه‏هاى امام (س) استنباط مى‏شود، پس از اتکا و توکل به خدا، محور اصلى و کارساز و نقش آفرین دیگر را باید حضور مردم در صحنه انقلاب دانست، حضورى که امام بزرگ از اوج قله هدایت، نشسته بر چکاد رهبرى با نظرى بلند و نگرشى جامع همواره بر آن تأکید داشت. هر وقت احساس مى‏کرد میدان اندکى خالى شده است و امکان و زمینه نفوذ و حضور دشمن باز شده است مردم را به صحنه مى‏کشاند. به این نصیحت و دعوت پدرانه و مشفقانه توجه کنید: «خمینى که آخرین روزهاى عمرش را مى‏گذراند، تمام امیدش به شما مردم سلحشور ایران است، به شما مردمى که به هیج وجه تحت تأثیر اختلافات جزیى و کلى واقع نشده و انشاءالله نمى‏شوید.»
 «شما مردمى که با تمام وجود بر سر غرب و شرق جهانخوار شوریدید، شما عزیزانم به امید خدا پیروزید، شما مردم دلیر و آگاه سرمشقى هستید براى ملل زیر سلطه و باید بدانید در میدانى که قدم گذاشته‏اید مواجه هستید با مشکلات بسیارى که تنها مقاومتتان نجاتتان خواهد داد.»
- امام در بسیج و آگاهى ملت سایر کشورها رهنمودى کارساز مى‏دهد که اصل دولت ها نیست، اصل ملتهایند و ملتهایند که با حق موافقند. به رهنمود زیر بنگرید:
 «متوجه باشید که در هر جا زورمندان و دولتها با ما مخالف باشند، ملت‏ها با ما موافقند باید اساس را مردم و فکر مردم قرار داد و باید به فکر مردم بود نه دولتها»
 در تعریف کوتاه ولى جامعى که از ویژگیهاى جمهورى اسلامى به دست مى‏دهد باز به حضور هماره مردم اشاره دارند. «... ملت وظیفه دارد که در جمهورى اسلامى پشتیبانى از دولتها بکند که به خدمت ملت هستند. اگر دولتى را دید که خلاف مى‏کند، ملت باید به او تودهنى بزند.»
 آنچه از فحواى کلام ایشان مى‏توان استخراج کرد عمل به احکام اسلامى و خواست مردم است.
جمهورى اسلامى یعنى این که رژیم به احکام اسلامى و به خواست مردم عمل کند
اصل دیگر، اعتقاد به نیروى عظیم مردمى در پیشبرد اهداف و جلوگیرى از انحراف و تعدى و حق کشى و عصیان است که در واقع مکمل قبول داشت قانون حضور مستقیم مردم است. نکته یا کنایت ظریف رهنمود مذکور و معیار حقانیت افراد و دولت ها، عمل به احکام اسلام است و نه تنها مردمند که به عنوان سلاح و نیروى بازدارنده مى‏توانند از خلاف‏ها جلوگیرى کنند.
غیر از بیان و طرح کلى مذکور امام حتى به مصادیق و موارد کوچک هم مى‏پردازد. امام معتقد است اگر خداى ناکرده رییس جمهورى یا وزیر یا مسوول یا حتى مجلس، قدرت طلب، مال طلب، و منحرف از مسیر حق شدند، یا در دامن رفاه در غلطیدند، مردم را باید مستقیما به صحنه فرا خواند. در تطور انقلاب به مواردى از انحراف هاى مذکور برخوردیم که زمان امام  بود و امام از همان نیروى عظیم بهره‏مند شد و مشکل و مانع را از سر راه انقلاب برداشت. هم در عملکرد دولت موقت و هم در عملکرد رییس جمهور معزول «بنى‏صدر» هم برخى مواضع و انحرافهایى که در مجلس پیش آمد و امام با تعبیر معروف لحن شما از لحن اسرائیل هم بدتر بود بر مبناى اصلِ «فاستقم کما امرت» مردم را در جریان گذاشت و آنها را به صحنه کشید و از انحراف جلوگیرى کرد. به گزیده‏اى از سخنان و پیامهاى امام دقت فرمایید:
 «جمهورى اسلامى یعنى این که رژیم به احکام اسلامى و به خواست مردم عمل کند.»
مردم انقلاب کردند، باید پاى زحماتش هم بنشینند
 «آن روزى که دیدید و دیدند که انحراف در مجلس پیدا شد، انحراف از حیث قدرت‏طلبى و از حیث مال‏طلبى، در کشور در وزیرها پیدا شد، در رییس جمهور پیدا شد، آن روز بدانند که علامت این که شکست بخوریم، خودنمایى کرده، از آن وقت باید جلویش را بگیرند، رییس جمهورى که بخواهد سلطنت کند به این مملکت، خود مردم باید جلویش را بگیرند، مجلسى که بخواهد قدرتمندى نشان بدهد و آن مسایلى و آن افرادى که سابق در مجلس بودند، آن کارها را بکنند، خود مردم باید جلویش را بگیرند.»
امام در برابر مشکلات مردم را به صحنه دعوت مى‏کند و از تجارب حکومتى صدر اسلام به خصوص مصایبى که پیامبران الهى با آن روبرو بوده‏اند و مواردى را براى آنان یادآور مى‏شود که مبادا تصور کنند با پیروزى مردم به شکست طاغوت وظیفه تمام شده است:
 «مردم انقلاب کردند، باید پاى زحماتش هم بنشینند مردم، پیغمبران و پیغمبر اسلام (ص) را و ابراهیم (ع) را در نظر بگیرند، ببینند که با آنها چه مخالفتها شد ولى دست از هدفشان نکشیدند، اگر ما مسلمانیم باید دنباله‏روى آنها باشیم.»
نکته قابل تامل این که امام هم از همان آغاز پیروزى و هم در جریان دفاع مقدس و موارد دیگر اصول مقاومت و ایستادگى در برابر مشکلات را به مردم درس مى‏دادند.
 «امروز کشور ایران روى پاى خودش ایستاده است. لذا زحمتها و توطئه‏ها را هم باید تحمل کرد، مردم ما باید دائما پیغمبر اکرم (ص) را به یاد بیاورند. پیغمبر اکرم (ص) قیام کردند، پایدارى کردند. زحمتها را متحمل شدند، در مکه با آن همه زحمت مواجه شدند، و در محاصره شعبه آن همه رنج کشیدند و بعد در مدینه تمام ایام زندگیشان را با رنج و زحمت تمام کردند و حضرت حتى در بستر بیمارى به جیش اسامه دستور حرکت دادند، ما هم تا آخر زحمتها و رنجهاى توطئه ابرقدرتها را باید تحمل کنیم. ما موظف هستیم تا امر الهى را انجام دهیم.»
در ادامه همان سخنان روشنى بخش با تذکر اصالت مردم، براى اقامه احکام اسلامى آنان را نسبت به خطرهاى دشمن هشدار مى‏دهد:

---------------------------------------------------------
منبع: نشریه حضور، شماره 18  




برچسب ها: امام خمینی، مردم، فشار، پیوند امام و امت، آزادی، سازندگی، جمهوری اسلامی، خواست مردم، محبت،  

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 22 مهر 1388 توسط محمد امامی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn